صفحه مربوط به مطالب و لینکها و پیامهای تسلیت به مناسبت درگذشت یداله خسرو شاهی


پنج سال شد
یاد یداله خسرو شاهی گرامی باد - اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
یداله خسروشاهی، آبشاری از تجربه و مبارزه در عرصه ی جنبش کارگری
گرامی باد یاد رفیق یداله خسروشاهی
به یاد یدالله خسروشاهی در سومین سالگرد درگذشتش
در فقدان یدالله خسروشاهی، سه سال گذشت
يادی از يدی
مراسم وداع با یداله خسروشاهی

سخنرانی امیر پیام به یاد یداله خسروشاهی در تورنتو

تاریخ شفاهی جنبش کارگری در صنعت نفت از زبان یداله خسروشاهی

مراسم خاکسپاری و یاد بود یدالله خسرو شاهی
به یاد رفیق و کارگر مبارز یداله خسروشاهی
آخرین مصاحبه ها با یداله خسروشاهی!
به یاد رفیق یداله خسروشاهی کارگر مبارز و آگاه
به یاد یداله خسرو شاهی در دومین سالگرد درگذشت او
پیام اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران به مناسبت سالگرد خاموشی یداله خسرو شاهی
مراسم سالگرد درگذشت یداله خسرو شاهی
سپاس گزاری خانواده یدالله خسروشاهی
یدالله خسرو شاهی، چرا یک رهبر سوسیالیست جنبش کارگری؟
رفيق يدی به گردن طبقه کارگر حق دارد
گزارش مراسم یادبود زنده یاد یدالله خسرو شاهی در استکهلم
مراسم یادبود یدالله خسروشاهی در استکهلم
گزارش مراسم خاکسپاری و بزرگداشت یدالله خسرو شاهی
در حسرت دیداری دیگر-ایوب رحمانی
--------------------

پیام های تسلیت بمناسبت در گذشت نابهنگام یدالله خسرو شاهی
------------------------
به یاد یداله و بهزاد - فريد پرتوى
فريد پرتوى - ۴ فوریه ۲۰۱۲
به یاد یداله خسرو شاهی-جلیل محمودی
پيام اتحاديه كارگران پست كانادا در گراميداشت يدالله خسروشاهى
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
مینا زرین
بارى وايزلدر، دبير فدرال، كانادا سازمان سوسياليست اكشن (اقدام سوسياليستى)
جمع شورایی فعالین کارگری
رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران
علیرضا عسگری
علی نجاتی رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
شورای همبستگی کارگری فرانکفورت
پيام كنفدراسيون عمومى كارگران فرانسه (ث ژ ت) در گرامیداشت يدالله
اتحادیه آزاد کارگران ایران -٢۱ بهمن ماه ٨٨
سندیکای کارگران شرکت واحد
شورای زنان ۱۸/۱۱/۱۳۸۸
عباس علیپور ٧ فوریه ۲۰۱۰
از طرف خانواده محمد عبدی پور
كميته همبستگى با جنبش كارگرى ايران- استراليا
على پيچگاه‌ و صديق جھانى
کمیتۀ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
خانواده محمود صالحی
كانون مدافعان حقوق كارگر
از طرف: مظفر فلاحی و خانواده
کمیته همبستگی باکارگران ایران- هامبورگ
فرهاد شعبانی -
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
اسماعیل مولودی
حزب كمونیست ایران (ماركسیست - لنینیست - مائوئیست)
حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران - چهارم فوریه ٢٠١٠
جمعی از كارگران ایران خودرو - خودروكار
فعالین جنبش لغو کار مزدی
جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی /سوییس
جمعی از فعالین کارگری - ١۵ بهمن ١٣٨٨
سازمان فداییان (اقلیت) - ۱۵ بهمن ۱۳۸۸
محسن خوش بین - وحید صمدی - مجیدارژنگ
شورای پشتیبانی از مبارزات مردم در ایران (تورنتو- کانادا)
امیر پیام
سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
نهادهای همبستگی با کارگران ایران

پنج سال شد

یدالله خسروشاهی یکی از برجسته ترین مبارزان طبقه کارگر، رفیق، همکار و یار گرامی و عزیز ما در اتحاد بین المللی، امروز دیگر پنج سال است که در میان ما نیست. در تمام این مدت جایش در کنار ما خالی بوده است و حفره ای بزرگ در فعالیت های ما که تنها او می توانست پرش کند، همواره رنجمان داده است.
با مرگ نابهنگام یدالله خسروشاهی در۴ فوریه ۲۰۱۰ طبقه کارگر و جنبش ضد سرمایه داری و سوسیالیستی ایران و جهان یکی از یاران صمیمی، صدیق و وفادار و یکی از رهبران خستگی ناپذیر خود را از دست داد.
یدالله خسروشاهی، چه در مبارزاتش در میان کارگران صنعت نفت در دوران سلطنت پهلوی و سپس تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، چه در دوره حبس های طولانی در این دو رژیم سرکوبگر سرمایه داری و چه در فعالیت های خود در خارج از کشور در دوران پناهندگی همواره بر آرمان خود بعنوان فرزند زحمتکش و رنجدیده طبقه کارگر وفادار ماند. یدالله خسروشاهی بر این باور بود که طبقه کارگر در مبارزات خود نه فقط دست یابی به یک زندگی بهتر بلکه در همان حال باید نابودی کلیت نظام سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم و محو استثمار را هدف قرار دهد. او هیچگاه از تلاش در عرصه های متنوع این مبارزه طبقاتی دست برنداشت و تا پیش از سکته ناگهانی اش که منجر به درگذشت وی شد مشغول فعالیت و تاثیرگذاری بود.
یاد یدالله و تمام جان باختگان جنبش کارگری و سوسیالیستی را گرامی می داریم و از تجاربشان می آموزیم. در گرامیداشت یدالله خسروشاهی بسیاری از فعالین و نهادهای کارگری و سازمانها و احزاب چپ و کمونیستی با نوشتن مطالبی به نقش ارزنده او در مبارزات طبقه كارگر ايران در نيم قرن اخير پرداخته اند. صفحه یدالله خسروشاهی در سایت اتحاد بین المللی که بزودی به روز خواهد شد شامل مطالب متعددی از او و در باره اوست که امیدواریم کمکی باشد به شناخت بیشتر از یدالله و فعالیت هایش و نقش برجسته ای که یدالهپ خسرو شاهی در مبارزات طبقه کارگر ایفاء کرد.

یادش همواره گرامی باد

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ فوریه ۲۰۱۵

 

***********************

یاد یداله خسرو شاهی گرامی باد

چهار سال پیش، در ۴ فوریه ۲۰۱۰ یداله خسروشاهی از میان رفت. او در جنوب داغ و از دل کار و مبارزه بالید و در سرمای تبعید در حالی که تا آخرین روزهای زندگی همچنان به راه رهایی کارگران می اندیشید و در این راه مبارزه می کرد، به ناگاه خاموش شد. نام او اما به عنوان فعال و رهبر آگاه و سخت کوش مبارزه کارگران در تاریخ صد ساله جنبش کارگری ایران و به ویژه در سیر مبارزات کارگران نفت که از فصول بلند این تاریخ است، برای همیشه باقی خواهد ماند. این تاریخ، با کار، استثمار، خون، اعتراض، زندان و مبارزه برای رهایی از سلطه سرمایه رغم خورده است و زندگی یداله خود بخشی از این تاریخ پر فراز و فرود و بیانگر تلاش خستگی ناپذیر برای گشودن مسیری دیگر در این تاریخ است. او هم زندان رژیم شاه و هم زندان رژیم جمهوری اسلامی را تجربه کرد و سر انجام نیز خود را در تبعید یافت ودر تبعید خاموش شد. او اما در همه حال و تا پایان به آرمان خود و طبقه ای که به آن تعلق داشت وفادر ماند. خود را رهروی می دید در راه طولانی آزادی طبقه کارگر.
یداله خسروشاهی ازتجارب و مبارزه کارگران و دیگر فعالین برجسته کارگری از جمله از یوسف افتخاری و علی امید و نقش آنان در سازماندهی مبارزات کارگران در صنعت نفت بسیار آموخته بود. زندگی و مبارزه یداله خسروشاهی نیز خود درسی است در کمک به از میان برداشتن موانع بر سر راه پیش روی جنبش کارگری؛ جنبشی که افق و پایانش رهایی طبقه کارگر و جوامع بشری از قید نظام استثمارگر سرمایه داری است. این راه پراز رهرو است.

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ فوریه ۲۰۱۴

info@workers-iran.org
http://www.workers-iran.org / http://www.etehadbinalmelali.com

 

***********************

یداله خسروشاهی، آبشاری از تجربه و مبارزه

در عرصه ی جنبش کارگری

نظام سرمایه داری هر روز و هر لحظه در پی کاهش بهای نیروی کار، از هیچ کاری دریغ نکرده است؛ از سرکوب عریان تا ارایه ی قوانین فریبنده، از نظریه پردازی آکادمیک تا آویزان شدن به حقوق بشر! از سوی دیگر نبرد همواره ی طبقه ی کارگر در کشاکش تضاد نیروی کار و سرمایه بر کسی پوشیده نیست، گرچه کارگران آگاه در کانون این مبارزه ی نابرابر، هستی و منطق سرمایه را به مصاف کشیده اند، اما مکانیسم مبارزه در قالب جنبش طبقاتی طبقه ی کارگر در برابر پیچیدگی ها و تحولات نظم سرمایه، دارای سایه روشن های بسیاری است که بدون توجه به آنها مبارزه ی طبقه ی کارگر بدون هویت طبقاتی خویش حاصلی نخواهد داشت. از هیاهوی سازمان ها و احزاب بگذریم که امروزه روز به مشاوران به اصطلاح چپ نظام سرمایه داری به مفاهیمی همچون حقوق انسانی، آزادی سیاسی و آسایش برای همه می پردازند بدون اینکه طرح و برنامه ای مشخص در جهت منافع طبقه ی کارگر ارایه دهند و بی شک مبارزه ی طبقه ی کارگر با همه ی ساختار نظم موجود و رهایی از رابطه ی اجتماعی موجود است، رهایی کامل از خرید و فروش نیروی کار، رهایی از ابزار بودن انسان و رهایی از جدایی فرآیند تولید و سرانجام مبارزه ای برای ایجاد بستری که زندگی اجتماعی را به معنای واقعی به ارمغان آورد.
آری یداله خسروشاهی، مبارز کارگری بود که این سایه روشن ها را شناخته بود و با کوله باری از تجربه، در اندرون جنبش کارگری مبارزه می کرد، از سویی به مبارزات عملی کارگران تکیه داشت و از سوی دیگر تلاش می کرد هویت طبقه ی کارگر مخدوش نشود، به موازات آن با بررسی و مطالعه ی مستمر، مکانیسم استثمار را در شرایط کنونی پی می گرفت تا افشا کند و از همه مهم تر، برآیند اینها را در مبارزه ی خود و هم طبقه ای هایش به کار می بست تا سرمایه ستیزی را آگاهانه و با چشم اندازی کمونیستی انجام دهد. خشونت روزافزون نظام سرمایه، فقر و گرسنگی و ستم و بی حقوقی و نا امنی و بی ثباتی و ازخودبیگانگی را بر جامعه ی جهانی تحمیل کرده است، یاد یداله گرامی باد که می گفت: در چنین شرایطی، بدیهی است که جامعه به ویژه کارگران، اعتراض و اعتصاب و حتا با خیزش خود مبارزه کنند، اما چنانچه کارگران با هویت طبقاتی خویش مبارزه کنند و در کشاکش مبارزه ی عملی خویش به سازمان یابی و تشکل یابی بپردازند، آنگاه حاصلی خواهد داشت.
چهارمین سالروز خاموشی رفیق یداله بهانه ای است تا با صدایی بلند و از صمیم قلب فریاد برآوریم که نه تنها فراموشش نمی کنیم، بلکه به مبارزات درخشان و اثرگذار او ارج می نهیم و به دستاوردهای وی "مبارزه ی کارگران با هویت طبقاتی خویش" و " تشکل یابی کارگران با هدف سرمایه ستیزی" اشاره می کنیم تا مبارزات طبقه ی کارگر در مسیری درست و به دور از هیاهوهای طرفداران تقلبی کارگران، پیشروی کند و آنگاه رشد و آگاهی آفریده شده از مبارزه ی متشکل کارگران در عرصه های مختلف جامعه نهادینه و بستر زندگی اجتماعی با هدف رهایی انسان از تار و پود نظم نابرابر موجود فراهم شود.
راهش ماندگار باد و یادگار رفتار اجتماعی و روزمره اش که بوی زندگی را می پراکند، جلوه ای است که شادی را، آواز را، لبخند را، جوش و خروش را، پویش و رشد یابندگی را، مترقی بودن را و سرانجام خوش روزگاری را به نمایش می گذارد تا شیوه ی زندگی آلایش و پالایش یابد. یداله خسروشاهی نه تنها در خاطراتمان و شیوه ی مبارزاتمان هماره زنده است، بلکه افتخاری است که در تاریخ پر فراز و نشیب جنبش کارگری برای همیشه ثبت شده است.

 

ساسان دانش

چهاردهم بهمن ۱٣٩۲، برابر با سوم فوریه ۲۰۱۴

 

***********************

 

گرامی باد یاد رفیق یداله خسروشاهی

۱٣٨٨-۱٣۲۱

۴ فوریه ٢٠١٠( ١۵ بهمن ۱٣٨٨) رفیق یداله خسرو شاهی چهره سرشناس جنبش کارگری از میان ما رفت. اکنون ۴ سال از فقدان یداله این سازمان گر برجسته و خستگی ناپذیر کارگری می گذرد.
برای گرامی داشت یاد یداله بهترین راهی که به نظرم رسید درج نظر او در باره تشکلات مستقل کارگری است. برای یافتن چکیده ای از نظرات او در این باره نگاهی به شماره های مختلف نشریه «کارگر تبعیدی» انداختم. این نشریه توسط کارگران پناهنده از سال ١٣٦٧ تا سال ١٣٧٦ منتشر می شد. در شماره ٢٧ این نشریه که در مرداد ماه ١٣٧٣ منتشر شد، گفتگوی مفصلی با یداله صورت گرفته بود. بخشی از این گفتگو سوالاتی در باره نظر وی پیرامون تشکلات کارگری بود. این گفتگو در شماره بعدی نشریه نیز ادامه یافت. من تنها قسمتی از این گفتگو را که رفیق یداله در حدود ١٩ سال پیش، نظر خود را به گونه فشرده و مستقیم در باره تشکلات مستقل بیان می کند، انتخاب کردم و آن را در ادامه مطلب جهت گرامی داشت خاطره این فعال دوست داشتنی جنبش کارگری درج می کنم. کسانی که علاقه مند هستند متن کامل گفتگوی نشریه کارگر تبعیدی با یداله را مطالعه کنند و به نشریات کارگر تبعیدی آن زمان دسترسی ندارند، می توانند با آدرس ای میل من١ تماس بگیرند و خواهان متن کامل مصاحبه شوند، من با کمال میل متن کامل را برای آنها ارسال خواهم کرد.

