تاريخ
شفاهي در گفتوگو با دونالد ريتچ:
چگونه
تاريخ شفاهي را اجرا كنيم - جسي نيكلاس
/ ترجمه: مجيد يوسفي
بسياري
از وقايع قرون گذشته بيش از آنكه در لوح
يا كاغذ يا هر شيئي نوشته شود پس از مدتي
از اذهان محو شدند. وقايع مهم تاريخ جهان
و حتي بسياري از رخدادهاي شخصي كه ميتوانست
در آينده بشريت سهم عمده اي ايفا كند ديگر
هيچ مفهومي از آن در اذهان بشر باقي نمانده
است. تاريخ شفاهي طي كمتر از 90 سال هم اينك
به يكي از منابع عمده تجربيات گذشتگان اين
كره خاكي تعلق دارد. دونالد ريتچ يكي از
مشهورترين مولفين و دست اندركاران تاريخ
شفاهي در آمريكا بخشي از تجربيات خود را
در اين مصاحبه به تحرير آورده است. او در
اين مصاحبه مي خواهد چگونگي ثبت حافظه بشري
را در درون يك نوار به ما بياموزد. دوناد
ريتچ هم اينك كارشناس ارشد بخش تاريخ شفاهي
كنگره امريكاست. او نويسنده دو كتاب مشهور
آمريكا نيز است: گنگره و روزنامهنگاران
واشنگتن، تاريخ يك ملت آزاد.
يك مصاحبهكننده
خوب بايد چه ويژگيهايي داشته باشد؟
استاد تركل
اجراي يك مصاحبه موفقيتآميز را <شركت
در مكالمات و يك فنجان قهوه> ميداند.
شيوه مصاحبه او محجوب و رك و دلسوزانه و
در موقع لزوم چالش برانگيز است. مصاحبه
شوندهاي او را بيقيد ميداند: <او
سوالات كاوشگرانه نميپرسيد و كاري ميكرد
مردم به حرف بيايند و اين داستانهاي كوچك
عجيب را درباره خود بگويند، او شنونده خوبي
است.> تمام مصاحبهكنندگان تاريخ بايد
براي مصاحبه شوندههايشان محيطي آرام
فراهم كرده و به حرفهايي كه قصد گفتنش
را دارند به دقت گوش داده، به عقايدشان
احترام گذاشته و پاسخهاي صادقانه را تشويق
كنند. مهارتهاي شنيداري خود بهخود حاصل
نميشوند و مصاحبهكنندگان براي كسب اين
نتايج بايد سخت تلاش كنند. مصاحبهها
تا حدي اجرايي هستند، نه تنها مصاحبهكنندگان
قصد كنترل خود را دارند، مصاحبه شوندهها
نيز اغلب براي يادآوري و توصيف وقايع گذشته
دستپاچه ميشوند؛ چون آنها نيز ميخواهند
كارشان را بهنحو مطلوب انجام دهند. هيچكس
دوست ندارد فراموشكار و گنگ به نظر برسد.
مصاحبهكنندگان تاريخي بايد در مصاحبه
مانند يك شريك رفتار كنند و تاجايي كه امكان
دارد به مصاحبه شوندهها كمك كنند احساس
راحتي، نزديكي و دقت را بهدست آورند. مصاحبهكنندگان
بايد بدون راهنمايي اسامي، تاريخها و
اطلاعات ديگر را ارائه دهند تا مكالمه
را همچنان ادامه دهند. يكي از وظايف بحراني
مصاحبهكنندگان اين است كه به منظور ارزيابي
گذشته حس اكراه را به صداقت و شايد انتقاد
از خود تبديل كنند. قوانين و اصول بنيادي
كه در مورد همه انواع مصاحبه تاريخي شفاهي
بهكار ميرود؛ عبارتند از: اجراي تكاليفتان،
آماده شدن؛ طرح پرسشهاي معنادار اما نامحدود؛
قطع نكردن پاسخها؛ دنبال كردن چيزي كه
ميشنويد؛ آگاهي كامل از تجهيزات خود؛
پردازش فوري كاستها و به خاطرداشتن و
تمرين اخلاقيات مصاحبه.
