گزارش
شب همبستگي با كارگران زنداني ايران و بويژه
كارگران زنداني شركت اتوبوسراني تهران
و حومه – نيويورك جون ۲۰۰۸
مراسم شب
همبستگي با كارگران زندانى ايران در محل
برشت فروم نيويورك برگزار گرديد. بهايوارى
دسى دبير كل اتحاد تاكسيرانان نيويورك
و حورى صهبا از جانب اتحاد بين المللي
در حمايت از كارگران در ايران سخنرانان
جلسه بودند و ميمى روزنبرگ اداره جلسه را
بر عهده داشت.
در ابتدا خانم ميمى روزنبرگ به مدعوين خوشامد گفت ونكاتى را در اهميت بر گزارى چنين مجامعى تاكيد نمود. سپس برنامه را اعلام وسخنرانان را معرفي نمود. متاسفانه بهايوارى دسى بعلت فوت پدر مجبور به مسافرت به هند گرديده بود تا در مراسم تشييع شركت نمايد.جلسه مراتب تاسف عميق خود را از دريافت اين خبر ناگوار اظهار نموده و با ايشان اعلام همدردى نمود.
پس از آن برايان جونز اشعارى ازاحمد شاملو را به انگليسى دكلمه نمود. سپس حورى صهبا در باره " بازسازى همبستگى بين المللى كارگرى " سخن گفت. متن سخنان نامبرده ضميمه ميباشد.
سپس برايان
جونز اشعارى از ناظم حكمت را قرائت كرد
كه مورد توجه حاضرين قرار گرفت. در
بخش سوال و جواب كه زمانى بالنسبه طولانى
را در بر گرفت مسائل بسيارى از طرف شركت
كنندگان مطرح و مورد بحث و گفتگوقرار گرفت.
بخش پايانى جلسه اشعارى از دنيس بروتوس را در بر ميگرفت كه با استقبال حاضرين مواجه شد.
اين برنامه
توسط كميته حمايت از رانندگان اتوبوس تهران
ترتيب يافته بود و از جانب ليبر نوت، كاررزار
صلح و دمكراسى واتحاد بين المللى در حمايت
از كارگران ايران حمايت شده بود.
ترجمه
متن سخنرانى حورى صهبا
بازسازى
همبستگي كارگرى: گام به گام
سال ۱۹۸۰ در يك كارخانه ريسندگي و بافندگي كار ميكردم كه ۳۵۰ كارگر داشت. من در قسمت ريسندگى و بوبين ها بودم. در اين قسمت زنان و بچه هاى بين ۱۲ تا ۱۷ ساله كار ميكردند. كارگران در سه شيفت هشت ساعته كار ميكردند و البته زنان و بچه ها از شيفت شب معاف بودند.
بعد از انقلاب ۱۹۷۹ ما يك شوراى كارگري انتخاب كرديم كه پنج نفر عضو داشت. اينها پيشرو ترين محبوبترين و رزمنده ترين كارگران كارخانه بودند. تا پيش از آن كارخانه يك نماينده كارگر داشت كه ازطرف صاحب كارخانه منصوب شده بود و همه كارى ميكرد مگر نمايندگى منافع كارگران! اولين قدمى كه شوراى كارگرى برداشت بازپرداخت عيدى پاداش و سود ويژه معوقه بود. بعد از آن مجمع عمومى را فرا خواندند كه تقريبا ماهانه يكبارمنظما تشكيل ميشد و در نهايت بالا ترين ارگان تصميم گيرى بشمار ميرفت. در پايان شيفت كارى يكبارمعمولا پانزده دقيقه زودتر كار را تعطيل ميكرديم تا بتوانيم با شيفت بعدى گرد هم بياييم و مسايل مورد علاقه مان را صحبت كنيم. محل گردهمايى انبار پنبه بود و از عدل هاىپنبه بعنوان تريبون استفاده ميكرديم. سخنران بالاى يكى از آنها ميپريد و حرف ميزد!
در طول شش
ماه بعدى توانستيم وقت ناهار و يك وعده
غذاى گرم لباس كار تصفيه هواى كارخانه كه
هميشه مملو از غبار پنبه بود و بسيارى چيز
هاى ديگر را بگيريم. آگاهى طبقاتى اندك
اندك گسترش مييافت.
وقتى جنگ ايران وعراق شروع شد اين دوران طلايى بسر رسيد! توليد توليد و توليد براىجبهه ها به "تنها مساله مطرح" تبديل گرديد. بزودى سه نفر از اعضاى شوراى كارگرى به بهانه توطئه عليه توليد اخراج شدند چرا كه فراخوان مجمع عمومى را داده بودندكه در شرايط عادى يك رسم متداول بود و هيچ مباينتى هم با توليد نداشت.