مصاحبه با رفیق یداله خسرو شاهی (قسمت اول)
برگرفته از نشریه کارگر تبعیدی، سال هفتم، مرداد ماه ۱٣٧٣

...
سئوال: مایل هستیم تا بخشی از این مصاحبه را اختصاص دهیم به برداشت و نظرات شما در باره ی تشکل های مستقل کارگری و حزب طبقه کارگر. اولین سئوال ما در این زمینه این است که شما به طور مشخص چه برداشتی از تشکل مستقل کارگری دارید و اساسا مفهوم استقلال را در این رابطه چگونه تعریف می کنید؟
جواب: تاکنون تعبیر و تفسیرهای مختلفی از تشکل های مستقل کارگری شده است و هر گروه و دسته بنا بر تمایل خود آن را تعریف نموده است. گروهی آن را صرفا در محدوده ی اقتصادی یا به قولی «غیر سیاسی» قلمداد کرده اند و الگوی آنها نیز از تشکل مستقل کارگری اتحادیه های کارگری مشابه اروپای غربی است. این ها آشکارا تاکید می کنند که گویا تشکل مستقل همیشه جدا از حرکات و تحولات سیاسی عمل می کند. برخی دیگر می گویند که مفهوم استقلال صرفا به معنای استقلال از بورژوازی است و با تعریفی که از چگونگی این استقلال ارائه می دهند نشان می دهند که درک صحیحی از جایگاه و عمل کرد واقعی تشکل کارگری ندارند.
به نظر من مفهوم استقلال هم شامل سازمان یابی مطالبات اقتصادی طبقه کارگر و هم شامل مطالبات سیاسی آن است. بدین معنی که تشکلی مستقلانه و تواما هر دو عرصه را با هم پیش می برد و در این مفهوم تشکل واقعی طبقه کارگر هم سیاست و هم اقتصاد را از زاویه منافع و آرمان طبقه پیش می برد. طبیعی است که تشکل مورد نظر من نسبت به تمامی اقشار سرمایه دار و غیر کارگری مستقل عمل می کند. و اما در باره تشکلات صنفی طبقه کارگر ( مانند اتحادیه ها، سندیکاها، انجمن های صنفی) که تشکلات فی الحال موجود و توده ای طبقه کارگر هستند: تمامی کارگران با هر تفکر، نظر و ایدئولوژی می توانند به عضویت آن در آیند و اهداف خود را پیش ببرند. در این تشکلات قطعا کارگران کمونیست فعال خواهند بود. هدف این کارگران نشان دادن هر چه عیان تر تضاد موجود میان کار و سرمایه به کل توده ی کارگران از طریق حاد کردن مبارزات اقتصادی و سوق دادن این مبارزات به سمت حرکت های سیاسی است. اما مسئله مهم این است که چگونه می توان از فاسد شدن این تشکلات به وسیله کارمندان تمام وقت و تبدیل شدن آن ها به ابزار بورژوازی جلوگیری کرد. به عقیده من اداره و حرکت آین تشکل ها مشخصا بایستی به دست خود کارگران و از طریق انتخاب نمایندگان واقعی کارگران شکل گیرد. مکانیزم این تشکلات باید به نحوی باشد که کارگران هر لحظه که مایل بودند و اراده کردند، نماینده منتخب را پائین بکشند. هم چنین لازم است در اساس نامه این تشکل ها قید شود که دستمزد انتخاب شوندگان به همان میزانی که قبلا دریافت می کردند باشد و نه بیشتر. در عین حال بهتر است ماده ای قید گردد که بدون رای جمعی و اکثریت کارگران هیچ تشکلی به نمایندگی آن ها نمی تواند افرادی را به مناصب و رتبه های دولتی ارتقاء دهد و یا وکیل مجلس و ... کند.
اما در باره جایگاه تشکل های توده ای (صنفی) در مبارزه ی طبقاتی و سیاسی نکته ی مهم این است که باید در درون تشکل های صنفی، دموکراسی کارگری حکم فرما باشد. همه سازمان های سیاسی و یا کارگران طرفدار آنها باید بتوانند عقایدشان را تبلیغ کنند و حتی اگر اکثریت کارگران عضو یک تشکل صنفی طرفدار حزب یا سازمان خاصی هستند باید بتوانند از آن حمایت عملی کنند، اما نباید به هیچ وجه یک تشکل توده ای طبقه ی کارگر تبدیل به ابزار و وسیله یک سازمان یا حزب خاصی گردد (مانند شورای متحده ی مرکزی و رهبریت ١۴ نفره حزب توده و یا نمونه های مختلفی که جاهای دیگر وجود داشته است.) وجود کارگران کمونیست در پیشاپیش و راس تشکل های توده ای-صنفی کارگران بدین معناست که این تشکل ها می کوشند خواسته های صنفی را به سمت خواسته های سیاسی سوق دهند و هم چنین در مقطع مشخصی اعتراضات و اعتصابات را تا سرنگونی رژیم سرمایه داری سازمان بدهند.
سئوال: رفیق یداله بدین ترتیب جا دارد تا نظرات و یا برداشت خودتان را از تشکل سوسیالیستی (حزب) طبقه کارگر هم توضیح دهید. شما در مقاله ی «حزب به زبان ساده» (کارگر تبعیدی شماره ی ١٨) چهارچوب کلی نظرتان را در باره ی حزب کارگران کمونیست ترسیم نموده اید. هم چنین در مقاله ی «چشم انداز» (کارگر تبعیدی شماره ی ٢١) تشکیل حزب در ایران را تنها از طریق رهبران جنبش کارگری که اکنون در ایران و در کوران مبارزه ی طبقاتی قرار دارند امکان پذیر دانسته بودید. این دو مقاله مورد استقبال تعداد زیادی از کارگران کمونیست قرار گرفته است، بنابراین ضرورت دارد تا جهت شفافیت بخشیدن به نظرات خودتان توضیحات بیشتری در این باره بدهید. نکته ی دیگر این که به عقیده ی شما برای این که چنین حزبی را کارگران با قوای منحصر به فرد خود و به نیروی خود تشکیل دهند چه تدارکات و مقدماتی را در شرایط فعلی باید فراهم نمایند؟ به طور مشخص کارگران کمونیست پناهنده برای تسریع این روند چه وظایفی را باید در پیش روی خودشان قرار دهند؟
جواب: قبل از پرداختن به سئوالات شما در این زمینه لازم است تا در باره ی دو نوشته ی مورد اشاره شما توضیح کوتاهی بدهم.
من دو مطلب «حزب به زبان ساده» و «چشم انداز» را به عنوان چهارچوب یک طرح کلی و با هدف کار روی این مسئله و برخورد اصولی و رفع نارسایی های آن توسط رفقای مختلف بیان کردم و امیدوار هستم که سایر رفقا نیز نظراتشان را در این زمینه بنویسند تا با اتکا به خرد جمعی بتوانیم به یک پلاتفرم و برنامه ای که شایسته ی جمعی کارگر کمونیست باشد دست یابیم. پس با این مقدمه به سئوال شما پاسخ می دهم: به نظر من تجربه ی تاکنونی «تشکلات سیاسی طبقه ی کارگر» عدم کارآیی خود را در عمل به ثبوت رسانده است و موفق ترین انقلاب سوسیالیستی را به خاطر ساختار و ترکیب رهبری آن به بن بست کشانده است تا جایی که به کل جنبش سوسیالیستی در سطح جهان آن چنان ضربه ای وارد آمده که اولا یک عقب نشینی عمومی را در برابر بورژوازی جهانی در برداشته است و در ثانی مبارزین را دچار سرگیجه و آشفته فکری عظیمی نموده است. این تجربیات عظیم به ما آموزش می دهد که بازنگری اساسی نسبت به تشکل سیاسی طبقه کارگر را در دستور کار خویش قرار دهیم و با تمامی توان و انرژی روی آن کار کنیم وعلل شکست احزاب کمونیست تاکنونی را مورد بررسی جدی قرار دهیم و برای جلوگیری از شکست های آتی با استفاده از تجربیات به دست آمده، سازماندهی تشکل سیاسی را مد نظر قرار دهیم که ضربه پذیری آن به حداقل رسیده و تداوم و شکوفایی روز به روز آن ثثبیت شده و عقب نشینی آن را غیر ممکن سازیم.
برای تشکیل حزب سیاسی طبقه کارگر لازم است مکانیسم هایی را به کار ببریم که ضریب اطمینان ما را افزایش دهد، چرا که شکست مفتضحانه ی احزاب به اصطلاح کمونیست موجود و در اصل «رهبران تئوریک» موجود، آن چنان ضربه ای به جنبش کارگری وارد کرده که تکرار آن طبقه ی کارگر را یکبار دیگر به دنباله رو سایر طبقات تبدیل می کند. از این رو مقطع فعلی، مقطع و زمان حساسی است و وظیفه ی هر فعال کمونیست را صد چندان می کند. لازم است در این مقطع، نیرو و توان خود را جهت سازماندهی تشکل سیاسی طبقه کارگر آن چنان به کار ببریم که بازگشت پذیری هر پیروزی را در آینده غیر ممکن گرداند و سوسیالیسم را به مرحله نهایی خود سوق دهد.
مکانیسم چنین حرکتی را من در دست رهبران و پیشروان مبارز طبقه کارگر می دانم که هم اکنون در حال مبارزه رو در رو با رژیم هستند. من معتقدم که تنها کلید و ابزار راه گشایی به یک جامعه ی کمونیستی و بدون طبقه، هژمونی واقعی و نه صوری طبقه کارگر بر سرنوشت سیاسی- اقتصادی جامعه می باشد.
برای دست یابی به چنین هژمونی (واقعی) مکانیسم « حزب کارگران کمونیست» را تا پیروزی انقلاب سوسیالیستی قبول داشته و پس از آن قدرت شوراها در تمامی سطوح کشور از پایین تا بالاترین رده ها، موسسات و تاسیسات مورد نظر من می باشد. شوراها یی که با آراء افراد به طور آزاد شکل می گیرد و انتخاب کنندگان هر آن که اراده کردند می توانند نمایندگان خود را تعویض نمایند.
بنا به اعتقاد من علت اصلی عدم موفقیت و به انحراف کشیده شدن احزاب سیاسی تاکنون این بوده است که خود را جایگزین طبقه کارگر نموده اند و به جای او تشکل سیاسی طبقه کارگر را رهبری کرده اند. بر همین اساس هم فکر می کنم که نه فرد یا گروه بلکه این ایده و نظر بوده که به بن بست رسیده و شکست خورده است. به عبارت دیگر هسته اصلی انحرافات تاکنونی احزاب سیاسی ترکیب و ساختار تاکنونی حزب سیاسی بوده است و نه انحرافات گروهی یا فردی و یا نقش افراد در یک جامعه که گروهی از آن به عناوینی چون مائوئیسم، استالینیسم و (انور)خوجه ایسم و یا ایسم های دیگر نام می برند. من فکر می کنم نظراتی که می خواهند دوباره همان شکل گذشته از سازماندهی تشکل سیاسی طبقه کارگر را در دستور کار فعلی خویش قرار دهند، هیچ اعتقاد و اعتمادی به رهبریت طبقه کارگر در عمل ندارند و دوباره به شکل جدیدی همان تز «رهبران تئوریک» را مطرح می کنند و می خواهند یک بار دیگر جنبش جهانی کارگری را به شکست بکشانند.
بنابر این من بر این باور م که حزب سیاسی طبقه کارگر بایستی از رهبران و پیش قراولان سیاسی طبقه کارگر که مسلط به ایدئولوژی انقلابی بوده و این ایدئولوژی را تنها راه نجات بشریت می دانند و در عمل نیز آن را سر لوحه کار و مبارزه خود قرار داده اند، تشکیل شود. پایه های اصلی پیشگام پرولتری در صنایع پی ریزی شده و ریشه در کارگران صنعتی داشته باشد.
بنیانگذاران چنین تشکلی در ایران، کسانی باید باشند که مورد اعتماد و قبول کارگران بوده و در کوران مبارزه با رژیم سرمایه داری در داخل کشور باشند. همراه با این طیف از کارگران کمونیست، معتقدم بخشی از روشنفکران انقلابی که از پایگاه طبقاتی خود بریده و در عمل در کنار مبارزین کارگر قرار گرفته و کارگران آن ها را چون کف دست خود بشناسند، می توانند در بنیان گذاری چنین حزبی دخالت موثر داشته باشند و شرکت داده شوند.
من شخصا روی ترکیب کارگری این تشکل تاکید دارم و معتقدم سه چهارم از تشکیل دهندگان این حزب همواره بایستی از کارگران کمونیست و بقیه از روشنفکران باشند. من جمع سیاسی روشنفکران متشکل را به عنوان تشکل سیاسی طبقه کارگر قبول ندارم، حتی اگر با خلوص نیت صد در صد جمع شده باشند. در چنین وضعیتی آن ها تنها می توانند حامی مبارزات طبقه کارگر و فعالیتی پشت جبهه ای داشته باشند و سپر دفاعی در مقابل حملات بورژوازی به کارگران باشند. من شرکت روشنفکران در تشکیل حزب سیاسی طبقه کارگر را به شکل فردی قبول دارم، همان طور که کارگران کمونیست هم به شکل فردی در تشکیل حزب شرکت می کنند.
من معتقد به هیچ برتری دیگری در این حزب برای کارگران نیستم، حال اگر فردی اسم این را می گذارد «حق تقدم»، این دیگر نظر خود اوست. من این را حق طبیعی کارگران می بینم که در حزب خود تعیین کننده باشند و اهرم رهبری در دست آن ها باشد.
بنابر این دیدگاهی که حزب و هسته ی رهبری آن را صاحب مطلق «سوسیالیسم علمی»، و کارگران را توده ی بی شکلی که گویا آگاهی سیاسی باید از «بیرون» به « درون» آنان برده شود می داند، نمی تواند به ابتکارات و قدرت خود کارگران اعتماد داشته باشد. چنین بینشی برای روشنفکران خرده بورژوا که حامل «آگاهی» مورد نظر آن هاست امتیازی ویژه قائل می شود و آنان را بر کارگران مقدم می داند. تجربه تاکنونی جنبش کارگری و کمونیستی درستی این بینش را نفی کرده و بطالت آن را به ثبوت رسانده است.
من اعتقادی به وجود نظام تک حزبی در یک کشور ندارم و یک حزب را نماینده کل طبقه کارگر نمی دانم. معتقدم تفکر «رهبر ایدئولوژیک از برون» یک تفکر نفی شده و مرده است و مربوط به نسل پیشین طبقه کارگر می باشد. معتقدم که رهایی طبقه کارگر تنها با درهم شکستن کل دستگاه دولتی و رفع هر گونه استثمار و تغییر بنیادین سازماندهی اجتماعی کار امکان پذیر است...

 

جلیل محمودی

۱) Jalil.m@gmx.de

 

***********************

 

به یاد یدالله خسروشاهی در سومین سالگرد درگذشتش

سه سال پیش، با مرگ نابهنگام یدالله خسروشاهی، طبقه کارگر یکی از فرزندان عزیز و دوست داشتنی و از فعالین سخت كوش خود را از دست داد.
یدالله خسروشاهی یکی از پر جوش و خروش ترین مبارزین طبقه کارگر ایران در پنجاه سال اخیر بود. یدالله از سازماندهان اعتصابات تاریخی کارگران نفت ايران و از بنیانگذاران و اعضای فعال شورای سراسری کارکنان شرکت نفت در دوران قبل از انقلاب ۱۳۵۷ بود. او در هر دو رژیم سلطنتی و اسلامی به اسارت گرفته شد و تا آخرین لحضات عمرش از آثار شکنجه آن دوران خلاصی نیافت. در خارج از ایران نیز، یدالله کماکان یک فعال خستگى ناپذير جنبش کارگری و سوسياليستى و از كوشندگان جلب همبستگی بین المللی کارگری با طبقه کارگر ایران و از فعالین بسیار موثر اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران ایران بود.
دریغا که یدالله خیلی زود از میان ما رفت و در سومین سالگرد درگذشتش کماکان جایش در میان ما بسیار خالیست.
روز یکشنبه سوم فوریه ۲۰۱۳، خانواده و دهها نفر از یاران یداله و بر سر آرامگاه او در شهر لندن حضور یافتند تا یادش را به مناسبت سومین سالگرد درگذشتش گرامی بدارند. رفقا، دوستان و خانواده یدالهی در این گردهمایی یک بار دیگر زندگی پر ارزش و سالیان سال مبارزات خستگی ناپذیر یداله را گرامی داشتند، و تلاشهای بی وقفه او را در دفاع از حقوق پایه ای کارگران و تشکلات مستقل کارگری و برای ایجاد و تحکیم اتحاد و همبستگی طبقاتی ارج نهادند.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ فوریه ۲۰۱۳

 

***********************

 

