یداله خسروشاهی

فايلهاي صوتي  :  1   2   3   4   5   6 
 

نگاهی به مباحث طرح شده در مورد تشکل یابی کارگران در ایران 

در مورد کارکرد سه ساله کمیته هماهنگی مباحثی در بین فعالین کمیته های کارگری خارج از مراکز کاری به رشته تحریر درآمده و بر روی سایتها اینترنتی منعکس شده است.
این مباحث تا آنجا که به روشن کردن مواضع نظری این جمع مرتبط بود حد اقل این حُسن را داشت که پس از چند سال بی عملی و ایجاد مانع در پیشروی برای ایجاد تشکلات درون مراکز کاری از طرف چند نفر مشخص در این کمیته، فعالین کارگری درون کمیته ضمن اطلاعیه ای هدف خود را همان " ایجاد تشکلات کارگری به همت خود کارگران" را اعلام و برای چنین هدفی یک اقدام واقعی و با برنامه را پیش روی خود قرار داده و این مانع پوشالی را که باعث پیشروی آنها جهت تحقق اهداف واقعی سازمانیابی کارگران شده است دفع نمایند.
اما در موقعیت کنونی تعلل در این هدف کار را بجایی رسانده تا افرادی که تنها برای طرح خود در کنار فعالین کارگری عکس گرفته اند و از این طریق خود را مطرح کرده اند ضمن توهین و افتراء به فعالین از جان گذشته ای چون بهزاد سهرابی،حتا وقاحت را بجایی برسانند که برای ایشان شبیه سازی کنند و آنچه لایق خود آنها است به فعالین صدیق جنبش کارگری نسبت می دهند..1
بر این اساس است که من سکوت را جایز ندانسته و لازم دیدم نظرم را بطور خلاصه نسبت به این جریان منحرف بیان کنم. اما پس از این تصمیم متوجه شدم که طی این چند سال مطالب بسیاری در مورد تشکلات کارگری چه بشکل نوشتاری و چه بصورت مصاحبه و یا ضمن برگزاری جلسات بحث گفتگو بیان داشته ام. با مراجعه به آنها تصمیم گرفتم جلسه سمینار کارگری 14مه سال 2005 را که در ونکور کانادا برگزار شد و در آن جلسه بحث و گفتگو، نظرم را در مورد کمتیه های خارج از مراکز کاری بیان داشته ام را در اختیار جمع قرار دهم، چرا که همان زمان نیز پیش بینی می شد که روال حرکت این کمیته به چنین وضعیتی برسد و هر شازده بی هویتی چنین اراجیفی را نثار فعالین راستین جنبش کارگری کند و به خود جرئت چنین جسارتهایی را بدهد.
لذا توجه خوانندگان را به این جلسه بحث و بررسی موقعیت تشکل یابی کارگران ایران که ضمیمه است جلب می کنم.
اما در انتها لازم می بینم که بر یک موضوع حیاتی جنبش کارگری تاکید کنم.
افرادی که پس از فروپاشی جبهه اصلاحات با تشخیص جهت وزش باد و به لطف یک تصادف بدرون جنبش کارگری سُرخوردند، ضمن عکس گیری در کنار فعالین کارگری ، تا کنون تمامی سعی و کوشش خود را برای ایجاد تفرقه و نفاق در این جنبش به پیش برده و به دنبال یافتن تضاد در میان فعالین این جنبش می گردند و همانند محمد قوچانی که تمام هم و غم خود را بر تخریب جنبش چپ دانشجویی گذاشته است، در تمامی نوشته های تاکنونی خود در صدد تخریب فعالین سوسیالیست جنبش کارگری و احزاب چپ موجود قلم فرسایی کرده اند، کسانی که بنیادی ترین و پایه ای ترین امر خود سازماندهی کارگران یعنی مجمع عمومی را نفی می کنند و این اصل دموکراسی کارگری را به هیچ می پندارند، کسانی که در 99 در صد نوشته های تاکنونی خود حمله به فعالین چپ و سوسیالیست و احزاب چپ را سرلوحه فعالیت خود قرار داده و ضدیت با چپ برایشان به مراتب بیش ازافشاء ماهیت جنایت کارانه رژیم اهمیت داشته و در این راه حتا توصیه می کنند که در زمان اسم بردن از دادگاه های فرمایشی رژیم از کلمه "بیدادگاه" استفاده نکنید، باید بدانند که فعالین کارگری هوشیارانه افراد ضد کمونیست و کمونیست ستیزان را در هر لباس و پوششی تشخیص خواهند داد و در صورت لزوم ماهیت واقعی آنها را بر همگان آشکار خواهند کرد.
لطفآ به بحث و گفتگوی جلسه 14ماه مه سال 2005 شهر ونکور کانادا توجه کنید. 

اول فوریه 2008
1- رجوع شود به مقاله "کسانی که هدف کمیته هماهنگی را قبول ندارند در میان اعضای این کمیته چه می کنند" درج شده درسایت های مختص مطالب کارگری