هراعتراضى " خدمت به دشمن " و "ضد انقلاب اسلامى" خوانده شد و بشدت سركوب گرديد. دستاورد هاى ما يكى يكى باز پس گرفته شدند. جنبش كارگران گردن زده شد و سازمانهايشان داغان گرديد و مبارزه طبقاتى مساله مرگ و زندگى گشت. تصوير بزرگتر در سطح كشورى نيز كمابيش همين بود. جنگ قسمت اعظم دستاوردهاى كارگران را منهدم نمود. شوراهاى كارگرى سنديكاها و اتحاديه ها با خشونت تمام مورد حمله قرار گرفتند و در طى دو سال بعدى موج عظيمى از دستگيرى زندان تعقيب ومحاكمه فعالين اتحاديه ها و كارگران رزمنده و پيشرو را جارو كرد.
نئوليبراليسم
"برنامه بازسازى دولت" را در دستور
كار گذاشت تا قدرت وهژمونى خود را تثبيت
نمايد. خصوصى سازى تعديل نيرو و اخراجهاى
وسيع ناامنى شغلى وبطور كلى تغيير رده
بنديهاى درونى طبقه كارگر مشخصات بارز
اين سياست نئو ليبرالى در ايران بود. كارگران
نيمه وقت و كارگران مهاجرقريب به دو ميليون
و نيم مهاجرافغانستانى) به ارتش ذخيره كار
افزوده شدند. در مورد كشور هاى پيشرفته
صنعتى مثل كانادا، امريكا، كشورهاى اروپايى
و غيره نيز ما شاهد كاركردى مشابه بوديم.
باضافه چند خصوصيت ديگر از جمله انتقال
كارخانه ها و بخشهاى خدماتى به منابع كارارزان،
ساعات طولانى تر كار، الگو هاى جديد مصرف
و افزايش صعودى وام ها كه در درازمدت
به همان فلاكت منجر خواهد شد.
با اينوجود، كارگران ايران هنوزهم يكى از رزمنده ترين بخشهاى طبقه كارگر جهانى ميباشند. گريزديگرى هم نيست. بر اساس گزارشى كه اخيرا در مورد تضييع حقوق كارگران- اجتماعى و اقتصادى – منتشر شده در شش ماهه نخست سال ۲۰۰۶ تعداد رسما اعلام شده بيكارسازيها به بيش از ۱۲۰۰۰۰ نفر رسيد . اين بر طبق آمار منتشره توسط وزارت كارميباشد. ۲۰۵۴۹ نفر از كارگران از ۹۱ كارخانه اخراج شدند و ۲۶۰۰۰ كارگر از ۱۰۸ كارخانه و كارگاه به مدتهاى طولانى دستمزد هاى خود را دريافت نكرده اند. آمار واقعى همواره بسيار بيش از اينهاست و بالغ بر چند صدهزارنفر بالغ ميگردد.
تاريخا كارگران شركت ملى نفت ايران ارگان هدايت كننده و رهبرى جنبش كارگرى ايران بوده اند. در نتيجه سياستهاى سرمايه دارى جهانى بخش عمده كارگران شركت ملى نفت ايران به كارگران قراردادى شركتهاى مقاطعه كار تحول يافته اند. اين شركتها كارگران را براى ۸۹ روز استخدام ميكنند وبعد براى يكروز ايشان را اخراج كرده سپس قرارداد را براى ۸۹ روز ديگر تمديد مينمايند. امروزه بخش عظيمى از كارگران در ايران كارگران ۸۹ روزه و يا كارگران موقت قراردادى هستند. نتيجتا كارگران خدمات عمومى در حال حاضر هماهنگ ترين بخش طبقه كارگر بشمار ميروند. هفده هزار كارگر شركت اتوبوسرانى تهران و حومه- شركت واحد- در سال ۲۰۰۴ سنديكاى مستقل خود را تشكيل دادند و بلافاصله مورد تهاجم و سركوب واقع شدند. رهبران سنديكا مكررا دستگير، مضروب وزندانى شده اند و با اينهمه مبارزاتشان را تا كنون ادامه داده اند. منصور اصانلو از جولاى ۲۰۰۷ در زندان بسر ميبرد ولى وى تنها كارگر زندانى نيست. محمود صالحى به جرم سازماندهى كارگران به مدت يكسال در زندان بسر برد. طه آزادى جوانمير مرادى از عسلويه شيث امانى سعيد حضرتى و بسيارى ديگر هنوز در زندانها هستند. پرونده هاى جليل احمدى، فريدون نيكوفرد، احمد نجاتى، قربان عليپور، محمد حيدرى مهر و ابوالفضل عابدينى از نيشكر هفت تپه هنوز باز است و اتهامات عليه كارگران لاستيك سازى البرز شاهو سنندج و غيره هنوزدر جريانند.