در فقدان یدالله خسروشاهی، سه سال گذشت

روز پنج شنبه چهارم فوریه ٢٠١٢ مصادف با پانزدهم بهمن ١٣٨٨ قلب رفیق یداله خسروشاهی فعال برجسته ی جنبش کارگری برای همیشه از تپش باز ایستاد. نزدیک به سه سال از فقدان این فعال وسازماندهنده جنبش کارگری میگذرد . طی این سه سال جای خالی او، به ویژه در سازماندهی حرکات اعتراضی در خارج کشور در راستای حمایت از جنبش کارگری در ایران محسوس است.
یدالله عزیز! آه که چقدر دلم میخواهد میشد دوباره درکنار هم می نشستیم ومثل گذشته درباره همه چیز صحبت میکردیم ،افسوس، افسوس، افسوس که زود ونابهنگام رفتی و امروز باید در سالگرد تو بنویسم ،باور کن یک روز نیست که از نظرم دور بوده وباشی . در سومین سال فقدان یدالله قصد ندارم خاطره نگاری کنم هر چند برایم شیرین ترآن بود اگر در این رابطه مینوشتم. خاطرات شخصی از یدالله البته مملو از لحظات شیرین و حسرت آمیزی است که در جای خود باید به آن پرداخت اما در این فرصت میخواهم به گوشه هایی از ارث ارزشمندی که یدالله برای فعالین کارگری بجا گذاشت بپردازم.
یدالله طی سالهای متمادی و طولانی تلاش نمود تا تجربیات گرانقدر خود در جنبش کارگری را به کارگران ،فعالین کارگری، همفکران وهمراهانش انتقال دهد. تلاش برای انتقال تجارب چه بصورت شفاهی و چه کتبی و صوتی و تصویری، یکی از سنت های ارزنده ای است که یدالله در تقویت آن میان فعالین کارگری سهم مهمی داشت. مهم ترین تجربه ای که یدالله به فعالین کارگری منتقل کرده و با فعالیت های مستمر و مداوم آن را به دستاوردی غیرقابل برگشت تبدیل کرد ایده و طرح ایجاد تشکلات مستقل کارگری توسط خود کارگران بود. به همین دلیل باید یدالله خسروشاهی را باید بعنوان یکی ازاولین طراحان و بنیانگذاران تشکلات مستقل کارگری در ایران نام برد. یدالله با صبر و شکیبایی و پشتکار برازنده فعالین کارگری صادق و مبارز و بی اعتناء به تفسیرها و نقدهای غیرمنصفانه و مغرضانه برای جا انداختن این طرح میان فعالین کارگری ایران بویژه در سالهای آخر عمر و با وجود بیماریهای متعدد تلاش و سهم رشک انگیزی داشت.
در مبارزات کارگری نیم قرن اخیر نام یدالله خسرو شاهی به عنوان یکی از سازماندهندگان کارگران پالایشگاهای آبادان وتهران برجسته است، همانگونه که در یک قرن اخیر نام علی امید در صدر مبارزات کارگری می درخشد. این برجستگی بخاطر یک ویژه گی مهم این دو شخصیت یعنی رفتارو موضع مستقل و طبقاتی بوده است. البته در این سنت فعالین بیشماری در جنبش کارگری وجود داشته است که انصافآ تلاشهای فراوانی نیز در مبارزات کارگری انجام داده ومیدهند. فعالینی که در داخل ایران از جان مایه گذاشته اند و با تحمل بی حقوقی و محرومیت های اجتماعی، زیر چکمه پاسداران سرمایه داری له میشوند وزندان و شکنجه را به سخره گرفته و در مقابل حکومت فاسد وضد کارگری جمهوری اسلامی و با وجود بیماری ومشکلات فراوان مانند سرو ایستاده اند. این باعث خوشنودی و امیدواری است که باورکنیم که تلاش های پیشینیان به بار نشسته است و علی امیدها و یدالله های فراوانی بارور شده و در میان ما حضور دارند.
اینکه جنبش کارگری ایران چند سالیست به خود باوری رسیده ،تشکل یابی واستقلال تشکلات کارگری مورد توجه و حساسیت کارگران وبخصوص فعالین جنبش کارگری قرار گرفته ، پدیده مهم وحیاتی است که حاصل تلاش بی وقفه وشبانه روزی فعالین وسازماندهندگان درون جنبش کارگری بوده وهست! در این رابطه است که از سهم یدالله خسروشاهی بعنوان یکی از برجسته ترین فعالین کارگری در این عرصه نام برده میشود. وی بخش زیادی از زندگی خود را صرف سازماندهی وتشکل یابی کارگران نموده و نقش ارزنده ای در این راه ایفاء کرده است. یکی از مهمترین اهداف او ایجاد تشکلات کارگری توسط خود کارگران بود. اواز هیچ کوششی در این راه دریغ نمی نمود. یدالله مانند هزاران فعال کارگری به این نتیجه رسیده بود که دیگران نمیخواهند و نمیتوانند منافع وحقوق کارگران را برسمیت بشناسند و ما باید با اتکاء به نیرو و قدرت خود آن را بدست بیاوریم . تمامی کسانیکه با فعالیتهای یدالله و همراهانش طی این سالها آشنایی داشته ودارند به این مهم اذهان میکنند که یدالله نقش بسیار تعیین کننده ای درایجاد تشکلات مختلف داشت و در هر مجلس و مجمعی نقش تاثیر گذار خود را ایفاء مینمود! صداقت ،تجربه کار کارگری ، رفاقت و روحیه وحدت گرایانه او شور خاصی به گردهمایی ها و جمع ها می داد. من که سالهاست بابسیاری از فعالین کارگری آشنایی داشته واز نزدیک با آنان زندگی کرده ام ،ازفعالین سندیکای پروژه ای آبادان تا صنایع پتروشیمی و نفت وفولاد وچند سالی است که در خارج از ایران هستم ، با یدالله و تعداد دیگری از فعالین کارگری همراه بوده و هستم براین باور رسیده ام که فعالین واقعی جنبش کارگری علیرغم اینکه از یک جنس و در کلیات دارای تجربیات گوناکون از گذشته و سرکوب وتحقیر وبهره کشی هستند ،اما بعضی از این دوستان ورفقاء از ویژه گی های خاصی برخوردارند. آگاهی طبقاتی،شهامت،جسارت ،انعطاف پذیری درمقابل اشتباهات قابل اصلاح همراهان، انتقادپذیری واعتراف به اشتباهات خود، استقلال فکری ،قدرت سازماندهی و حفظ وحدت تشکیلاتی و... یدالله این ویژه گی ها را عموما داشت. او همواره تلاش میکرد که فعالین کارگری را به وحدت مبارزاتی تشویق نماید. هیچگاه فراموش نخواهم کرد زمانی که سندیکای کارگران خباز سقز، سندیکای واحد یا سندیکای هفت تپه اعلام موجودیت نمودند با چه وسواسی مسائل آنها را پیگیری میکرد وبا چه تلاش بی وقفه ای سعی بر آن داشت که درکنار و یار ویاور آنها باشد. یدالله همیشه براین مسئله مهم تاکید داشت که ما صرف نظر از نام تشکل یا کسانیکه در این مجموعه هستند باید از تشکلات مستقل دفاع و حفاظت از استقلال کارگری را به آنها مرتبآ یاد آوری کنیم. او در مقابل اخبار حاکی از تاثیرات فرقه گرایانه و انحرافات و ایجاد چند دستگی در این تشکلات بشدت غمگین شده و واکنش نشان میداد. یادم میاد روزی که بر اثر تلاشهای چند ساله یدالله و رفقای دیگر در حمایت از کارگران ایران برای یکی از رهبران سندیکایی ایران توسط اتحادیه های کارگری آی تی اف ویزا صادر شد و این نماینده سندیکا به انگلیس آمد یدالله با چه شوقی برای دیدار با او به محل کنفراس رفت ولی این نماینده که اکنون معروف ش بود با محاسبات غیر کارگری رفتار نامناسبی از خود نشان داده و سفره خود را از فعالین واقعی کارگری در آن اجلاس جدا کرده بود. یدالله که واقعآ از این منش متاثر شده بود همان روز بمن زنگ زد وجریان را تعریف کرد. ناراحتی یدالله بیشتر از رفتار این نماینده با خود مملو از نگرانی از سرنوشت تشکلات مستقل کارگری در آینده بود. من از پشت تلفن فضایی را که او در آن قرار داشت می فهمیدم و اشک در چشمانش را و قلب شکسته اش را حس میکردم. میگفت چگونه بعضی آدمها وقتی شرایط شان عوض میشود خود را گم میکنند. من دلداریش میدادم و به او گفتم که خودت همیشه میگفتی ما از شخص یا اسم خاصی دفاع نمیکنیم و حالا هم همانروز است. همه کسانیکه خود را با ما همراه نشان میدهند ممکن است تا آخر در کنار ما یا بالعکس ما در کنار آنها نباشیم. هستند فرصت طلبانی که در ابتدا خود راگونه دگر نشان داده و تا فرصت مناسبت برای رسیدن به نیات خود را پیداکنند به فعالین مستقل کارگری که در حمایت آنها صمیمی ترین و پیگیرترین بوده اند پشت می کنند. ما از اساس تشکلات مستقل کارگری و آزادی فعالین کارگری دفاع میکنیم و نه از هرکسی بنام فعال کارگری ویاهر تشکل بنام سندیکا یا شورا وانجمن و...کارگری.
شاید بجرات بتوان گفت او از اولین کسانی بود که طرح تشکلات مستقل کارگری را مطرح وتا آخرین روز حیاتش آنرا تبلیغ واز آن دفاع نمود ودر این راه او و فعالین کارگری مانند او مورد بی مهری بسیاری از فعالین سیاسی و اجتماعی و احزاب وسازمانهای کمونیستی نیزقرار گرفتند. همانگونه که سرمایه داری با تمام توان و با قصد نابودی تشکلات وفعالین مستقل کارگری از هیچ اقدامی فروگذار نمی کند، متاسفانه بعضی دوستان نابالغ! طبق یک باور غلط تشکلات مستقل کارگری را کفر محض دانسته و در مقابل آن ایستادگی نموده وکماکان هنوز نیز بر این باور غلط و سنگ اندازی اصرار دارند.آنها معتقدند که تشکلات کارگری باید توسط آنها و تحت نظر وقیومیت آنها باشد. این دلیل اصلی مخالفت های آنان است. خوشبختانه با پایداری واستقبال فعالین کارگری در ایجاد تشکلات مستقل کارگری آنها مجبور به پذیرش این مهم شده اند که هر چیزی باید در جای خود قرار گرفته وتشکلات واقعآ مستقل کارگری نه تنها هیچ تقابلی با احزاب وسازمانها وجریانات کمونیستی و مدافع آزادی و حقوق زحمتکشان ندارند بلکه درصورت احترام به استقلال وحمایت از این تشکلات میتوان همسو ودر کنار یکدیگر مبارزات طبقاتی وضد سرمایه داری را بهتر به پیش برد. سرمایه داری در ایران همواره با این بهانه که فعالین کارگری وابسته به تشکلات سیاسی هستند آنها را سرکوب نموده است. از طرف دیگر وقتی احزاب و تشکلات سیاسی چه وابسته به دولت وسرمایه داری و چه چپ و کمونیست وضد سرمایه داری با الویت قرار دادن منافع حزبی وتشکیلاتی در درون تشکلات کارگری حضور داشته باشند هر دو تاثیرشان مخرب است. اولی با قصد خنثی نمودن تشکلات کارگری وفرمایشی نمودن آن نفوذ میکند ودومی با آوردن اختلافات و رقابت های سیاسی نامربوط به کارگران بدورن جنبش کارگری تشکلات کارگری را دچار چند دستگی و حتی انحلال میکند. تجربه تلخ یک قرن اخیر این مسله را اثبات نموده است. تجربه تلخ شوروی وکشورهای بلوک شرق ،تجربه تلخ چین وبردگی کارگران درچین امروز،تجربه تلخ حاکمیت یک تشکل)سندیکایی( با نام اتحادیه همبستگی که وابسته به سولیدارتی سنتر امریکا وکشورهای سرمایه داری بود در لهستان ،فعالین کارگری را هوشیارتر نموده که باید از این تجربیات تلخ بخوبی استفاده کرد. در تقویت و حفاظت از سنت مستقل و طبقاتی کارگری است که نقش فعالین وسازماندهندگان کارگری مانند یدالله برجسته شده ونبود آنان خلاء ای جبران ناپذیر میگردد.
یاد یدالله خسروشاهی را گرامی میداریم!او همیشه در قلب ما زنده است یاد! اوست که مرتبا وظایف ما را بما یادآوری میکند! این شعر بسیار زیبای شاملوشاعر انسانیت وآزادگی را که بیانگر احساسات قلبی من نیز هست تقدیمش میکنم.

به جست و جوی تو
بر درگاه كوه میگریم
در آستانه دریا و علف
به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم
در چار راه فصول
در چار چوب شكسته پنجره ئی
كه آسمان ابر آلوده را
قابی كهنه می گیرد
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
كه خواهر مرگ است
و جاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد
پس به هیئت گنجی در آمدی
بایسته و آز انگیز
گنجی از آن دست
كه تملك خاك را و دیاران را
از این سان
دلپذیر كرده است
*
نامت سپیده دمی است كه بر پیشانی آفتاب می گذرد
- متبرك باد نام تو
و ما همچنان
دوره می كنیم
شب را و روز را

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

سویس ٢٠١٣.٠١.١٧

علی مبارکی

نماینده سابق سندیکای پروژه ای آبادان واز فعالین اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران درایران

 

***********************

 

To the Memory of Yadi PT1 يادی از يدی

 

 

 

To the Memory of Yadi PT2 يادی از يدی

 

 

To the Memory of Yadi PT3 يادی از يدی

 

اين فيلم " يادی از يدی (کاری نيمه تمام)" ورسيون اول از يک فيلم بلند است و اميد است که فيلم کامل آن بزودی آماده نمايش شود. بدين جهت از دوستان محترمأ تقاضا ميکنم که حقوق مولف را رعايت کرده تا دچار مشکل نشوند و به متن زير که به زبان انگليسی است توجه کامل بکنند

All rights of the producer and of the owner of the recorded work reserved. Unauthorized copying, public performance, broadcasting, duplication, sale, hiring, rental or loan of the recording is strictly prohibited.

 

Apadana Productions Limited 2012©

Rashid Davari

rashid_davari@hotmail.com

 

***********************

 

به یاد یداله و بهزاد

امروز درست دو سال میشود که رفیق عزیز ما و از فعالین قدیمی، مبارز و پیشرو در جنبش کارگری ایران، یدالله خسروشاهی از میان ما رفته است. در این دوسال، برای بسیاری از رفقا و همکاران یدالله روزی بدون خاطره ای از او، مبارزات و تلاشهای خستگی ناپذیرش و نیز بذله گوییهای شیرینش سپری نشده است. یداهلن برای ما همیشه عزیز و جاودانه است. نه فقط در جنبش کارگری ایران بطور علی العموم بلکه در میان فعالین اتحاد بین المللی بخوبی میدانیم جای یدالله و پنجاه سال تاریخ پرافتخاری که وی با آن عجین شده بود براحتی پرشدنی نخواهد بود. یدالله از آن دست فعالین و رهبران کارگرى و سوسیالیست برجسته ای بود که تا آخرین لحظه زندگی برای استقلال طبقاتی و در راه ایجاد تشکل های مستقل کارگری و علیه کل نظام سرمایه داری در جبهه های مختلف در سطح بین المللی مبارزه کرد.
اما سالی که گذشت همچنان که اندوه از دست دادن یدالله را در سینه داشتیم، رفیق عزیز و خستگی ناپذیرمان بهزاد کاظمی را نیز کاملا غیرمترقبه از دست دادیم. اینرا حداقل رفقای اتحاد بین المللی خوب میدانند که با یدالله و بهزاد ما روزی را نمیتوانستیم بدون برنامه ریزی و فعالیت پشت سر بگذاریم. تعهد بی انتها و شور فعالیتهای دخالتگرانه طبقاتی و کارزارهای همبستگی کارگری برای این دو رفیق خوابی باقی نگذاشته بود. ما در تورنتو پنج ساعت از لندن عقب تر هستیم، اما گاها ایمیلها و تلفنهای این دو رفیق را ساعت ده- یازده شب به وقت تورنتو میگرفتیم. گاهی برایشان ایمیل میزدم که مگر خواب ندارند.
البته هیچ انتظاری نباید باشد که همه ما مثل این دو رفیق خستگی ناپذیر عمل کنیم. تجربه این دو رفیق یک بار دیگر به ما یادآوری کرد که "مراقبت از خود" برای فعالین کارگری بسیار حائز اهمیت است. ما به تمامی فعالین راستین جنبش کارگری و سوسیالیستی ایران و جهان بشدت نیاز داریم. به نظر من جنبش کارگری و سوسیالیستی در ایران نیاز دارد که نه فقط فعالین زحمتکش و مبارز و از خود گذشته ای همچون یدالله و بهزاد و بسیاری دیگر که افتخار داریم در میانمان هستند را همواره قدر بداند بلکه امیدوارم هر چه همه جانبه تر تلاش کند بیش از پیش نقش موثر فعالین و پیشروان جنبش کارگری در ایران امروز را به رسمیت بشناسد و فعالانه از مبارزاتشان پشتیبانی نماید. پرواضح است که "فعال" و یا "نماینده کارگری" بدون طبقه کارگر بی معنا است، اما بسیاری از کارگران خوب میدانند که فعال کارگری ای که از دل این طبقه بیرون زده باشد و برای پیروزی طبقه خود در مقابل سرمایه داری و حکومتهای آن از کار و جان و سلامتی خود نیز گذشته است را باید پاس بدارند، حمایت کنند و در احترامشان به پا خیزند و از همه مهمتر تلاش نمایند هزاران کارگر مثل آنها، و نسلهای جوانتر، را در روند مبارزه طبقاتی بپرورانند.
امروز در افسوس از دست دادن یدالله و بهزاد هستیم. اما باز هم تجربه ی همین رفقای عزیز به ما یادآوری میکند که لحظه ای از مبارزه برای اتحاد و استقلال طبقاتی غفلت نکنیم، لحظه ای در احترام عمیق به کارگران مبارز و زندانی از رضاشهابی، علی نجاتی، ابراهیم مددی، بهنام ابراهیم زاده تا کارگران زندانی در روزهای اخیر، شیث زمانی، شاهرخ زمانی، صدیق کریمی و دیگر عزیزان درنگ نکنیم، و لحظه ای را برای رساندن صدای اعتراض جنبش کارگری ایران به غفلت هدر ندهیم.*

مبارزه ادامه دارد!