يك مصاحبهكننده
چگونه بايد براي مصاحبه آماده شود؟
خود را با
اطلاعاتي كه در مورد موضوع و مردم مصاحبه
شونده و خانوادهها، جوامع، شغلها، موفقيتها
و شكستهايشان وجود دارد، آشنا سازيد.
مصاحبهكنندگان در ابتدا با خلاصهاي
در مورد مصاحبه شوندهها آشنا شده و سپس
وارد جزئيات ميشوند. براي درك و تنظيم
سوالات منابع منتشر شده از قبيل پيشينه
خانوادگي، شهر، موسسه و پيشينه وقايعي
كه بهطور انفرادي تجربه كردهاند را
مطالعه كنيد. موضوعات قبلي روزنامهها
و مجلات، شجرهنامههاي منتشرشده يا
نشده و منابع ديگري كه احتمالا در بخش
تاريخي كتابخانهها يافت ميشوند آغاز
طبيعي تحقيق است. بعضي از مصاحبه شوندهها
اوراقشان را در كتابخانه به امانت گذاشتهاند
اما هنوز اكثرشان اوراق، مجموعهها و خاطرات
ديگرشان را در كمدها و اتاقهاي زير شيرواني
و زيرزمينها نگهداري ميكنند، از آنها
بخواهيد اين نوشتهها را پيش از مصاحبه
ارائه دهند. اگر هيچكدام از اينها در دسترس
نبود بخواهيد توضيحي اجمالي ازخودشان ارائه
دهند و منابع ديگري به شما پيشنهاد كنند.
يكي از روشهاي آموزنده آماده شدن براي
مصاحبه، خواندن يا گوش دادن به تاريخ شفاهي
ديگران است. براي انجام پروژه خود از مصاحبههاي
ديگر يا نوارها و رونوشتهاي امانتي كتابخانه
استفاده كنيد. تكنيكها، حتي از يك مصاحبه
به مصاحبه ديگر، براساس اظهار نظر مصاحبهكننده
و همكاري و پرگويي مصاحبه شونده با هم فرق
دارند. بررسي انواع مختلف پرسشها و روشهاي
پرسيدن آنها كمكتان خواهد كرد تا شيوه خاصي
از طرح پرسش براي خود ايجاد كنيد.
طي سال 1970
اعضاي سابق كنگره با بيش از 100 سناتور و
نماينده سابق مصاحبه كردند و نوارها و رونوشتها
را به كتابخانه كنگره دادند. رونوشتهاي
تعدادي از شركتكنندهها انواع گوناگوني
از شيوهها و رويكردها را فاش كرد: پرسشهاي
مورخان بيشتر در چارچوب زندگينامهاي
است؛ دانشمندان سياسي در مورد ارشديت،
كاركنان، ماموريتهاي كميتهاي، رهبري
و جنبههاي ديگر رفتار گروهي كنگرهاي
پرسشهاي سازماني ميپرسند. هنگام آماده
كردن بودجه براي هر ساعت مصاحبه به اندازه
10 ساعت كار تحقيقاتي وقت صرف كنيد. معمولا
فقط جلسات اوليه مصاحبه به اينگونه تحقيقات
پيشرفته نياز دارد و مصاحبههاي بعدي براساس
تحقيق اوليه خواهد بود و براي آمادگي زمان
كمتري صرف ميشود. هزينه آمادگي زماني،
آنقدر كاهش مييابد كه با يك سرمايهگذاري
در تحقيق اوليه چندين مصاحبه قابل اجرا
باشد.
آيا انجام
تحقيق بيش از حد ضروري است؟
بله، اين
تنها روش تعيين كننده پرسشها است. هر چقدر
مصاحبهكنندهها در مورد فرد و موضوع
اصلي بيشتر بداند، راحت تر ميتواند با
او ارتباط برقرار كند و مصاحبه را انجام
دهد. مصاحبه شوندهها حوصله مصاحبهكنندهها
را كه پرسشهاشان نشان ميدهد چيزي در
مورد موضوع نميدانند را ندارند. تحقيق
نيز با ارائه اطلاعاتي كه مصاحبهكننده
آنها را فراموش كرده به وي كمك ميكند.