لئو پانيچ جائى گفته است سيستم سرمايه دارى جهانى به بالاترين درجه متشكل و مجهز است. نياز هست كه همبستگى بين المللى توانمندى بازسازى شود. لازم است كه تفاوتهاى درونى ما تبديل به نقاط قدرت آن شود(نقل به معنى). براى نيل بدين مقصود بويژه در آمريكاى شمالى نياز هست كه ساختار بشدت بوروكراتيك و بشدت متمركز اتحاديه هاى موجود و كاركرد آنها تغيير داده شود. مدل تصميم گيرى ازبالا به پايين بايستى به مدل ازپايين به بالا متحول گردد.
بعنوان مثال كميته همبستگى بين المللى CUPE انتاريو در كانادا هم اكنون همين الگو را دنبال ميكند الگوى WORKER TO WORKER . براساس اين مدل درهاى كميته به روى گروههاى فعالين سازمانهاى توده اى كمپين ها و غيره باز شده است. همبستگى كارگرى در اين مدل ديگر محدود به نوشتن نامه هاى حمايتى ويا اندكى كمك مالى نيست بلكه و اساسا متكى بر سازمان دادن محافل سوسياليستى كنفرانسها و كميته هائيست كه بشدت فراگير بوده و اعضاى اتحاديه ها را براى شركت در جنبشهاى عملا موجود تظاهراتها پيكت ها و غيره آموزش ميدهد و ترغيب مينمايد. اين مدل به توده ها ميآموزد كه رابطه تنگاتنگى بين مبارزات كارگرى محلى كشورى و بين المللى وجود دارد. و سرانجام اين مدل تلاش ميكند كه اين آگاهى طبقاتى و جنبش طبقاتى را زنده و سر پا نگهدارد.
مسلم است كه نئو ليبراليسم نيز برنامه خود را دارد و راه حلهاى خود را ازطريق تشكلاتى ازقبيل "مركز آمريكائى همبستگى بين المللى كارگرى" به مرحله عمل در ميآورند. بهمين دليل بايد اذعان داشت كه در حال حاضر انديشه هاى نئو ليبراليستى راه خود را درتشكلهاى كارگرى ايران نيز باز كرده است و بعضا شاهد عملكرد اين گرايش ليبرالى هستيم كه بايستى به لحاظ تئوريك وعملى مورد نقد دائمى قرارگيرد. ما اعتقاد داريم كه هر تلاشى براى ايجاد همبستگى كارگرى لزوما و قطعا ميبايست از دولتها و تشكلات وابسته بدانها مستقل باشد.
اينجا ميخواهم يك نكته ديگر را هم اشاره كنم. مخالفت با سياست و عملكرد نئوليبراليستى رژيم جمهورى اسلامى ايران نبايست به معناى موافقت با دخالت در ايران متباين گردد. ما مخالف هر نوع دخالت نظامى و غيرنظامى به هر شكل و اندازه در ايران از توسط آمريكا و متحدينش ميباشيم. تجربه هشت سال جنگ با عراق كه مبارزات كارگران ايران را سالها به عقب راند و دستاوردهاى آنان را در هم كوبيد هنوز فراموش نشده است. همان تجربه مارا بس!
سرانجام در دنيائى كه وقايع و شرايط به سرعت متحول ميگردد، جريان آرام و تدريجى ساختمان همبستگي انترناسيوناليستى كارگرى كفايت نميكند... همگان شاهديم كه قيمت مواد غذائى به چه سرعتى افزوده ميشود، گرسنگى و قحط زدگى توده هاى وسيع در سراسر جهان بشدت گسترش مييابد، نرخ تورم مهار گسيخته است، در اين ميان تنها شركتها و بانكها و موسسات جهانى سود هاى كلان ميسازند.
با بحران و ركود اقتصادى كه در پيش رو داريم باز سازى يك همبستگى انترناسيوناليستى كارگرى ضرورى است. هزاران كارگر لاستيك سازى البرز كارگران نيشكر هفت تپه و كارگران شركت اتوبوسرانى واحد تهران همچنان در صحنه مبارزه اند و فعالين كارگرى در زندانها همچنان به مقاومت ومبارزه خود ادامه ميدهند. آنها به حمايت و پشتيبانى ما نياز دارند! كارگران زندانى ميبايست فورا و بدون قيد و شرط آزاد شوند. لازمه اين امر بازسازى يك همبستگى انترناسيوناليستى مبارز است: خشت با خشت بايد آن را بنا نهاد.