 

فريد پرتوى - ۴ فوریه ۲۰۱۲

* نوشته زیر متن کامل کتبی سخنرانی من در مراسم بزرگداشت یدالله در ۱۹ فوریه ۲۰۱۰ در لندن است. این متن برای اولین بار در نشریه آرش (۱۰۴) در بخش "به یاد یدالله خسروشاهی" در مارس ۲۰۱۰ چاپ گردید و سپس در" صفحه یدالله خسروشاهی" در سایت اتحاد بین المللی درج شد. امروز آنرا به مناسبت دومین سالروز از دست دادن رفیق عزیزمان همراه با این نوشته کوتاه ضمیمه میکنم.
با سلام خدمت تمامى دوستان و رفقاى عزيز و گرامى. تسليت به همه شما عزيزان بخصوص به جهان خانم عزيز و فرزندان گرامى و تمامى خانواده و وابستگان رفيق بسيار عزيزمان يدالله خسروشاهى. از اينكه اين فرصت را به من داديد كه در مراسم يادبود دوست و رفيق گرانقدرم يدالله صحبت كنم بسيار ممنونم.
در وصف رفيق يدالله در دو هفته اخير بسيار گفته و نوشته شده است. خود من كه بيش از ده سال فعاليت روتين و نزديك و بعضا روزانه با يدالله داشتم به بسيارى از نكاتى كه اين روزها مطرح شده و به اين تاريخ عظيم و پر افتخارى كه با يدالله گره خورده است دقت آنچنانى نكرده بودم. شايد بسيارى از ما زياد حواسمان نبود كه داريم با چه كسى كار ميكنيم، با كى رفت و آومد ميكنيم و يا با چه كسى وابستگى و خويش و قومى داريم. و البته خود يدالله هم هيچگاه در صدد برنيامد كه اين تاريخ را آنطور كه بايد به ما يادآورى كند. تمامى دوستان، رفقا، گروهها، سازمانها، احزاب و تشكلات كارگرى با احساس مسئوليت و قدردانى اى كاملا ويژه و احتمالا بى سابقه در وصف يدالله نوشتند و تقريبا كسى نبود كه از مرگ نابهنگام يدالله عزيز شوكه نشده و زانوى غم بغل نكرده باشد. احساس من اين است كه نه فقط همه ما در اين سالن بلكه هزاران نفر ديگر بشدت اندوهگين و داغدار شدند. اينها احتمالا به مجموعه اى از خصايل و كاركردها و تاريخى كه يدالله با آن گره خورده است برميگردد كه من به بعضى از آنها با توجه به وقت موجود به اختصار اشاره ميكنم.
يدالله انسانى بشدت دوست داشتنى بود. براى آنهايى كه از نزديك با يدالله آشنا بودند، حتى اگر در برخى موارد با يدالله آبشون در يك جوى نميرفت اين صميميت و اسپانتنيتى يدالله نميزاشت كه شخصا دوستش نداشته باشند. من سالها پيش به اين نتيجه رسيدم كه با يدالله ميشد راجع به خيلى مسائل كار كرد و در عين حال بر سر بسيارى مسائل باهاش موافق نبود و مرتب جروبحث كرد اما نميشد كه يدالله را دوست نداشت. نميشد كه برايش عميقا دلتنگ نشد.
به دختر ١٣ ساله ام قول داده ام كه حتما به علاقه اى كه او نسبت به يدالله از ٤ - ٥ سالگى پيدا كرده بود اشاره كنم. دانيكا با آنكه فارسى را خوب ميفهمد معمولا انگليسى صحبت ميكند. از همان نخستين بارى كه در تورنتو با يدالله شروع به حرف زدن كرد يدالله مرتب وسط حرفش به شوخى ميپريد و با لهجه باحالش ميگفت "بچه فارسى حرف بزن" . اين "بچه فارسى حرف بزن" گفتن يدالله به دانيكا ديگه هميشه ورد زبان ما شده بود و يك بهانه اى شده بود كه دانيكا رو تشويق كنيم بيشتر بامون فارسى حرف زدن رو تمرين كنه. يدالله همچنين بهش ياد داده بود كه بگه " دَدی دَدی چقدر بدی" و دانيكا هنوز كه هنوزه هر بار كه ميخواد به شوخى غرى به من بزنه اين " دَدی دَدی چقدر بدى" رو تكرار ميكنه. سخن را كوتاه كنم، اصل مطلبم در اينجا اين است كه يك بچه كوچك هم ميتونست طبيعى بودن و FUN بودن يدالله رو تشخيص بده و وى را بهمين خاطر دوست داشته باشه و هميشه بياد بياره. میدانم نه تنها فرزندان و نوه هاى عزيز يدالله بلكه فرزندان و نوه هاى همه دوستان يدالله با خبر مرگ وى بسيار غمگین شده اند چون یدالله دوست، پدر و بابا بزرگ همه آنها بود.
براى همه رفقا و دوستان و فعالين اتحاد بين المللى، و رفقايى كه ديگر با اتحاد بين المللى فعاليت نميكنند، يدالله بعنوان يك انسان و شخصيت منحصر بفرد و دوست داشتنى باقى خواهد ماند.
اما مهمتر از دوست داشتنى بودن شخصيت يدالله خصلتهاى نهادينه شده كارگرى و سوسياليستى در يدالله بود. يدالله يك كارگر سوسياليست بود و اين در يك پروسه طولانى زندگى مبارزاتى بعنوان يك فعال و رهبر كارگرى در ايران ودرمبارزات تاريخساز كارگران نفت ايران، ودر تحمل سالها زندان و شكنجه و اذيت و آزار توسط دو رژيم سركوبگر سرمايه دارى و سپس در خارج از ايران بعنوان يك رهبر كارگرى در تبعيد كاملا با يدالله عجين شده بود. به قول انگليسى زبانها در يدالله كاملا انترنالايزد ( درونى) شده بود. "كارگر سوسياليست" بودن يدالله ديگر قابل تغيير با چيز ديگرى نبود. لباسى نبود كه ميشد عوضش كرد. اين موجب ميگرديد كه فعاليت كارگرى چه از جنس سازماندهى عملى، تشكليابى و مبارزات و اعتصابات كارگرى، و چه از جنس جلب همبستگى بين المللى كارگرى و خبررسانى و تحليل و چه مباحث تئوريك و استراتژيك طبقه كارگر همه و همه براى يدالله مهم و اساسى بودند و در واقع حياتى.
از همان زمانى كه تماسهايمان با هم برقرار شد و قرار شد بر سر كارزار اتحاد بين المللى با هم همكارى كنيم براى من معلوم شد كه يدالله دنبال امرى يك روزه، يك ماهه يا يك ساله نيست. اين فعاليتها برايش جزئى از هويت طبقاتى و سياسى وى بعنوان يك كارگر سوسياليست بود. در اولين نامه كتبى كه يدالله به من نوشت جايى در آن اشاره ميكند كه "اميد است بدون هياهو و جنجالهاى متداولى كه وجود دارد به اتفاق و با همكارى يكديگر قادر شويم در حد توان گامهايى در جهت اهداف مشتركمان برداريم. اميد است كه هيچ موضوعى نتواند خللى در پيشبرد اين امر بين ما بوجود آورد و با توجه به تقدم شمردن منافع طبقه كارگر بر هر امر ديگرى، قادر شويم با كارى جمعى اين هدف مشترك را به پيش بريم، و هر مشكلى در اين زمينه بوجود آمد با تبادل نظر رفيقانه آن مشكل را از پيش پايمان برداريم و هدف اصليمان اين باشد كه اين حركت به پيش رود."
منفعت طبقه كارگر براى يدالله خسروشاهى كليدى بود و در هر حركتى اگر بدرست و يا غلط احساس ميكرد كه " مفعت طبقه كارگر" الويت نيست برآشفته ميشد و برعكس هر تلاشى حتى كوچك كه اين منفعت را نمايندگى ميكرد او را به وجد مياورد. همين عزيمت از الويت دادن به منفعت طبقه كارگر و مبارزه طبقاتى در مقابل سرمايه دارى و رژيم سركوبگرش بسيارى از ما را به هم نزديك كرد. در سالهاى اخير و در ارتباط با كارزارهاى اتحاد بين المللى همراه با يدالله و رفقاى ديگر به اين هم فكر ميكرديم كه با توجه به رشد و چالشهاى جنبش كارگرى ايران در سالهاى اخير و وجود چندين تشكل و نهاد كارگرى در داخل كه فعالين علنى دارند و با انواع خطرات و ناملايمات دست و پنجه نرم ميكنند آيا وقت آن نيست كه ما هم در خارج كشور وظايفمان را بازتعريف كنيم و ببينيم كه چگونه ميتوانيم موثرتر و به يك معنا استراتژيك تر عمل كنيم. در همين زمينه ها يدالله تلاش زيادى نمود که ضمن اينكه به تلاش جهت جلب همبستگى جهانى كارگرى ادامه ميدهيم در عين حال اجازه ندهيم كه تشكلات رفرميست و بوروكراتيك در اروپا و آمريكاى شمالى براى جنبش كارگرى ايران نسخه پيچى از بالا بكنند. از اين گذشته يدالله همراه با اتحاد بين المللى و ديگر فعالين كارگرى نقشى مهم در افشاى نهادهاى ضدكارگرى و سرمايه دارى از جمله سوليداريتى سنتر در خارج از كشور داشت و در اين رابطه به سهم خود اطلاع رسانى وسيعى را در خارج و داخل صورت داده بود.
همچنين، در مورد جا انداختن بحث تشكل مستقل كارگرى همه ميدانيم كه يدالله سالها نقش بسزايى را ايفا كرد. در كارزار اتحاد بين المللى هر بار كه تشكلات كارگرى كشورهاى ديگر از حق ايجاد "اتحاديه هاى كارگرى" حمايت ميكردند تلاش ميكرديم توضيح دهيم در ايران تنها يك نوع از تشكل يعنى "اتحاديه" مد نظر فعالين كارگرى نيست. ما تشكل مستقل كارگرى را بعنوان تشكل ايجاد شده توسط كارگران و مستقل از دولت و كارفرما و سرمايه داران و نهادهاى غير كارگرى تعريف كرديم و اينكه تشكل مستقل كارگرى ممكن است اتحاديه، شورا و يا سنديكا و هر نوع ديگرى كه خود كارگران تصميم بگيرند باشد. مهم اين است كه تكيه اصلى بر منفعت كل كارگران بعنوان يك طبقه در مقابل سرمايه و كارفرماها باشد و تصميم گيريها از پايين و جمعى توسط خود كارگران و مجامع آنها صورت بگيرد. در اين خصوص ما دهها و يا صدها نامه و قطعنامه داشته ايم و در افشاگرى نسبت به شوراهاى اسلامى كار و خانه كارگر در خارج از ايران كلى كار كرديم كه يدالله در اين مورد علاوه بر مطالب فارسى چند مطلب توضيحى مفصل به انگليسى نيز دارد.
در ماههاى اخير اتحاد بين المللى و يدالله بطور مشخص، در مقالاتش، از پيامهاى على نجاتى قبل از به زندان افتادنش حمايت ويژه اى نمود چرا كه دقيقا بر همين استقلال طبقاتى و تكيه كارگران به نيروى خودشان تاكيد جدى شده بود. اين تكيه اساسى بر امكانات خود كارگران و استقلال مالى آنان درهر كجا كه هستند همواره راهنماى يدالله بود و در تمامى اين سالها به سهم خود تلاش كرد از ميان كارگران و ياران جنبش جنبش كارگرى ده پوند و بیست پوند جمع کند و به دست فعالین کارگری ایرانی كه از جان و مالشان مايه ميزارند برساند.
با همه اين اوصاف، براى ما و يدالله بطور مشخص، اتحاد بين المللى تشكلى كمپينى و يا كارزارى با اهدافى معين بوده است، و در خود قدوسيتى نداشته و ندارد. البته يدالله معتقد بود كه كلى كار ميتوان و بايد كرد، اما هيچگاه نخواست كه كليت كارگر سوسياليست بودن خودش را در سالهاى اخير تنها با اتحاد بين المللى و يا هر گونه تشكل ديگرى تعريف و يا محدود كند. يدالله هم يك رهبر كارگرى بود و هم يك فعال جلب همبستگى كارگرى و همزمان يك سوسياليست و انقلابى و آزاديخواه و برابرى طلب .همه اينها بطور طبيعى مجبورش ميكرد كه افقهاى بلندتر را هميشه مدنظر قرار دهد و راجع به آنها فكر كند، مطلب بنويسد و وارد همفكرى و همكارى با سوسياليستهاى ديگر شود. يدالله برخلاف بعضى نوشته هايى كه اشاراتى غير منصفانه به وى داشتند، طى سالهايى كه ما با هم كار كرديم نه تنها ضد احزاب و سازمانهاى چپ نبود بلكه همواره يك رابطه شخصى و سياسى محترمانه اى را با بسيارى از احزاب و سازمانهاى چپ ايجاد كرده بود كه خود اين كاركرد فراسازمانى يدالله بعنوان يك رهبر كارگرى براى بسيارى از فعالين كارگرى ميتواند آموزنده باشد. در عين حال، يدالله اين ملاحظه را نيز داشت كه حزب و يا سازمانى كه كارگران كمونيست را ميخواهد سازماندهى كند نميتواند حزب و يا سازمان خود كارگران كمونيست نباشد.
من قصد ندارم در اين فرصتى كه به من داده شده بيش از اين وقت همه را بگيرم. همينجا از همه رفقا، همكاران و دوستان اتحاد بين المللى كه در اين سالن تشريف دارند و تمامى رفقايى كه نتوانستند در اين مراسم شركت كنند ياد و قدردانى ميكنم و از زحمات بيدريغشان در تمامى سالهاى گذشته و در روزهاى اخيربه سهم خود تشكر ميكنم. از رفقاى اتحاد بين المللى از اينكه لطف كردند اجازه دادند امشب من به نمايندگى از طرف آنها صحبت كنم قدردانى ميكنم. يكى از بزرگترين افتخارات ودر عين حال غمهاى زندگيم سخنرانى در مراسم بزرگداشت يدالله خسروشاهى خواهد بود. در عين حال لازم به تاكيد است كه تعداد بسيار زيادى از دوستان و رفقايى كه در اين سالن حضور دارند از سالهاى بمراتب قبلتر با يدالله در ظرفيتهاى مختلف از نزديك همكارى كرده بودند و در تبادل نظر با وى بوده اند. من متاسفانه بسيارى از دوستان را از نزديك نمى شناسم اما ميدانم بسيارى از آنها با يدالهد سابقه همكارى ديرينه داشته اند و ما به آنها درود ميفرستيم.
سخن آخرم اين است كه يدالله بدون طبقه كارگر و بدون بستر وشرايط تاريخى اى كه در آن رشد كرد و وارد مبارزه شد تبديل به يدالله خسروشاهى نشد. ما در اتحاد بين المللى و من شخصا اين افتخار را داشتيم كه در ده سال آخر زندگى يدالله همكاران نزديك و مورد اعتماد وى باشيم. ادامه راه يدالله اما الزاما به معناى همكارى با ما و حتى همكارى بيشتر ميان رفقاى اتحاد بين المللى با يكديگر نيست، هر چند كه همه اينها مهم و اساسى هستند و حتما يدالله را خوشحال ميكند. ادامه راه يدالله در اساس همان الويت دادن به منفعت كل طبقه كارگر در تقابل با طبقات ديگر و بطور مشخص در تقابل با نظام سرمايه دارى است كه يدالله لحظه اى از مبارزه با آن دست برنداشت....
حتى مواقعى كه مسابقات المپيك و يا جام جهانى همه ما را به خودش مشغول ميكرد، يدالله يادش نميرفت كه ايميلى بزند و بگه يادتون نره كه اين ساختمانهاى شيك و استاديومهاى بزرگ المپيك را كارگرانى ساختند كه خيليهاشون حتى عمر و سلامتيشون را براى سود صاحبان اين بازار رقابت از دست دادند. وقتيكه هتلهاى مجلل در دوبى كه شبيه به عجايب هستند رو ميبينه يادش نميره كه بلافاصله عكس كارگران بى حقوق اين هتلها كه در اطاقهاى خرابه ى كوچكى بصورت كتابى كنار هم خوابيدند را برايمان ارسال كند كه حتى روياى يك شب در چنين هتلهايى گذراندن را از سرمان كاملا بيرون كند. يادش نميرفت كه صحنه هاى مربوط به فلاكتها و مبارزات كارگران و تهيدستان ايران را نشان دهد و بهمان يادآورى كند كه مشكل اصلى جامعه ما نظام سرمايه دارى و حكومت آن در ايران است. و يادش نميرفت كه ضمن حمايت از مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران عليه جمهورى اسلامى در دوره اخير به همه يادآور شود كه "آیا باز هم همچون سی سال پیش بایستی با نفی بخشی از سرمایه داران دنبالچه و نردبان ترقی بخشی دیگر از این زالوصفتان شویم؟" و سپس تاكيد كند كه طبقه كارگر و متحدين آن راهى جز اتحاد و تشكل در مقابل كل سرمايه دارى و حكومت آن نخواهند داشت.
با شخصى با اين تاريخ پرافتخار، با يدالله خسروشاهى، كه نه ميتوانستيم مثل او باشيم و نه ميتوانيم جايش را پر كنيم، وداع كردن خيلى سخته! براى همه رفقاى ما، همه ياران عزيزمان، براى همه خانواده هاى عزيز بدون يدالله بودن و وداع كردن با يدالله واقعا دشواره! براى من كه بيش از ده سال صدها كار مشترك و جلسه و بحث تلفنى و هزاران ايميل نگارى با يدالله تا همين چند روز پيش داشتم ، وداع كردن و بدرود گفتن اصلا امكانپذير نيست.