همين كه به گذشته برميگردند تعداد كمي
از افراد اسامي و تاريخها را به دقت به
ياد ميآورند، زماني كه آنها سعي در به
ياد آوردن اين اسامي (آن مرد قد بلند، ميدوني
اسمش چي بود، اقتصاددان، پيپ ميكشيد)
دارند مصاحبهكننده نبايد حركتي از خود
نشان دهد. اگر مصاحبهكننده نام را بگويد
(منظورتان جان كنت گالبرايت؟) مصاحبه شونده
با آسودگي بيشتر و بدون وقفه به مصاحبه
ادامه خواهد داد و اگر نميدانيد قول بدهيد
بعدا براي پركردن رونوشت نگاهي به اين نام
بيندازيد. اكثر مصاحبه شوندهها بهويژه
افراد مسن، براي گفتن خاطراتشان اطمينان
نميكنند و مصاحبه را بيشتر به صورت يك
تست ميبينند. مصاحبهكنندگان بايد سعي
كنند آرامشان كنند، تاريخها نيز حائز
اهميت هستند، چون مردم اغلب وقايعنگاري
و ادغام وقايعي را كه در زمانهاي مختلف
اتفاق افتادهاند را با هم قاطي ميكنند.
با به ميان آوردن <اين اتفاق در سال 1960
افتاده بود نه 1970> مصاحبهكننده به مصاحبه
شونده كمك ميكند تا به صحبتهاي خود ادامه
دهد. مصاحبهكننده بايد بداند از مصاحبه
شونده انتظار چه چيزهايي را دارد و چه چيزهايي
را ندارد. ممكن است مصاحبه شونده ادعا كند
كشمكش با account ديگر مشوق آنها براي توضيح
بيشتر است و ممكن است موضوعاتي كاملا
جديد ارائه دهد كه جزيي از تحقيق اصلي نبوده
است شما نيز با عبارت زير اين موضوعات جديد
را كشف كنيد: <من چيزي درموردش نميدونم،
ميتوني در موردش بيشتر توضيح بدي؟.>هرچند
پرسشگران براي آماده كردن به موقع سوالات
بايد بسيار تلاش كنند، گاهي اوقات بايد
براي دنبال كردن مسيرهاي انحرافي مصاحبه
شوندهها كه ممكن است اطلاعات ارزشمندي
ارائه دهند، وقت صرف كنند.
براي هر
مصاحبه چند پرسش بايد طرح شود؟
پرسشها
هرچه بيشتر باشد بهتر است. بعضي از مصاحبه
شوندهها به يك سوال بسيار ساده پاسخهاي
بسيار طولاني ميدهند و ممكن است طي يك
تكگويي چندين پرسش از فهرست پرسشهاي
مصاحبهكننده را حدس بزنند و بيدرنگ
در مورد اين موضوعات شروع به بحث كنند،
بعضيها بسيار خلاصه پاسخ ميدهند و
براي حرف كشيدن از آنها بايد چندين سوال
بپرسيد. هر وقت كه رهبر اكثريت مجلس سنا
<مايك مانسفيلد> در برنامه <ملاقات
جرايد> حاضر ميشد، مصاحبهكنندگان
برنامه بايد براي ميهمانان ديگران دو برابر
پرسش آماده ميكردند چون سناتور برحسب
عادت پاسخهايش به <بله> و <خير> خلاصه
ميشد. اگر مصاحبهكننده پرسشهايي بيش
از زمان تعيين شده حاضر ميكرد، بايد جلسه
مصاحبه ديگري تشكيل ميشد.
