|
مهاجران افغان، قربانيان نگاه سرمايهداري
انجمن بدون مرز
پيشينهء تاريخي جوامع سرمايهداري و ماقبل آن، الگويي را پيش روي ما
قرار ميدهد كه بيشباهت به رفتار امروز ما با مهاجران افغان نيست.
كليد محركهء سرمايهداري كسب سود بيشتر و استثمار فزاينده از نيروي كار
است. شرايط مهاجران در هر كشوري اجازهء چنين سوءاستفادهاي را به
كارفرمايان ميدهد.
مهاجران آفريقايي در اروپاي پس از جنگ جهاني دوم و مهاجران افغان پس از
جنگ هشت سالهء ايران و عراق، نمود مشخصي از چنين نيروي كاري است.
همچنان كه مهاجران آفريقايي توانستند ويرانههاي جنگ جهاني دوم را به
آباداني تبديل كنند، نميتوان منكر حضور مهاجران افغان در بازسازي و
بخشيدن نشاط ظاهري به كالبد بيروح و خاكستري شهرهاي پس از جنگ شد.
اما سرمايهداري همواره دچار بحرانهاي ادواري است، به همين دليل
جامعهء مصرفي اروپا دچار مشكلات ركود در توليد شد، همچنان كه در بخش
مسكن در ايران چنين اتفاقي افتاد و دولتها به جاي اصلاح و تغيير
ساختارهاي اقتصادي خود به فرافكني مشكلات اقتصادي پرداخته و نوك پيكان
حملات خود را به سمت نيروي كار مهاجر نشانه رفتند و آنان را مشكل اصلي
اقتصاد خود وانمود كردند. نيروي كاري كه بدون حمايت دولت، (نه تنها به
عنوان نمايندهء طبقهء سرمايهدار بلكه در قالب سرمايهدار بزرگ) مشغول
فعاليت بود از كار بيكار شد تا شايد اقتصاد بحرانزده را متحول كند اما
خود به شكل زايدهاي در كنار ساير نيروهاي شاغل و بيكار در جامعه درآمد
و باعث بروز مشكلات جديدي چون كار كودكان و اشتغال كاذب شد.
از اين منظر بازگشت اجباري مهاجران افغان دردي از مشكلات بيانتهاي
اقتصاد بيمار ايران را دوا نخواهد كرد. به خصوص كه مهاجران در روند
بازگشت خود و تصميمگيريهاي مربوط به آن كوچكترين دخالتي نداشتند.
اين عدم حضور در تعيين سرنوشت باعث شكلگيري نوعي مقاومت منفي در
مهاجران افغان شده است و بي راه نيست، اگر بگوييم اين شرايط موجب حضور
آنان در كارهاي مخفي و به عبارت بهتر مشاغل شناخته شده با نام
اختصاري_3 D (سخت Difficult ، كثيف Dirty ، خطرناك Dangerous ) ميشود;
چرا كه در انتخاب بين فضاي بحران زده و پر مخاطرهء حاكم بر افغانستان و
فضاي امن اما همراه با محدوديت ايران، مشخصاً انتخاب، گزينهء دوم خواهد
بود. محدوديتهايي كه از جملهء خشونتآميزترين آنها ميتوان به
جلوگيري از تحصيل كودكان افغان اشاره كرد. راهبرد بيمنطقي كه جز به
ايجاد غدهء سرطاني جديدي در زير پوست بيمار شهر نميانجامد. ديگر نكته
صدور شناسنامه آن هم با شرايط بسيار سخت تنها براي فرزندان مهاجرين
داراي اقامت، از_18 سالگي به بعد است. به اين ترتيب تمامي كودكان و
نوجوانان افغان سالهاي قبل از 18 سالگي خود را در بيهويتي به سر ميبرند
كه مشكلات ناشي از آن ناگفته پيداست.
همچنين از ديگر فشارهاي اسفناك موجود ميتوان به سوءاستفادهء صاحبان
سرمايه و ابزار توليد از شرايط به وجود آمده اشاره كرد. اين سوءاستفاده
تا جايي است كه حتي در موارد متعدد مشاهده شده كه برخي كارفرمايان با
تهديد به افشاي موقعيت غيرقانوني مهاجران به مسوولان مربوطه جهت عودت
به افغانستان، در جهت بهرهكشي بيشتر از آنان برآمدهاند و حتي در
مواردي از پرداخت حقوق معوقه و مطالبات بر حق آنان امتناع ورزيدهاند.
به علت ناامني مفرط در افغانستان امروز كه حتي زندگي و رفت و آمد
روزمرهء مردم را تحتالشعاع قرار داده و برايشان پرخطر ساخته است (كه
از جمله ميتوان به وجود انبوه مين به جا مانده از سالها جنگ داخلي و
خارجي در افغانستان اشاره كرد)مهاجران افغان تمامي محدوديتهاي زجرآور
موجود در ايران را تحمل و بر اين زندگي سخت پافشاري ميكنند.
آنان ترجيح ميدهند كودكانشان بيهويت و بيسواد باقي بمانند تا اين كه
در راه بازگشت از مدرسه روي مين قدم بگذارند. پرواضح است كه حداقل
دستمزد و اجراي هر فرمايشي از سوي كارفرما، برايشان خوشايندتر از كشته
شدن در يك عمليات تروريستي است.
با اين اوصاف چهطور ميتوان به ثمر بخش بودن اين طرح اميد داشت؟ آيا
نميتوان با تامل بيشتر راهكارهاي مناسبتري اتخاذ كرد؟نميتوان به
جاي اخراج ضربتي طرحهاي بازگشت در قالب گروههاي عظيم، با سعهء صدر
بيشتر به آنان فرصت داد تا راه كشورهاي همسايه همچون امارات كه خواهان
و نيازمند جذب نيروي كار هستند را در پيش گيرند؟
و اما در فراسوي تمامي مسايل عنوان شده يك نكته اساسي نهفته است:
وجههء انساني ماجرا كه در مباحث مطرح شده، غالباً ناديده گرفته ميشود.
پاسداري از شان و حرمت انسان بدون در نظر گرفتن مليت، قوميت، جنسيت و
رنگ و نژاد ... و در نهايت يادآوري اين اصل پايدار كه انسانيت هيچ مرزي
نميشناسد.
ل انجمن بدون مرز يك انجمن ايراني است كه در سال 1383 با دور هم جمع
شدن چند دوست در تهران تشكيل شد. هدف اصلي انجمن توجه به شان انساني،
طرح مطالبات مدني و مقابله با استثمار از طريق مبارزهء بيخشونت بود.
تاكنون انجمن در مورد موضوعاتي چون دستگيري لوري برنسون - روزنامهنگار
توسط دولت پرو، اعتراض به خشونت در ورزشگاههاي فوتبال و عدم امكان
حضور زنان در ورزشگاهها، فيلترينگ واژهء زنان ( (women در اينترنت و
اعتراض به رفتار نامناسب با مهاجران افغان واكنش نشان داده و همچنين
تعدادي از متون اصلي مبارزه بيخشونت را ترجمه كرده است. انجمن در حال
حاضر و با توجه به شرايط فعلي بدون مرز نسبت به شرايط بازگشت مهاجران
افغاني حساس شده است و از بهمن سال گذشته با انجام مصاحبه و برگزاري يك
نمايشگاه عكس نظر خود را در اين باره بيان كرده است.
|