راهش پردوام باد!

زنده باد ياد و خاطره و دستاوردهاى ۵٠ سال مبارزه يدالله خسروشاهى،

فريد پرتوى - ١٩ فوريه ٢٠١٠

توضيح: متن فوق بصورت تلخيص شده همراه با توضيحاتى توسط نويسنده در مراسم يادمان يدالله خسروشاهى در لندن بصورت سخنرانى ارائه داده شده است. (چاپ در آرش ۱۰۴، مارس ۲۰۱۰)

 

***********************

 

به یاد یداله خسرو شاهی

ساعت ١۵ بامداد روز پنج شنبه ۴ فوریه ٢٠١٠ (١۵بهمن ١٣٨٨)، قلب رفیق یداله خسروشاهی فعال برجسته ی جنبش کارگری از تپش باز ایستاد. اکنون دو سال از فقدان این کارگر از خود گذشته و سازمانگر می گذرد. طی این دو سال جای خالی او، به ویژه در سازماندهی حرکات اعتراضی در خارج کشور در راستای حمایت از جنبش کارگری در ایران محسوس است. یکی از خصوصیات او، قدرت جذب نمودن دیگران، هم صدا کردن صداهای گوناگون و توان سازمان گری و هماهنگ کردن افراد با گرایشات و تمایلات گوناگون بود. چنین ویژگی ای می توانست با توجه به این که طی دو سال اخیر، فشار و سرکوب فعالین کارگری در ایران ابعاد وسیع تری به خود گرفته است و ده ها تلاشگر کارگری دستگیر و زندانی شده اند، اتحاد عمل نیروهای مختلف در حمایت از کارگران ایران را آسان تر کند، و قدرت عمل و تاثیر جنبش همبستگی با کارگران ایران را فزونی بخشد.
یاد یداله خسرو شاهی را با اشاره ای به زندگی و مبارزات او و هم چنین پافشاری او بر استقلال طبقاتی کارگران، گرامی می دارم.
یداله در ٦ آبان ١٣٢١ در یک خانواده ی پر اولاد کارگری به دنیا آمد. در نوزادی پدرش را از دست داد. عمویش که کارگر شرکت نفت آبادان بود، سرپرستی خانواده ی او را به عهده گرفت. با ناملایمات فراوانی و در تنگدستی مدرک ششم ابتدایی را گرفت. (١) در سن چهارده سالگی به عنوان کار آموز وارد صنعت نفت آبادان شد. آن زمان تنها سه سال از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ گذشته بود. شرایط کار و زندگی کارگران نفت طاقت فرسا بود و آن ها پس از سرکوب های حکومت کودتا پراکنده و غیر متشکل بودند. با این حال در آن زمان، هنوز خاطره ی مبارزات شکوه مند کارگران نفت جنوب و به ویژه کارگران پالایشگاه آبادان زنده بود. هنوز نام و آوازه زنده یاد علی امید، پیشتاز مبارزات کارگران نفت، زمزمه می شد. هنوز از خود گذشتگی علی امید برای احقاق حقوق کارگران نفت بر سر زبان ها بود.
در چنان فضایی یداله وارد محیط کار شد. حدود ١٣ سال در پالایشگاه آبادان کار کرد. طی این مدت با مجموعه ای از مسائل، مشکلات و مطالبات درون محیط کار در گیرمی شود. زندگی پر تلاطم کارگری و فراز و نشیب های آن بدوتجربه می آموزد و ویژه گی های فردی اش تجارب او را صیقل می دهند. آرام آرام با توجه به امکانات موجود و شرایطی که ایجاد نموده بود، به این فکر می رسد که برای کاهش ناملایمات زندگی کارگران و افزودن لقمه نانی بر سر سفره آنان باید و می توان کاری کرد. سجایای اخلاقی او باعث می شود عده ای از کارگران مبارز گرد او جمع شوند. وقتی علیرغم میلش از پالایشگاه ی آبادان به پالایشگاه ی تهران منتقل شد، جوان ٢٧ ساله ای بود. در آن جا عده ای از کارگران جوان که از آبادان منتقل شده بودند، در خفا دور هم جمع می شوند و مبارزه برای کسب مطالباتی را در دستور کار خود قرار می دهند. بدین ترتیب شرایط برای هماهنگی میان کارگران مهیا می گردد. در آن زمان دبیرسندیکای کارگری در پالایشگاه تهران با خواسته های کارگران بیگانه بود؛ این سندیکا، با سازماندهی و بسیج کارگران، از درون توسط فعالین کارگری تسخیرمی شود، دبیر آن برکنار و توسط کارگران نماینده دیگری انتخاب می گردد. سال ١٣۵٠ سندیکای مستقل پالایشگاه نفت تهران بر پا می شود و یداله خسرو شاهی به عنوان معتمد کارگران دبیر سندیکا می گردد.
اما این تازه گام اول است. قدم های بعدی خیزبلند کارگران پالایشگاه تهران برای ایجاد اتحادیه مستقل نفت تهران است ، یداله در همه این فرایندها و پروسه ها حضور داشت و پیشتاز بود.
یداله فعال کارگری در عرصه محیط کار بود ، این درست ؛ اما او همچنین یک فعال سیاسی هم بود. زیرا می دانست سیاست اقتصادی و قدرت سیاسی حاکم به طور مستقیم و بلاواسطه به منافع کارگران مربوط است. به ویژه در صنایع نفت که دولت خود بزرگ ترین کارفرماست.
یداله پس از ٣ سال کار پیوسته در سندیکا که منجر به کسب مزایای بسیاری برای کارگران شد، دستگیرو زندانی می شود. زندانی سیاسی می شود. این بار در محیط زندان پرورش می یابد. بعد از رهایی از زندان به دست توانای مردم، در گرماگرم مبارزات انقلابی سال ۵٧ و تشکیل شوراهای کارگری به خود آموزی خویش غنا می بخشد. مجددأ و این بار در دی ماه ١٣٦٠ توسط دژخیمان جمهوری اسلامی زندانی می شود. ۵ سال بعد ناگزیر به خروج از ایران می گردد.
زندگی در تبعید با خود زنجیره ای از مشکلات به همراه دارد، و معمولأ باعث یأس و انزوا می شود. ولی برای یداله چنین نبود. یداله در کنار طبقه اش باقی ماند و در خدمت آن پا بر جا و مقاوم ایستاد. او نه تنها گوشه نشینی پیشه نکرد، بلکه به نحو خستگی ناپذیری عرصه های جدیدی از فعالیت را گشود. جمهوری اسلامی و تبعید نتوانستند ارتباط او را با طبقه اش قطع کنند. به راستی یداله در این میدان رژیم را به شکست کشاند. او از یک سو ارتباطش را با جمع ها و فعالین کارگری در ایران حفظ کرد و گسترش داد، و از سوی دیگر میدان فعالیت با تشکلات کارگری بسیاری از کشورها را گستراند.
او همواره با شوق و دقت هر حرکت کارگری، ایجاد هر جمع کارگری، هر نطفه ای که برای ایجاد تشکل کارگری بسته می شد را پیگیرانه دنبال می کرد. و به هر جمعیتی که فکر می کرد برای منافع و آرمان طبقه کارگر قدمی و قلمی برمی دارد، حساسیت نشان می داد و به استقبال آن می شتافت.
همه ی افرادی که از نزدیک شاهد فعالیت های او بودند، تلاش های پیگیرانه و خستگی ناپذیر یداله برای حمایت از تشکل های کارگری در ایران، از جمله سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه و نیز نهادها و کمیته هایی که برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری فعال بودند را به یاد می آورند. پشتیبانی از کارگرانی که در جریان اعتراضات کارگری مورد شناسایی رژیم قرار گرفته و اخراج و یا دستگیر می شدند، از جمله فعالیت های معمول او بود. یداله جمع آوری منظم کمک های مالی برای خانواده های این کارگران را جزوه وظایف خود محسوب می نمود.
این جا می رسیم به اساس اندیشه یداله که هم چون ریسمان سرخی نظرات و فعالیت های ارزنده او را به هم متصل می کند. از زمانی که وی به ناچار به خارج از کشور مهاجرت کرد، تاکیدش در صدها سخنرانی ای که ارائه داد، صدها اطلاعیه و اعلامیه ای که نوشت، و ده ها مقاله ای که از او به یادگار مانده است، تشکلات مستقل کارگری است. این تشکلات از دو جنبه برای او اهمیت داشتند.
اولأ کارگران برای به دست آوردن هر بخشی از خواسته های شان نیاز به متحد شدن دارند. تشکل مستقل کارگری ابزاری است در خدمت کارگران برای بهبود شرایط کار و زندگی و رسیدن به دست کم بخشی از حقوقشان، این هدف بلا واسطه و اولیه هر تشکل کارگری - در هر عرصه و زمینه ای که فعال باشد - است.
ثانیأ تشکل مستقل کارگری زمینه ای را فراهم می آورد که کارگران برای وظایف بزرگ تر آینده ، یعنی اداره امور جامعه، آماده شوند . به هر درجه که توده کارگران از هم اکنون با روحیه طبقاتی، با دخالت گری، با اعتماد به نفس و کاردانی وارد فعالیت های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شوند، به همان نسبت امکان پیشروی آنان در انقلاب آینده بیشتر خواهد شد.
نطفه های سوسیالسم در اندیشه یداله به درستی در سازمان یابی، خرد جمعی و فعالیت آگاهانه کارگران نهفته است. زیرا حرکت به سوی سوسیالیسم روندی است که طی آن قرار است کارگران و توده حقوق بگیران و زحمتکشان بر سرنوشت خویش مسلط شوند، سرنوشتی که البته هم اکنون طبقات دارا و سلطه گر آن را تعیین می کنند . تمامی وسایل و مکانیزم هایی که پایه مادی جامعه ی طبقاتی را ساخته اند، یعنی مالکیت خصوصی بر وسایل تولید، قدرت سیاسی طبقات دارا، مدیریت سرمایه داری در موسسات، برنامه ریزی سلطه گرانه اقتصادی، وجود خفقان سیاسی، سیستم آموزشی طبقاتی، اقتدار ایدئولوژیک و فرهنگی طبقات سلطه گر و ارتجاعی، اساسأ در خدمت محروم کردن توده های مردم از دخالت گری در سرنوشت خودشان و نیزعلیه فعالیت جمعی و وحدت آنهاست.
تأکید و پا فشاری رفیق یداله روی شعار زنده باد تشکل های مستقل کارگری ، صرفأ ناشی از مرزبندی با سایر گرایشات نبود، بلکه مسئله بر سر این است که چگونه کارگران می توانند قدرتمند تر و موثرترعمل کنند. او سوال می کرد، کارگران چگونه قرار است از هم اکنون - حتی در چهارچوب مناسبات سرمایه داری - برای تسلط بر سرنوشت خودشان آماده شوند؟
آنان چگونه و با چه وسایلی می توانند به آگاهی و توانایی های لازم برای اداره جامعه دست یابند؟ چطور می توانند به جای فرهنگ حاکم با انگیزه های فرد گرایانه و سودجویانه اش، ارزش هایی را مبتنی بر احترام هم زمان به جمع و فرد و روحیه تعاون و همبستگی در خود پرورش بدهند؟ رفیق یداله که بر خودرهایی کارگران پافشاری می کرد، ناگزیر و ناچار بود به دنبال راه چاره ای برای این مهم برآید. و پاسخ او مبارزه جمعی و مشترکت کارگران در تشکل های مستقل خودشان بود.
هنگامی که او با اندیشه ی مستقل و با تجربه منحصر به فرد خودش، که بیش از۴٠ سال در فعالیت های عملی شرکت مستقیم و غالبأ در رأس آن فعالیتها قرار داشت، و نیز با مطالعه تجارب تاریخی جنبش های کارگری به این نتیجه رسید که پاسخ را یافته است و آن تشکل های مستقل کارگری است؛ در جهت و راستای آن با تمام قدرت حرکت کرد.
مهمترین ویژگی هایی که برای تشکلات مستقل کارگری بیان می کرد:
اول استقلال آن ها از دولت است.
دوم استقلال از سرمایه داران، کارفرمایان و مدیریت است.
سوم استقلال سیاسی آن ها است. به این معنا که تشکل کارگری استقلال رأی و اختیار تام داشته باشد تا هر خط مشی و سیاستی که از طریق اراده آزاد و توسط جلسات و نشست های خود تعیین می کند، به پیش ببرد.
یداله به روشنی درباره استقلال سیاسی تشکیلات کارگری می نویسد: «برای کارگران فرقی نمی کند که گردانندگان اتحادیه و تشکل شان دولت باشد و یا رهبری آن دست نیروهای طبقات دیگر باشد، اساس این است که تمامی امورش به دست خودشان باشد و بتوانند در همه زمینه ها تصمیم نهایی را خود بگیرند. این توازن قوای درون تشکیلات کارگری است که سمت و سو و دوری و نزدیکی آن تشکل را به جریانات سیاسی موجود در جامعه مشخص می کند.» (٢)
خصوصیت دیگری که برای این نوع تشکلات بر می شمرد: پیش بردن هم زمان مسایل اقتصادی و سیاسی است. تشکل مستقل، فقط یک تشکل صنفی نیست، بلکه سیاسی هم است. زیرا ما از زمانی که به دنیا می آییم، خودمان را در جهانی می بینیم که سیاست در آن جاری است، جامعه سیاسی است. و ما ناگریز در سیاست تنفس می کنیم. خود اقتصاد هم از طریق سیاست اقتصادی دولت ها پیش برده می شود. از سیاست های مربوط به تأمین بودجه های عمرانی و اقتصادی و سرمایه گذاری در عرصه های مختلف گرفته تا قوانین کار و امور اجتماعی، شرایط کار، تعیین حداقل دستمزد، قوانین تعرفه و غیره. بنابر این پرواضح است که سیاست اقتصادی کشور و قدرت سیاسی حاکم بر کشور به طور مستقیم و بلا واسطه به تشکل های کارگری مربوط می شود.
ویژگی دیگر این تشکلات، وجود گرایشات مختلف کارگری در درون آنها است. در میان کارگران گرایشات فکری و عقیدتی گوناگون موجود است. تشکل کارگری نیز اگر بخواهد توده وسیعی از کارگران را متحد کند، باید بتواند این گرایشات مختلف را در درون خود بپذیرد و به رسمیت بشناسد. یداله به عنوان یک کارگر کمونیست، دموکراسی را به معنای دخالت وسیع کارگران و محرومان در تعیین و تسلط بر سرنوشت خود می فهمید.
در این میان این تشکلات بستری فراهم می آورند تا کارگرانی که به منافع طبقاتی خود آگاه ترند، ضمن تبادل نظر به یک برنامه ی سیاسی ی راهبردی - از زاویه منافع و آرمان طبقه کارگر- دست یابند وحزب طبقه کارگر را بنیان گذارند. رفیق یداله در پاره ای از مقالاتش به این حزب توجه نشان داده و خصوصیات آن را بازگو نموده است.