از پرسش
سوالاتي كه جواب كوتاه دارند اجتناب كنيد،
مانند <شما در گراندرپيد بزرگ شديد؟<
>بله< .>و آنجا به مدرسه دولتي رفتيد؟<
>بله.> به جاي اينكه نوشتههاي تحقيقاتي
خود را بازبيني كنيد، بپرسيد <وقتي شما
در گراندرپيد بوديد آنجا چطور بود؟> و
<در مورد مدارسي كه رفتيد توضيح دهيد>،
رونوشتهايي كه حاوي پاسخهاي تك جملهاي
هستند، نشاندهنده تكنيكهاي ضعيف مصاحبه
است. مورخان شفاهي خواستار پاسخهاي وسيعتر،
طولانيتر و تفسيريتري هستند. بيش از
يك پرسش نپرسيد؛اكثر مصاحبه شوندهها
فقط به يكي از آنها پاسخ خواهند داد. مصاحبهكننده
بايد بخش بعدي سوال را ديرتر بپرسد وگرنه
در جريان توضيح دادن فراموش ميشود.
چند بار
بايد با يك فرد مصاحبه كرد؟
تاريخهاي
شفاهي تكجلسهاي شبيه <تصوير لحظهاي
صوتي> هستند. براساس اهداف و بودجهتان
سعي كنيد با هر فرد بيش از يك بار مصاحبه
كنيد، چون براي شكستن يخ اغلب افراد بيش
از يك مصاحبه نياز است. ملاقاتهاي مكرر
صميميتي ايجاد ميكند كه باعث افزايش صداقت
ميشود. پرسشگر و مصاحبه شونده هر دو به
زمانهايي نياز دارند تا ارتباطشان راگسترش
دهند و سوالات مشكل بپرسند و پاسخهاي
صادقانه ارائه دهند. مصاحبه شوندهاي جلسه
چهارم مصاحبهاش را با اين جمله آغاز كرد
<تاكنون به خاطر شما شكر اندود شده دادهام>
و سپس در باره روابط حرفهاي ناپسندش صحبت
كرد.وي پيش از اينكه احتياطش را كاهش دهد
پس از سه جلسه مصاحبه اعتماد خود را بهدست
آورد. مصاحبه شوندهها موضوعات را عمدا
مخفي نگه نميدارند چون براي اينكه كسي
تمام جزئيات را به خاطر آورد زمان زيادي
نياز است. اكثر ذهنها بهطور منظم و دقيق
عمل نميكنند و بسيار از ما نميتوانيم
به ترتيب زماني خاطراتمان را به ياد آوريم
و بهطور منطقي طبقهبندي كنيم. معمولا
حافظه با تداعي عمل ميكند. ممكن است مصاحبهشوندهاي
در مورد دولت رئيس جمهور هري ترومن بسيار
صحبت كند و موضوع را كاملا خستهكننده
جلوه دهد تا اينكه در جلسه آخر كه سوال در
مورد جان افكندي است پاسخها اينگونه
باشد: <كندي نسبت به ترومن مديريتي متفاوت
داشت>، سپس مصاحبهشونده نمودي از سالهايي
را كه ترومن هنوز وارد اذهان نشده بود تعريف
ميكند. بعضي از مصاحبهشوندهها دوست
ندارند زياد صحبت كنند و ممكن است از <ترس
ميكروفن> را تحمل كنند و عصبي شوند و شايد
هم زياد باهوش نباشند و حافظههايشان تيره
و تار باشد. مصاحبهشوندهاي در خانه پرستاري
طي مصاحبهاي دو بار خوابش برد و هر وقت
بيدار ميشد، پرسشگر شروع به جمعآوري
تجهيزات ميكرد و مصاحبه را طوري ادامه
ميداد كه انگار اصلا وقفهاي ايجاد
نشده است.
جلسه دومي
وجود ندارد و مصاحبهشوندههاي ديگر با
پرگويي، شما را متعجب خواهند كرد. در اينگونه
موارد، بهتر است تا زماني كه مصاحبهكننده
حس كند كه موضوع اصلي خسته كننده شده، چند
جلسه برگزار شود. اما مراقب مصاحبهشونده
تنهايي كه ميخواهد عمدا جلسات مصاحبه
را طولاني كند، باشيد. برخي از مصاحبهشوندهها
بازديدكنندههاي كمتري دارند يا اينكه
خانوادههايشان آنها را جدي نميگيرند
بنابراين در ميان حضار به عيش و نوش ميپردازند.
