|
کانون صنفی معلمان تهران - 1:آفتاب گرم بهاری چهره ها را سیاه کرده
بود،برخی از
راه های دور آمده بودند،نگرانی از سرو روی همه می
بارید.
گوشه ای از بهارستان
تعقیب و گریز بود.گوشه ای دیگر رفت وآمد به کندی انجام
می شد.ماموران نیروی انتظامی همه جا بودند ،تا
چشم کارمی کرد آدم ایستاده بود.هر چند متر یک نفررابا باتوم کاشته
بودند.دسته ای از معلم ها دوان دوان می رفتند وچند
نفرپشت سر آنها با باتوم و مشت و لگد می
زدند.چند تا از زنان را که دراین تعقیب و کریز توان کریختن را
نداشتند،زیر باتوم از پاافتادند.برخی از
ماموران ارشد اطلاعات هم خونسرد گوشه ای ایستاده
بودند.هرگاه چند نفر از معلمان دور هم جمع می شدند
،شعار دادن را آغاز می کردند."معلم زندانی آزاد
باید گردد." هرباراین فریادسر داده می شد.مامورها به سمت
شعاردهندگان حمله می کردند. وبا مشت و لگد به جان زن و
پیرو جوان می افتادند.خیابان شلوغ بود.گروهی
لباس شخصی وارد جمعیت شدند.ابتدا جمعیت را به دو تکه تقسیم کردند
سپس هر دسته را نیز به دو دسته تقسیم نمودند. انگاه با
مشت و لگد و باتوم به جان هر دسته افتادند و
همه را متفرق کردند اما کار به همین پایان نیافت. در هر گوشه عده ای
معلم جمع شدند.و فریاد زدند. "معلم زندانی آزاد باید
گردد."تا ساعت ۱۷این روند ادامه داشت جمعیت
گروهی به سمت چهارراه استانبول و گروهی به سمت پل چوبی به راه
افتادند. گروه بسیاری از دیگر استانها هم به تهران
آمده بودند.وبا لهجه های گوناگون گفتگو می
کردند.
داخل خیابان جمهوری بودیم از روبرو دسته ای از نظامی ها
آمدند.حمله کردند از دم همه را می زدند وقیچی می
کردند.میزدند و روی زمین می انداختند.زمین
افتادگان را دستگیر می کردند.وبه جلو پیش می آمدند.پشت سر را نگاه
کردیم گروهی دیگراز نظامی ها پشت سرمان را نیز بسته
بودند.از دو طرف به جان معلم ها افتادند. تعداد
زیادی را زدند و تعداد رانیزدستگیر کردند.
اسامی دستگیر شدگانی
که تاکون گزارش شده است:
خانم ثریا دارابی سردبیر هفته نامه ی قلم معلم همسر
محمد خاکساری و سجاد خاکساری پسر ارشد محمد خاکساری و
سرکار خانم میرزایی |