گرامی باد یادش مستمر باد راهش

جلیل محمودی

توضیحات

١- بعدا هم زمان با کار در صنعت نفت موفق به کسب دیپلم شد.
٢- کارگر تبعیدی، شماره ٣٦، سال نهم، دی ماه ١٣٧۵ ، مقاله ی "تشکلات مستقل کارگری و ظرف تشکل پذیری کارگران ایران در موقعیت کنونی"

 

***********************

 

به یاد یداله خسرو شاهی در دومین سالگرد درگذشت او

چهارم فوریه ٢٠١٢ برابر است با دومین سالگرد خاموشی یداله خسرو شاهی. دوسال پیش در پنجشبه ۴ فوریه ٢٠١٠ یداله خسرو شاهی بر اثر سکته مغزی در سن ٦٨ سالگی درتبعید در بیمارستانی در لندن دیده از جهان فرو بست. با درگذشت یداله خسرو شاهی جنبش کارگری ایران یکی از فعالین صدیق، سخت کوش، متفکر و مبارز خود را ازدست داد.
یداله خسرو شاهی به راستی فرزند کار بود؛ او در نوجوانی، بعد از گذراندن دوران کارآموزی، در جغرافیای داغ جنوب به اردوی کار پیوست و در پا لایشگاه آبادان به عنوان کارگر فنی به کار پرداخت. در سال ١٣۴٧ هنگامی که بیش از ٢٧ سال سن نداشت به دلیل داشتن روحیه و سابقه مبارزه علیه استثمار، اجحاف و زورگویی کارفرما و اعتمادی که کارگران به او داشتند، از سوی آنان به عنوان نماینده کارگران انتخاب شد.
در اواخر دهه ۴٠ یداله خسرو شاهی به همراه تعداد دیگری از کارگران جوان و متخصص پالایشگاه آبادان برای راه اندازی پالایشگاه تهران و کار در آنجا به تهران انتقال یافت. در پالایشگاه تهران نیز او به عنوان فعال کارگری به مبارزه خود برای بهبود شرایط کار وسازمان یابی کارگرا ن ادامه داد. او در کنار دیگر فعالین کارگری نقشی مهم در سازماندهی و هدایت اعتصاب دوهفته ای کارگران پالایشگاه تهران در سال ١٣۵٢ داشت. در جریان این اعتصاب رژیم شاه در برابر عزم و اراده کارگران متشکل مجبور به عقب نشینی شد و به بخشی از خواسته های کارگران اعتصابی تن داد؛ از جمله ساعات کار کاهش و دستمزد برای اضافه کاری ها ٢۵ درصد افزایش یافت. اما رژیم تصمیم گرفت که انتقام پیروزی کارگران را از رهبران اعتصاب بگیرد. بعد از اعتصاب یداله خسرو شاهی توسط ساواک شاه دستگیر و در دادگاه فرمایشی ابتدا به دو سال و سپس در دادگاه تجدید نظر، به ده سال زندان محکوم شد.
در پاییز ١٣۵٧ با اوج گرفتن انقلاب ایران، یداله خسرو شاهی پس از سپری کردن چهار سال ونیم در زندان رژیم سلطنتی به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی آزاد شد. کارگران پالایشگاه تهران با دسته های گل از او و دیگر کارگران آزاد شده استقبال کردند. هنگامی که در جریان انقلاب ایران، کارگران نفت ، دست به اعتصاب زدند و شیرهای نفت را بستند، شعار "کارگر نفت ما، رهبر سر سخت ما" به یکی از شعارهای انقلاب تبدیل شد. یداله خسرو شاهی به راستی نمونه برجسته ای از آن رهبران سر سخت بود.
او که در نتیجه انقلاب مردم از زندان آزاد شد ه بود، به دنبال مبارزه کارگران نفت برای بر گشت به کار کارگران زندانی، به سر کار برگشت . در این زمان کارگران نفت موفق شدند شورای کارکنان صنعت نفت را ایجاد کنند. یداله پر شورتر از همیشه به مبارزه خویش برای دست یابی کارگران به خواسته هایی که برایش انقلاب کرده بودند، ادامه داد . اما پاسداری از حاکمیت سرمایه، که رژیم اسلامی آن را وظیفه خود قرار داده بود برایشان ایجاب می کرد که انقلاب در خون فرو نشانده شود. انقلاب شکست خورد و کارگران سرکوب شدند. در جریان سرکوب، بگیر و ببند ها و کشتار سال ٦٠، یداله خسرو شاهی یک بار دیگر دستگیر و زندانی شد.
یداله خسرو شاهی بعد از تحمل چهار سال حبس و شکنجه در زندان جمهوری اسلامی، با قرار وثیقه پانصدهزار تومانی از زندان آزاد و سپس مجبور شد که کشور را ترک کند.
خارج از کشور اما برای او پایان کار نبود. او در تمام مدتی که در تبعید زیست با فعالین کارگری در ایران و کشورهای مختلف ارتباط داشت. مبارزات کارگران در ایران و جهان را به دقت دنبال می کرد و تا آنجا که توان داشت می کوشید که به کارگران در مبارزه شان یاری رساند. کوشش دایمی برای متشکل کردن فعالین کارگری در خارج از کشور، کوشش مدام در تاثیر گذاری فکری بر سیر مبارزات کارگری و انتقال تجربه بسیار پر بار خود به کارگران در ایران از راه نوشتن، سخنرانی و گقتگو با رسانه های عمومی، بخشی از فعالیت های او در این عرصه بود.
اما شاید بتوان گفت که یکی از مهمترین کارهای او در خارج از ایران، کوشش برای شناساندن جنبش کارگری ایران به تشکلات کارگری در کشورهای مختلف جهان بود. او سهم ارزنده ای در بازتاب مبارزه کارگران ایران در خارج از کشور و کسب حمایت تشکل های کارگری از مبارزه کارگران و فعالین کارگری در ایران داشت . باور او براین ضرورت آنچنان ژرف و استوار بود که هیچ موانع زبانی، فرهنگی و ملی نمی توانست سد راه کوشش های مداوم و خستگی ناپذیر او در این راه باشد. او این کار را وظیفه نمی دانست بلکه این فعالیت جزیی بسیار مهم از زندگی اش بود. بطور کلی زندگی ومبارزه در نزد یداله از هم جدا نبودند. او نمی توانست باشد اما علیه سرمایه، استثمار، سرکوب و بی حقوقی مبارزه نکند. او براستی یک فعال و رهبر سوسیالیست در جنبش کارگری بود.
یداله از نخستین فعالین "اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران" بود و تا واپسین لحظات زندگی در راه پیش برد وظایف و اهداف آن با تمام نیرو تلاش کرد. اما فعالیت ها و تاثیر گذاری های یداله گستره بسیار فراتری را در بر می گرفت. او به کل طبقه کارگر ایران و جهان تعلق داشت و قلبش با ضرب آهنگ جنبش کارگری، با افت و خیزهای ‌آن و امید به پیروزی این جنبش علیه سرمایه داری در جهان می طپید. نام یداله در تاریخ جنبش کارگری ایران و جهان پایدار خواهد ماند.

یاد ش همواره گرامی و راهش پر رهرو باد.

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ فوریه ۲۰۱۲

 

----------------------


پیام اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

به مناسبت سالگرد خاموشی یداله خسرو شاهی

یک سال پیش، در ٤ فوریه ٢٠١٠، یداله خسرو شاهی به سفری بی بازگشت رفت. افسوس؛ قلبی که برای رهایی کارگران می طپید، اینک سالی است که از طپش ایستاده است. چشم هایی که به افق های باز و روشن فردا می نگریستند، اینک سالی است که خاموشند. و جان سرکشی که همه ی عمر برای دنیای دیگر و بهتری مبارزه می کرد، اینک سالی است که دنیای ما را ترک گفته است.
درگذشت یداله برای خانواده و یاران اش، برای فعالین کارگری و جنبش کارگری ایران، زیان بزرگی است. با مرگ او جنبش کارگری ایران، یکی از رهبران وفادار، پیگیر وسخت کوش خود را ازدست داد. مرگ یداله اما پایان کار او نیست. پا به عرصه نهادن کسانی چون او، و زندگی و مبارزه آ نها علیه سرمایه داری ، خود گواهی می دهد که جهانی بهتر ممکن است.
یداله در سنین نو جوانی، در جغرافیای داغ جنوب، به اجبار سرمایه، به صف اردوی کار در آمد و در ٦٨ سالگی در حالی که همچنان بطور پیگیر برای بهبود وضع کارگران مبارزه می کرد، در سرزمینی دور و در تبعید، به تاریخ جنبش کارگری ایران و جهان پیوست. زندگی و مبارزات یداله خسروشاهی بخشی جدایی ناپذیر از تاریخ پنجاه ساله اخیر جنبش کارگری ایران است. این تاریخ را نمیتوان بدرستی نوشت مگر آنکه در هر فصل از آن به حضور برجسته و اثرگذار او اشاره کرد.
یداله خسرو شاهی در چهارده سالگی، به عنوان کارآموز در پالایشگاه نفت آبادان مشغول به کار شد . در سال ١٣۴٧ از سوی کارگران پالایشگاه به عنوان نماینده کارگران انتخاب شد و به همراه کارگران علیه استثمار، تبعیض آشکار، بی حقوقی کارگران و شرایط طافت فراسای کار به مبارزه پرداخت. او سپس به همراه تعدادی دیگر از کارگران جوان و متخصص برای تاسیس پالایشگاه تهران به این شهر انتقال یافت. در سال ١٣۵٠ به کوشش او و تعداد دیگری از فعالین کارگری، سندیکای کارگران شرکت نفت تاسیس گردید.
در سال ١٣۵٢، کارگران پالایشگاه تهران تحت رهبری سندیکا دست به اعتصاب زدند. اعتصاب دوهفته ای و موفقیت آمیز کارگران پالایشگاه تهران را می توان یکی از درخشان ترین مبارزات سازمان یافته و متشکل کارگران بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ دانست. نقش یداله خسرو شاهی در کنار دیگر رهبران کارگران نفت در این اعتصاب کلیدی بود. او در آن زمان رئیس سندیکا و یکی از سازما ن دهندگان اصلی اعتصاب بود. در جریان این اعتصاب، رژیم سلطنتی در برابر عزم و اراده متشکل کارگران مجبور به عقب نشینی شد و به بسیاری از خواست های اعتصاب تن داد؛ از جمله ساعت کار از ۴٨ ساعت در هفته به ۴٠ ساعت کاهش یافت، کارگران از دو روز تعطیلی در هفته برخوردار شدند و دستمزد اضافه کاری ها ٢۵ در صد افزایش یافت. این گامی بزرگ به پیش بود . کارگران توانسته بودند در مبارزه ای متشکل، استبداد سلطنتی سرمایه را به عقب برانند. رژیم تصمیم گرفت انتقام پیروزی کارگران را از رهبران اعتصاب بگیرد. یداله در همان سال دوبار توسط ساواک دستگیر شد. در اعتراض به دستگیری او، کارگران دست به اعتصاب زدند و فضای پالایشگاه متشنج شد. سر انجام اما رژیم او را در دادگاهی فرمایشی ابتدا به دو سال و سپس در دادگاه تجدید نظر، به ده سال زندان محکوم کرد.
با شروع نخستین اعتراضات مردم علیه رژیم شاه در انقلاب ١٣۵٧، یداله خسرو شاهی پس از سپری کردن چهار سال ونیم در زندان به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد. او که اجازه باز گشت به کار را نداشت به همراه عده ای از فعالین کارگری، کمیته کارگران صنعت نفت را ایجاد کرد. این کمیته در جریان انقلاب نقشی اساسی در بر پایی اعتصاب بزرگ کارگران صنعت نفت ایفا کرد. هنگامی که نفتگران، دست به اعتصاب زدند و شیرهای نفت را بستند، شعار "کارگر نفت ما، رهبر سر سخت ما" به یکی از شعارهای انقلاب تبدیل شد. یداله خسرو شاهی به راستی نمونه برجسته ای از آن رهبران سر سخت بود.
با اعتصاب بزرگ کارگران نفت، سوت سقوط سلطنت در فضای سیاسی ایران به صدا در آمد . اکنون دیگر سرنوشت رژیم به این اعتصاب وابسته بود. اعتصاب ادامه یافت و به کوشش کمیته کارگران صنعت نفت، کارگران موفق شدند که در پیش از قیام ٢٢ بهمن، شورای عمومی کارکنان صنعت نقت را تشکیل دهند. یداله خسروشاهی یکی از نمایندگان کارگران در این شورا بود.

اما پاس داری از حاکمیت سرمایه، ایجاب می کرد که انقلاب در خون فرو نشانده شود و رژیم اسلامی مجری بی رحم این ضروت جنایت بار بود. انقلاب شکست خورد و کارگران سرکوب شدند. در ادامه سرکوب هایی که از همان فردای به قدرت رسیدن رژیم اسلامی شروع شده بود، در سال ۱۳۶۰ شورای کارگران نفت و همه ی نهاد های مستقل کارگری به همراه تمام نهاد های دموکراتیک ، احزاب وسازمان های انقلابی و سوسیالیستی و نیز دیگر نیروهای اپوزیسیون سرکوب و غیر قانونی اعلام شدند. در همان سال یداله خسرو شاهی به همراه هزاران مبارز دیگر مجددا خود را در زندان و زیر شکنجه یافت. او بعد از تحمل چهار سال حبس و شکنجه در زندان جمهوری اسلامی، با قرار وثیقه پانصدهزار تومانی از زندان آزاد و سپس مجبور شد که برای حفظ جان خود کشور را ترک کند.
خارج از کشور اما برای او پایان کار نبود. او در تمام مدتی که در تبعید زیست با فعالین کارگری در ایران ارتباط داشت. مبارزات کارگران در ایران را به دقت دنبال می کرد و سخت می کوشید که به کارگران در مبارزه شان یاری رساند. کوشش دایمی برای متشکل کردن فعالین کارگری در خارج از کشور، کوشش مدام در تاثیر گذاری فکری بر سیر مبارزات کارگری و انتقال تجربه بسیار پر بار خود به کارگران ایران از راه نوشتن و گقتگو با رسانه های عمومی، بخشی از فعالیت های او در این عرصه بود.
اما شاید بتوان گفت که مهمترین کار او در خارج از ایران، کوشش برای شناساندن مبارزات کارگری و جنبش کارگری ایران به تشکلات کارگری در کشورهای مختلف جهان بود. او سهم بسیار بزرگی در بازتاب صدای کارگران ایران در جهان داشت. و این خود سرفصل دیگری است از تاریخ مبارزات کارگران در ایران و نقشی که یداله خسرو شاهی در آن ایفا کرد.
در تاریخ بیش از صد سال مبارزات کارگری در ایران هیچ گاه جنبش کارگری ایران به این اندازه در سطح جهانی شناخته شده نبوده است. حمایت بین المللی گسترده و سراسری از جنش کارگری در ایران که نتیجه فعالیت های صدها فعال جنبش کارگری و سوسیالیستی در داخل و خارج از ایران طی دو دهه گذشته بوده ، در تاریخ جنبش کارگری ایران سابقه نداشته است. به جرعت میتوان گفت که یداله خسروشاهی یکی از تاثیرگذارترین فعالین این عرصه بود. در عرصه جهانی او تلاش کرد که همواره صدای اعتراض همه فعالین کارگری در ایران علیه سرکوب، بی حقوقی، استثمار، زندان و شکنجه باشد. او رهبر کارگری و سوسیالیستی بود که ضرورت همبستگی بین المللی کارگران را در همه حال به یاد کارگران می آورد.

باور او براین ضرورت آنچنان ژرف و استوار بود که هیچ موانع زبانی، فرهنگی و ملی نمی توانست سد راه کوشش های مداوم و خستگی ناپذیر او در این راه باشد. صدها کیلومتر رانندگی می کرد تا در یک نشست، درباره تاریخ مبارزات کارگری در ایران سخنرانی کند، و یا در کنفرانس فعالین کارگری، ضرورت حمایت از کارگران در ایران را توضیح دهد. به رغم ناراحتی های جسمی از لندن تا ژنو می راند تا به حضور نمایندگان رژیم اسلامی در کنفرانس سالیانه سازمان جهانی کار، و به خود این سازمان، اعتراض کند. از کشوری به کشور دیگر می رفت تا فعالین و نهاد های کارگری کشور میزبان را به همبستگی با مبارزات کارگری در ایران فرا خواند. و او این همه را وظیفه نمی دانست بلکه این کار جزیی بسیار مهم از زندگی اش بود. زندگی ومبارزه در نزد یداله از هم جدا نبودند. او نمی توانست باشد اما علیه سرمایه، علیه استثمار، سرکوب و بی حقوقی مبارزه نکند.
از یازده سال پیش که "اتحاد بین اللملی در حمایت از کارگران در ایران" ایجاد شد او از فعالین پر کار این کمپین بود و تا واپسین روزهای زندگی برای پربار شدن فعالیت های آن سخت کوشید. حضور او در "اتحاد بین المللی" مایه فخر و اعتبار این نهاد کارگری بود. اما فعالیت ها و تاثیر گذاری های او از گستره کار کمپینی بسیار فراتر می رفت. او به طبقه کارگر تعلق داشت و قلبش با ضرب آهنگ جنبش کارگری و پیروزی آن علیه سرمایه داری می طپید.
به راستی که فرزند شایسته طبقه کارگر بود و تا پایان عمر به طبقه اش وفا دار ماند. او از میان ما رفت و به تاریخ جنبش کارگری ایران و جهان پیوست؛ جنبشی که او برای همیشه از چهره های درخشان آن باقی خواهد ماند.

یاد ش گرامی و راهش پر رهرو باد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۵ فوریه ٢٠١١

 

----------------------

 

مراسم سالگرد درگذشت یداله خسرو شاهی

نزدیک به یک سال از درگذشت ناگهانی همسر و پدر عزیزمان یداله خسرو شاهی می گذرد. او در ۴ فوریه ٢٠١٠ به ناگهان دیده از جهان فرو بست. او رفت بی آنکه ترک مان کرد ه باشد؛ در همه ی این مدت، در روز های بلند اندوه ، در خاطره ها و یاد ها ، در گرد هم آمدن ها و در تنهایی ها با ما بوده است. او با ما بوده است بی آنکه بتوانیم جای خالی اش را انکار کنیم و افسوس نگوییم. ما خوب اگاهیم که دوستان وآشنایان و همه ی فعالین کارگری که او را از دور و نزدیک می شناختند نیز جای خالی او را بار ها و بارها حس کرده اند و به او اند یشیده اند. او فرزند کار بود و تا آخرین روز زندگی اش به خود و به طبقه ای که به آن تعلق داشت وفادار ماند. زندگی اش در راه مبارزه برای بهبود وضع کارگران گذشت. او فقر، استثمار، سرکوب و بی حقوقی کارگران را بر نمی تافت. جهان دیگر و بهتری را ممکن می دانست و تا پایان عمر خویش برای آن مبارزه کرد.
در سالگرد در گذشت او در کنار شما دوستان و آشنایان، فعالین کارگری، سوسیالیستی و آزادی خواه گرد هم می آییم تا یاد و خاطره او را گرامی بداریم و پوینده ی راهش باشیم.