نسبت به نيازهاي مصاحبهشوندههاي مسنتر،
حساستر باشيد، اما يادتان باشد شما روانپزشك
نيستيد تا جلسات درماني نامحدود و آزاد
برگزار كنيد.
يك مصاحبه
متوسط چقدر بايد طول بكشد؟
هر جلسه
مصاحبه را بيش از 2 ساعت طول ندهيد مگر اينكه
در سفر باشيد و برنامهاي سفت و سخت داشته
كه به جلسات طولانيتر و حتي 24 ساعته
نياز باشد. جلسات طولانيتر اغلب روي
مصاحبهشوندههايي كه خسته و گيج ميشوند
تاثيري <مسكنوار> دارد. پرسشگر در شنيدن
حرفها نيز مشكلاتي خواهد داشت، اگر
جلسات طولاني مدت لازم باشد، چندين
بار استراحت بدهيد تا هر دوطرف استراحتي
داشته باشند.
از اول بايد
با چه كسي مصاحبه كرد؟
از لحاظ
منطقي، كارتان را بايد با افراد مسنتر
و بازيگران مهمتر وقايع يا جامعه تحتپيگردتان
آغاز كنيد. بنا بر يك سري دلايل، بعضيها
نسبت به سازمان، تخصص، ياجامعه؛ تاثير،
احترام و ثبات بيشتري نشان ميدهند. ممكن
است بازيگري داراي سمتي مهم و شخصيتي خونگرم
و مراقب باشد يا به عنوان مورخ با بايگاني
غيررسمي موسسهاي كار كند. اگر مصاحبه
در ابتداي روند صورت گيرد مصاحبه شوندههاي
ديگر شناسايي و تعيين محل ميشوند و براي
انجام مصاحبه رغبت بيشتري خواهند داشت.
همياري كساني كه مورخان شفاهي آنها را <دروازهبان>
مينامند، اغلب واجب است.ممكن است دروازهبان
كارمندي طولاني مدت باشد كه هنوز با همكاران
يا يك زوج نجات يافته شده، خويشاوندان ديگر
يا دوست صميمي شخص مهم وقايع در ارتباط
است. ديگران اغلب تا زماني كه دروازهبان
مصاحبهها را تصديق نكرده منتظر ميمانند
زماني كه <دوقلوهاي غبار طلا> كه بيشتر
قانونگذاري نيديل را انجام داده بودند،
سعي داشتند با بنجامين كوهن و توماس كوركوران
مصاحبه كنند. كوركوران، پاسخنامهها و
تماسهاي تلفني مرا نميداد اما يك روز
بعد از مصاحبه من با كوهن؛ منشي كوركوران
قرار ملاقاتي برايم تعيين كرد به اين
معنا كه من از بازرسي سربلند بيرون آمدهام.
هميشه
وقايع آماري را به خاطر بسپاريد.طرح يك
پروژه تاريخ شفاهي ممكن است آنقدر وقتگير
باشد كه با آغاز پروژه مصاحبه، باهوشترين
مصاحبهشوندهها فوت كنند يا آنقدر بيمار
باشند كه نتوانند مصاحبهاي مفيد ارائه
دهند. مصاحبهشوندههاي پنهاني بايد طبق
سن، اهميت موضوع پروژه و در دسترس بودن
بر حسب زمان و مكان گروهبندي شوند. افراد
جوانتر و آمادهتر و دورتر را براي مرحله
پاياني پروژه نگه داريد. مصاحبههاي مسافرتي
اغلب نياز به جمعآوري مصاحبهشوندههايي
دارد كه در يك مكان خاص زندگي ميكنند.
همچنين توصيه عملي روزنامهنگاري را به
ياد داشته باشيد: <كارتان را با كساني
آغاز كنيد كه بيشتر همكاري ميكنند.>
افرادي كه كمتر همكاري ميكنند نياز به
دعوتهاي مكرر و ترغيبهاي صبورانه دارند.
در نهايت نيز ممكن است تنها به دليل ايجاد
حس بدگماني در مخالفانشان يا سعي در كسب
امتياز انحصاري در گزارشات تاريخي راضي
به مصاحبه شوند. |