 

همسر، فرزندان و دوستان یداله خسرو شاهی

١٣/٠١/٢٠١١

زمان مراسم: ساعت ٢.٣٠-٦ بعد از ظهر روز شنبه ۵ فوریه ٢٠١١

مکان مراسم: The Meritage Centre, Church End, Hendon,

London Nw4 4JT

نزدیکترین ایستگاه قطار:Hendon Central

 

----------------------

یداله خسروشاهی از میان ما رفت

 

سپاس گزاری خانواده یدالله خسروشاهی

وظیفه خود می دانیم که فروتنانه از تمام نهاد های کارگری، احزاب و سازمان ها ی سیاسی، شخصیت های اجتماعی و هنری و همه یاران و عزیزانی که در پی درگذشت ناگهانی همسر و پدر عزیزمان، یدالله خسروشاهی با فرستادن پیام، نوشتن مطلب و از طریق تلفن، زندگی و فعالیت های یدالله خسروشاهی را ارج نهادند، یاد اش را گرامی داشتند و به ما تسلیت گفتند، سپاس گزاری کنیم. همچنین لازم می دانیم که از همه عزیزانی که از راه های دور ونزدیک در مراسم خاک سپاری و بزرگداشت او حضور یافتند، صمیمانه قدر دانی کنیم. این پیام ها و همدردی های مهربانانه، تسلی خاطرمان شده و از بار غم و اندوه مان کاسته است.

با مهر و سپاس

همسر و فرزندان یدالله خسروشاهی

٢٢ فوریه ٢٠١٠

 

 

 

----------------------

 

یدالله خسرو شاهی، چرا یک رهبر سوسیالیست جنبش کارگری؟

(برای ویژه نامه نشریه آرش)

در مبارزه طبقاتی کارگران از دست رفتن هر فعال این طبقه ضایعه ای جانگداز است و در نوع خود غیر قابل جایگزینی می باشد. این مساله برای جنبش های کارگری تحت سیطره استبداد و دیکتاتوری سرمایه داری همچون ایران که برای پرورش فعالین و رهبران خود در تنگناهای سختی قرار دارند صد چندان بیشتر صادق است. از اینرو از دست رفتن یداله خسرو شاهی، پر سابقه ترین فعال و رهبر سوسیالیست جنبش کارگری آنهم در دوران عروج جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه و در موقعیت انقلابی کنونی که تامین رهبری و هژمونی سیاسی طبقه کارگرعمیقا حیاتی است ضربه ای جبران ناپذیر می باشد.
درگذشت یدالهس اما به یک واقعه تاریخی نیز در جنبش کارگری ایران بدل گشت. برای اولین بار در تاریخ این جنبش ( حداقل در دوره پس از دهه بیست تا کنون) شاهد موج بلند و بی سابقه گرامیداشت و بزرگداشت و ابراز همدردی های صمیمانه طیف متنوعی از فعالین و نیروهای سیاسی نسبت به یک رهبر کارگری هستیم.
به این ترتیب فقدان آن ارج ومنزلت و احترام لازم و ضروری برای فعالین و رهبران کارگری در فرهنگ سیاسی ایران که یکی از مشخصه های عدم رشد این فرهنگ است پایان یافت. در دوران طولانی دو استبداد سلطنتی و اسلامی به مثابه استبداد ذاتی سلطه طبقاتی سرمایه داران ایران، به موازات تحمیل فقر و فلاکت و بی حقوقی و ناامنی و بی حرمتی به خود طبقه کارگر، و بهمراه سرکوب بی امان و ددمنشانه تلاش ها و مبارزات این طبقه برای بهبود وضع اش، فعالین و رهبران آن نیز از همان سطح منزلت و احترام موجود و مرسوم در جوامعی که کارگران از اندکی حق و حقوق برخوردارند محروم بوده اند. نزد سرمایه داران و دولت شان طبعا ارزش و منزلت فعالین و رهبران کارگری چیزی جز زندان و سلول انفرادی و شکنجه و شلاق و نیروی ضد شورش و گلوله و دار نبود و نیست. در میان نیروهای طرفدار کارگران هم متاسفانه بعضا هر موضوع موجه و ناموجه ای بهانه ای برای هتک حرمت از فعالین و رهبران کارگری بود.
اکنون با یدالله خسروشاهی، که خود فرزند و پرورش یافته طبقه کارگر ایران بود و عزت و احترام و موقعیت اش به عنوان یک رهبر کارگری را از آن می گرفت، جایگاه والا و منزلت پر ارزش فعالین و رهبران کارگری بطور کلی باز ستانده شده و در فرهنگ سیاسی ایران تثبیت می شود.
از اینرو بنا به اهمیت نکات فوق و هم اینکه در بسیاری از پیامهای گرامیداشت از او بدرستی و به حق به عنوان یکی از رهبران سوسیالیست جنبش کارگری ایران یاد شده، شایسته است که به این موقعیت وی مختصرا اشاره شود. از اینرو می توان با این سوال ها آغاز نمود که چرا از او به عنوان یکی از رهبران و نیز یکی از رهبران سوسیالیست جنبش کارگری یاد می شود؟ آیا طرح این موقعیت برای وی غیر واقعی و اغراق آمیز نیست؟ آیا صرفا برای ابراز احترام و بیان عواطف شخصی نسبت به او نیست که چنین ادعا می شود؟ یا از او برای اهداف و منافعی دیگر بزرگ نمایی نمی شود؟ پاسخ به همه اینها بطور قطع منفی است چرا که این موقعیت یدالله واقعیتی پراتیک شده و تاریخ دار و مکتوب و لذا غیر قابل انکار است.
یدالله خسرو شاهی نماینده منتخب و دبیر سندیکای کارگران پالایشگاه نفت تهران در دو دوره سلطنت و پس از انقلاب ۵٧ ، عضو انتخابی شورای سراسری کارکنان شرکت نفت، و عضو کمیته اعتصابی بود که رژیم سلطنتی را بزیر کشید و کارگران نفت را در ابعادی میلیونی به «کارگر نفت ما، رهبر سرسخت ما» بدل نمود. این حقایق برای اینکه یک فعال کارگری را چندین بار به موقعیت رهبر ارتقا دهد بسیار بیش از حد کفایت است. این را هم باید اضافه نمود که شرط منتخب بودن از طرف توده های کارگر شرط اولیه تبدیل شدن به رهبر کارگری است. اما این انتخابی بودن تفاوتی ماهوی با انتخابات اتحادیه های کارگری نهادینه شده در جوامع دمکراتیک دارد که انتخاب یک فعال فرصت طلب و نان به نرخ روز خور و حتی کارگر فروش هم به ریاست اتحادیه ممکن است رخ دهد. در شرایط استبداد سرمایه داری مثل ایران برای اینکه بتوان منتخب کارگران بود ( چه در پروسه انتخابات رسمی و چه به صورت پذیرش عملی کارگران در جریان مبارزه) و از سوی آنان به عنوان رهبر مبارزات برگزیده شد باید صادقانه و صمیمانه و بطور عمیق و گسترده جلب اعتماد نمود و در دل توده های کارگر نشست و از نفوذ معنوی و مقبولیت سیاسی برخوردار شد که این خود نتیجه و محصول کار و تلاش بی چشمداشت و خستگی ناپذیر و فداکارانه در خدمت منافع کارگران است. پیدایش رهبر کارگری در طی چنین پروسه در هم تنیده ای با توده های کارگر و جاری در اعماق زندگی و مبارزه روزمره آنان است که به این رهبران اصالت و صلابتی ماندگار و پردوام می بخشد. یدالله خسرو شاهی از زمره چنین رهبرانی بود.
یک خصوصیت مهم او این بود که اگر چه از صنعت نفت برخاسته و میدان نفوذ و پایگاه توده ای مستقیم اش در بین کارگران نفت بود، اما هیچگاه چشم اندار و افق خود در مبارزه طبقاتی را به آن محدود نکرد. یدالله با محدود نگری صنفی و هویت سازی صنفی بیگانه بود و در مقابل بر هویت طبقاتی کارگران پای می فشرد. او به جای محدود شدن به دفاع از منافع کارگران نفت، در حین دفاع از منافع آنان پرچم دار دفاع از منافع کل طبقه کارگر در برابر سرمایه داران بود. این افق طبقاتی نه تنها در آگاهی و دانش وی از نظام سرمایه داری و شرایط مبارزه طبقاتی جاری در آن، که همچنین در زندگی و عمل مبارزاتی وی نیز جاری بود. در همان اوایل انقلاب ۵٧ او ضمن فعالیت شبانه روزی در بین کارگران نفت از مبتکران و بنیانگذاران و سازماندهان نشریه «خبر کارگر» بود که به عنوان نشریه ای سراسری نقش موثری در مبارزات کل جنبش کارگری و ایجاد ارتباط بین مراکز مختلف کارگری و شبکه های متنوع فعالین کارگری ایفا نمود. در تبعید نیز در طی دو دهه تلاش برای جلب همبستگی بین المللی کارگری با جنبش کارگری ایران از توجه به نیازها و مشکلات هیچ بخشی از جنبش کارگری غافل نبود. همینطور او سالها پیش برای ایجاد اتحاد و انسجام مبارزه طبقه کارگر در سطح کلان جامعه علیه طبقه سرمایه دار و دولت اش، «منشور مطالبات کارگران» را تدوین نمود و همیشه آرزو داشت تا در فرصتی مناسب با همفکری همه تشکلات مستقل کارگری و تدقیق آن، « منشور » را به پرچم مبارزه سراسری کارگران تبدیل نماید.
یدالله درکی بسیار جاافتاده از مقوله «منافع کل کارگران» که از سنن برجسته کمونیسم مارکس است داشت و هیچ چیز مانع و خللی در پیگیری عملی این منافع از طرف او ایجاد نمی کرد. بارها پیش می آمد که با دیگر فعالین ورهبران کارگری بر سر تبیین های سیاسی و تاکتیکی اختلاف پیدا می کرد اما این اختلافات ذره ای بر تعهد وی به منافع کل کارگران سایه نمی انداخت و امر همسرنوشتی و دفاع از آنان را با وجود هر اختلاف سختی هم کمرنگ نمی کرد. همینطور کسانی که از نزدیک با وی آشنا بودند می دانند که او با جمع ها و محافل و نیروهای سیاسی زیادی در طیف چپ رادیکال ارتباط و رفت و آمد داشت و در موارد متعددی هم وارد همکاری های نزدیک شد، اما هیچگاه اجازه نمی داد تا منافع خطی و گروهی اش در سیاست بر منافع کل کارگرن حاکم شود. او خط و گروه و سازمان و حزب سیاسی را برای تقویت وپیشبرد و کسب منافع طبقه کارگر می خواست و نه طبقه را برای پیشبرد منافع خطی و گروهی خود. این از سنن مبارزاتی برجسته او بود که اولی را در خدمت ارتقا دومی می خواست، و نه دومی را در خدمت اولی و در سراسر عمر بلند مبارزاتی اش به این سنت وفادار ماند.
خصوصیت دیگر یدالله به عنوان یک رهبر کارگری در برخورداری وی از تیزبینی در دل تحولات سیاسی و قدرت تشخیص منافع طبقه کارگر در هر مقطع و درک مصلحت های طبقاتی ضروری و جسارت سیاسی در اتخاذ مواضع قاطعانه به هنگام لزوم بود. به عنوان فاکت می توان به جلوه های عملی این خصوصیات در سه تند پیچ سیاسی که جنبش مستقل کارگری در سالهای اخیر با آنها روبروشد اشاره داشت.
اول: در ٢٢ خرداد ماه ١٣٨٢ نامه ای از طرف هیئت موسسان سندیکاهای کارگری به وزارت کار دوره خاتمی برای ایجاد تشکلهای کارگری منتشر شد. این نامه هم تهدیدی علیه تشکل یابی مستقل کارگری بود چرا که امر تشکل یابی را کاملا در چارچوب قانونیت سرمایه داری و جمهوری اسلامی و در همکاری و همگرایی با جریان حکومتی دوم خرداد در آن موقع دنبال می نمود. هم اینکه این امکان را در خود داشت تا به رها شدن و غیرقابل کنترل شدن تشکل یابی مستقل در بین نیروهایش منجر شود. چرا که بهر حال این فرمی از تلاش قانونی و مجاز تحت حاکمیت استبداد بود که بعضا به نتایج ناخواسته منجر می شوند. کمااینکه سربلند کردن سندیکای مستقل و رادیکال کارگران واحد از دل همین تلاش ها نکته فوق را ثابت نمود. این واقعه برای برخی صرفا فرصتی بود تا با پیراهن عثمان نمودن تهدید گقته شده ، کل هیئت موسسان و تلاش های آنرا حتی به قیمت لگد مال نمودن همان اندک امکانی که به پیدایش سندیکای خوب کارگران واحد انجامید طوری درهم بکوبند تا خود بتوانند به عنوان سرداران «گرایش رادیکال» دست سازشان جلوس نمایند. یدالله به این می اندیشید تا با خنثی نمودن آن تهدید حل شدن جنبش مستقل کارگری در قانونیت ضد کارگری، و با دفع سو استفاده های رادیکال نمای ارزان از این ماجرا، به شرایط مناسب برای به فعل درآمدن همان اندک امکان پیدایش حرکت مستقل یاری رساند. چرا که جنبش کارگری ایران در شرایط دمکراتیک و برخوردار از امکانات زیاد برای رشد و نمو قرار نداشت و هر ذره از اینگونه امکانات برایش حیاتی بود. او به عنوان اولین کسی که به این واقعه واکنش نشان داد در مقاله ای با زیر تیتری به مضمون «توهم بر پلنگ تیزدندان و دغلکاری بر مستمندان»* آن تیزبینی و دوراندیشی و قاطعیت و مصلحت اندیشی را یکجا به نمایش می گذارد.
دوم: در اوایل سال ١٣٨۵، اکبر گنجی به خارج آمد و کمپین «روزه سیاسی» برای حقوق بشر براه انداخته که مورد حمایت اپوزیسیون بورژوایی و دول غرب و آمریکا قرار گرفت و اسم جنبش کارگری و منصور اسانلوی زندانی را هم در آن گنجاند. این دوره ای است که امریکا عراق و افغانستان را در اشغال دارد و اختلاف اش با جمهوری اسلامی فزاینده است و کنگره اش بودجه ای را برای کمک به پروژه دمکراسی در ایران و تقویت حقوق کارگری به تصویب رساند. مساله این بود که در این شرایط چه روش برخوردی به تقویت جنبش مستقل کارگری کمک می کند. اینجا هم بلافاصله با عده ای غیرمسئول و بی قید به شرایط و موقعیت جنبش کارگری ایران مواجه شدیم که صرفا فرصتی برای طرح و برجسته نمودن فرقه خود پیدا کردند. آنها با بزرگنمایی از «خطر سولیدارتی سنتر» پرچم «فساد در جنبش کارگری» را برافراشتند و در روز روشن، و در جلوی چشم رژیمی که روزانه مخالفین اش از هر نوعی را به اتهام وابستگی به امریکا و پول گرفتن از نهاد های امریکایی به زیر شکنجه ها قرون وسطایی می کشاند و به چوبه دار و جوخه اعدام می سپارد، با افتخار امر «افشای فعالین مرتبط با سولیدارتی سنتر در جنبش کارگری» یعنی همان «معرفی مخالفین به رژیم» را به فعالیت روتین «گرایش رادیکال» خود بدل نمودند.
یدالله با رد و نفی این تشبثات ضد کارگری که فعالین و تشکلات مستقل کارگری را به طور جدی به خطر می انداخت، خود آرام و بی جنجال مراقب تحرکات احتمالی مراکزی نظیر سولیدارتی سنتر بود و در صورت نیاز آماده دادن هشدارهای لازم و حساب شده نیز بود. او در همان حال معتقد بود ضمن اینکه از اینگونه تحرکات ضد کارگری احتمالی نه باید غافل گشت و همچنین نه باید آنها را بزرگ نمود، اما تکیه گاه جنبش کارگری ایران چپ است و اینگونه تحرکات احتمالی با موانع سنگین در جنبش مواجه اند و راه به جایی نبرده و نخواهند برد. مساله در دید او اساسا سیاسی بود و نه توطئه گرانه. از اینرو به این توجه داشت آنجا که امریکا برای تامین نفوذش در جنبش کارگری بسترسازی سیاسی می کند را باید تشخیص داد و بی درنگ افشا نمود. کمپین «روزه سیاسی » گنجی در اوایل سال ٨۵ به نظر یدالله یکی از این بستر سازیهای سیاسی بود که آنرا بالافاصله در مقاله «جنبش کارگری و گنج نامه سرمایه داران» در تیرماه ٨۵ مورد حمله قرار داد و همانجا در امتداد افشای آن بستر سازی سیاسی دست راستی اولین کسی بود که بابت نفوذ مالی امریکا نیز هشدار داد. در اینجا هم شاهد ترکیبی از روشن بینی و تیزبینی و دوراندیشی و مصلحت اندیشی و قاطعیت در اتخاذ موضع سیاسی هستیم.
سوم: مساله برخورد به جنبش آزادیخواهانه کنونی مردم است. یدالله خیل سریع ماهیت ترقی خواهانه و آزادیخواهانه این جنبش را تشخیص داد، نیروی عظیمی که این جنبش در مبارزه علیه استبداد حاکم به میدان آورده که می تواند متحد طبقه کارگر باشد را دید، و به خطر مهار و کنترل وانحراف و شکست آن توسط نیروهای بورژوایی و ارتجاعی وابسته به رژیم و خارج از رژیم واقف بود. او دنباله روی از جریانات موسوی و کروبی رابه هر بهانه ای ارتجاعی و ضد مردمی می دانست و مرزبندی شفاف با این جریانات و افشای آنان را برای موفقیت جنبش مردم حیاتی می دید. همچنین با این خط منشویکی که کل جنبش آزادیخواهانه مردم را ارتجاعی می خواند و به کیسه موسوی و کروبی می ریزد و خواهان تخطئه و نفی وطرد آنست و خواستار جنبش کارگری خالص در زمان و مکانی مجزاست و تسلیم طلبانه کل جنبش آزادیخواهانه را برای ارتجاع و بورژوازی وا می گذارد، بی هیچ شک و ابهامی قاطعانه مخالف بود. در مقابل یدالله بر دفاع و تقویت و هدایت جنبش آزادیخواهانه کنونی مردم توسط حضور صف مستقل کارگری از طریق برپایی تشکلهای توده ای کارگران و بویژه برپایی شوراهای کارگری و همراه شدن این جنبش با جنبش کارگری برای رهایی از همه مصائب و ستم های کنونی تاکید داشت. یدالله این موضع را خیلی زود و هنگامی که بسیاری هنوز مشغول بررسی بودند یعنی در ٢٦ خرداد ٨٨ با نوشتن مقاله «کارگران و موقعیت حساس کنونی» اتخاذ نمود. در این مورد هم ما جلوه ای دیگر از همان خصوصیات رهبری در یدالله را در برابر خود داریم.
اما یدالله خسرو شاهی نه فقط یک رهبر کارگری بلکه همچنین رهبری سوسیالیست بود. اگر چه هستند کسانی که مایلند این حقیقت را کتمان نمایند اما یدالله سوسیالیست حقیقتا بر جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر ایران حک شده است. او بی هیچ شائبه رفرمیستی اعتقادی به امکان بهبود ماندگار و دائمی وضع طبقه کارگر در نظام سرمایه داری نداشت. به همین ترتیب هم هیچ ابهامی در مورد محدودیت های اساسی تشکل های توده ای کارگری نظیر اتحادیه و سندیکا برای فرا روی از نظام سرمایه داری نداشت. انقلاب کارگری، جنبش شورایی، کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر، برپایی حکومت کارگری، حرکت بسمت نظام سوسیالیستی، رسیدن به جامعه کمونیستی، بهمراه تاکید بر اهمیت تلاش برای بهبود وضع طبقه در همین شرایط و تحمیل بیشترین و پیشروترین اصلاحات به نفع کارگران به نظام سرمایه داری با اتکا به مبارزه مستقیم توده ای آنان، و با ارزش و پر اهمیت دانستن سندیکاها و اتحادیه های مستقل کارگری، و بالاخره ایجاد حزب کمونیست طبقه به عنوان ابزار سیاسی و ضروری برای هدایت کل طبقه بسمت هدف نهایی و رهایی قطعی از بردگی مزدی ، همه از عناصر هویتی خط سیاسی و سوسیالیسم یدالله هستند.
یدالله همزمان کمونیسم بدون طبقه کارگر، و طبقه کارگر بدون کمونیسم؛ و بهمین ترتیب حزب کمونیست بدون طبقه، و طبقه بدون حزب کمونیست را مشکل و معضل مهم مبارزه طبقاتی کارگران در ایران می دانست. او نقش کارگران کمونیست را در حل و رفع این مشکل و معضل تاریخی می دید. یدالله برای تبیین خط سیاسی مورد نظرش مفهوم ویژه ای را پرداخت که عبارت است از: «کمونیسم کارگران». او در میان سنت های سیاسی رایج در چپ ایران نظیر تروتسکیسم، کمونیسم کارگری، فدائیسم، حکمتیسم، مائوئیسم، راه کارگر، کومله، ضد سرمایه داری، سنت خاص خودش یعنی «کمونیسم کارگران» را غنا می بخشید و حزب طبقاتی مورد نظرش را «حزب کمونیست کارگران» می نامید. بنابراین سنت سیاسی وی بیش از هرچیز با سنت بلشویسم همراه است و از نظر تاریخی هم در امتداد آن قرار می گیرد. در میان شخصیتهای قدیمی چپ و کارگری در ایران بیش از هرکس علی امید الهام بخش یدالله در مبارزه طبقاتی بود. از جمله خاطرات اش این بود که چگونه در اوان جوانی هنگامی که در پالایشگاه آبادان مشغول بکار شد برای اولین بار از طریق مشاهده جمله «به علی امید رای دهید» که برای تبلیغات انتخاباتی سندیکا در دهه بیست با ضد زنگ روی تانکر آب نقش بسته و هنوز هم آنجا بود با علی امید آشنا می شود. علی امید کارگر کمونیست و از رهبران جنبش توده ای کارگری در دوره رضا شاه و دهه بیست و از مخالفین حزب توده در آندوره و از رفقا و همرزمان نزدیک یوسف افتخاری بود. یوسف افتخاری خود توسط سلطانزاده عضو حزب بلشویک آموزش دیده و برای سازماندهی کارگری به آبادان اعزام شده بود. یدالله علی امید را ندیده بود. اما در سال ۵٠ با اطلاع از درگذشت علی امید که در هنگام سالمندی و تنهایی در حمامی کار و همانجا زندگی می کرد با همکاری جمع کثیری از کارگران پالایشگاه تهران تشیع جنازه او را برگزار می کنند.
در پایان می بینیم که به اینترتیب سنت سوسیالیستی معینی در جنبش کارگری ایران که با هر سایه روشنی که ممکن است در بیان خود داشته باشد اما از بلشویسم مایه گرفت و طی نزدیک به یک قرن توسط فعالین برجسته اش دست بدست منتقل شد و توسط یدالله خسرو شاهی به نسل کنونی طبقه کارگر ایران رسید. بنابراین سوسیالیسم یدالله از همان استحکام طبقاتی و قدمت تاریخی برخوردار است که موقعیت وی به عنوان یک رهبر کارگری چنین است. یادش عزیزش گرامی و راه سرخ اش پر رهرو باد.

 

امیر پیام

٧ اسفند ١٣٨٨ - ٢٦ فوریه ٢٠١٠
توضیح: این مطلب ابتدا در نشریه آرش شماره ١٠۴ منتشر شد.
زیرنویس:
* من متاسفانه نتوانستم اصل این مقاله را پیدا کنم و یدالله هم نبود که از او بخواهم. امیدوارم که بزودی کلیه آثار نوشتاری و صوتی و تصویری او در وب سایتی که به نام اش تاسیس شده در اختیار همگان قرار بگیرد. ١٩

 

----------------------

 

رفيق يدی به گردن طبقه کارگر حق دارد

من از ايران اسم يدلله را شنيده بودم. رفيق مھدی کارگری از لنت ايران، روزی در بازگويی خاطرات زندانش از او اسم برده بود. چند نفری ھم راجع به يدلله سوال ھای کردند. بعدھا يکی از رفقای من ھم راجع به يدلله و زندان جمھوری اسلامی خاطراتی را تعريف کرده بود. به اين گونه ميتوانم بگويم که يدلله را از ايران می شناختم. يا بھتر بگويم از ايران با اسم او آشنا شده بودم.
در گوش های از سالن وردی کانوی ھال لندن نشسته بودم و چيزی را مطالعه می کردم. دو نفر وارد شدند و با من دست دادند. يدالله و ستار بودند. سال ٩١ بود و من منتظر آن ھا بودم. اين آغاز آشنايی ما بود. او بود و کارگران تبعيدی، يا بھتر است که بگويم او بود و کارگر تبعيدی. نسخه ای از کارگر تبعيدی را به من داد. من به مدت يکسال با يدالله وکارگر تبعيدی به عنوان يک کارگر تبعيدی کارکردم. متأسفانه آنچه که مرا از کارگر تبعيدی راند، اختلاف با يدلله بود.
چند سال پيش شنيدم که سکته قلبی کرده است به بيمارستان رفتم و او را در آغوش گرفتم. خوشحال شد و گفت که: 'ازخصلت ما کارگران اينست که دشمن نميتواند اتحاد ما را از بين ببرد.' من ھم خنديدم و گفتم: 'از آب گل آلود ماھی نگير با تو ھيچ اتحادی ندارم.' گفت: 'نه جان مظفر اين را جدی ميگويم.' دوباره از کارگر تبعيدی صحبت کرد و من گفتم: 'نه! حالا بدتر شده است چون جريانی از تروتسکيست ھا ھم در شما نفوذ کرده اند.' خنديد و گفت: 'آن ھا به ما احتياج دارند نه ما به آن ھا.' به او گفتم: 'آن ھا ھمين چند نفر را ھم از ھم خواھند پاشاند.' وھمين جور ھم شد.
علیرغم تمام اختلاف ھای که با ھم داشتيم به او احترام می گذاشتم. به دل سوزيھايش، به جنب و جوشش، به خاطراتش، و به کاراکتری که داشت. خنده و پيپش برايم جذابيت داشت. تا پيپش را گذاشت کنار ھميشه و ھر گا ه او را می ديدم پکی به پيپش ميزدم و با اين عمل اتحادم عملم را با او اعلام ميکردم.
يدلله خمير مايه اش از پرولتر بود. پرولتری که با تمام مشکلات مبارزاتی در شرايط گوناگون آشنا بود. پرولتری که در بحرا نھای متفاوت مبارزاتی ميتوانست ب ه بيراھه بزند. ميتوانست جمع و جور کند و ميتوانست متفرق ھم بنمايد.
عليرغم نکات مثبت فراوانی که داشت، او اشتباھاتی ھم داشت که قابل تعمق است.
او و برادر من در ايران، به اختلاف دو روز از ھم مردند. "مرگ شتری که در خانه ھر کسی ميخوابد" اين بار در خانه ی يدالله و در خانه برادرم خوابيد. طبيعی بود که به علت مرگ برادرم نتوانستم يدالله را برای آخرين بار ببينم. و اين بار ھم طبقه کارگر يکی از فعالين خود را از دست داد. او تا آخرين لحظه از تلاش باز نيايستاد و ھموار ه با خلوص نيت کار کرد. ھمين اخلاص در مبارزه کافی است که بگوييم، (در ھر صورت او به گردن طبقه کارگر و به گردن تاريخ معاصر طبقه کارگر ايران حق دارد. جمع آوری خاطرات او ميتواند برای تجربه ديگری مفيد باشد.)

يادش گرامی باد

مظفر

 

----------------------

 

سخنرانی امیر پیام به یاد یداله خسروشاهی در تورنتو

 

Memorial address for Yadullah by Amir Payam in Toronto

 

----------------------

 

گزارش مراسم یادبود زنده یاد یدالله خسرو شاهی در استکهلم

روز شنبه ، ۱٣ مارس ٢٠١٠، مراسمی در بزرگداشت یدالله خسروشاهی از طرف اتحاد بین المللی و با همکاری گرم و صمیمانه تعدادی از دوستان نزدیک یدالله در شهر استکهلم سوئد برگزار شد. در این مراسم که فرخنده آشنا مجری آن بود حدود ١۵٠ نفر از دوستان، همرزمان، شخصیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و فعالین و نمایندگان تعدادی از سازمانهای چپ و سوسیالیست شرکت کردند.
مراسم پس از یک دقیقه سکوت در ادای احترام به یدالله و با پیام کوتاهی از طرف خانواده خسروشاهی مبنی بر تشکر از حاضرین توسط یکی از دوستان یدالله آغاز شد. در این مراسم علاوه بر نشان دادن فیلمی در مورد ابعادی از زندگی خصوصی، فعالیتهای کارگری و دیدگاهها و نظرات ایشان، تعدادی از دوستان و همرزمان یدالله از جمله کریم منیری، علی پیچگاه، مظفر فلاحی، بیژن خوزستانی برگهایی از زندگی مبارزاتی ایشان و خصوصیات فردی یدالله را روایت کرده و فرهاد شعبانی و رحمان حسین زاده پیام هایی در نقش و جایگاه یدالله خسروشاهی در جنبش کارگری ایران و تقدیر از مبارزات طولانی ایشان به ترتیب از طرف حزب کمونیست ایران و حزب کمونیست کارگری-حکمتیست به حاضرین ارائه کردند.
در این مراسم علاوه بر نشان دادن تصاویر و اسلاید از یدالله خسروشاهی و پخش آهنگهای مورد علاقه ایشان، اشعاری نیز از طرف هوشنگ گلاب نژاد و شهریار دادور قرائت شد.
برگزاری این مراسم با کمک و همیاری صمیمانه تعدادی از دوستان نزدیک یدالله انجام شد. اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران ضمن قدردانی از زحمات و سهم ارزنده همه دوستانی که در برگزاری این مراسم به انحاء مختلف زحمت کشیدند از حضور گسترده و گرم تک تک شرکت کنندگان که سهمی در برگزاری این مراسم داشتند سپاسگذاری کرده و امیدوار است که آرزوی یدالله خسروشاهی در گسترش و تقویت اتحاد و همبستگی کارگری و حمایت از کارگران در ایران با دوام و توان بیشتری ادامه یابد.

 

با تشکر مجدد

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران- سوئد

١٧ مارس ٢٠١٠

 

----------------------

مراسم گرامیداشت یداله خسروشاهی

 

شنبه ١٣ مارس ٢٠١٠

 

ساعت ٧ تا ١٠ شب-

 

سالن کتابخانه مرکزی نورت یورک، طبقه دوم، ۵١٢٠ خیابان یانگ

 

مراسم شامل: شرح زندگی، مبارزات و بازگویی خاطرات،

فیلم و اسلاید، شعر و موسیقی. پذیرایی با شیرینی، چای و قهوه

یدالله خسروشاهی از سازماندهان اعتصابات تاریخی کارگران نفت ايران و از بنیانگذاران و اعضای فعال شورای سراسری کارکنان شرکت نفت در انقلاب ۵٧ بود. او در هر دو رژیم سلطنتی و اسلامی به اسارت گرفته شد و تا آخرین لحضات عمرش از آثار شکنجه آن دوران خلاصی نیافت. در سالهای تبعید نیز فعال خستگى ناپذير جنبش سوسياليستى و از كوشندگان جلب همبستگی بین المللی کارگری با جنبش کارگری ایران بود.
یدالله خسرو شاهی بیش از نیم قرن از زندگی اش را بی شائبه در راه سعادت و رهایی طبقه کارگر ایران گذاشت و با مرگ نابهنگامش طبقه کارگر یکی از یاران صدیق و وفادار و نیز یکی از رهبران سخت كوش خود را از دست داد.
گراميداشت يدالله خسروشاهى، در عين حال بزرگداشت مبارزات طبقه كارگر ايران در نيم قرن اخير براى آزادى و برابرى و يك زندگى شايسته انسانى است.

 

برگزاركننده: اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران در ايران- كانادا و دوستان و رفقاى يدالله خسروشاهى در تورنتو

مورد حمايت: حزب کمونیست ایران - کانادا، حزب کمونیست ایران(مارکسیست، لنینیست، مائوئيست) - کانادا، حزب کمونیست کارگری - حکمتیست(تشکیلات کانادا)، سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) - واحد تورنتو، فعالین چریکهای فدایی خلق ایران، تورنتو، کانون خاوران، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی - کانادا، ماهنامه روشنگر، کمیته حمایت از کارگران ایران - تورنتو، شوراى پشتيبانى از مبارزات مردم در ايران (تورنتو- كانادا)

جهت اطلاعات بيشتر با تلفن يا ايميل زير تماس بگيريد:

info@workers-iran.org
416-997-2945

 

----------------------

 

مراسم یادبود یدالله خسروشاهی در استکهلم

زنده یاد یدالله خسروشاهی از رهبران سرشناس جنبش کارگری ایران با بیش از ۴٠ سال فعالیت مستمر، پیگیر و با فداکاری و تحمل سالها زندان سهم مهمی در تداوم مبارزات کارگری و سیاسی در جامعه ایران داشته است. گرد هم می آییم تا با مرور برگهایی از تاریخ جنبش کارگری ایران به زبان تصویر و به روایت دوستان و همرزمان یدالله خسروشاهی از زحمات و فداکاریهای ایشان قدردانی کنیم.  

 

سخنرانی و خاطرات

اجرای موسیقی

فیلم و اسلاید

صرف چای، قهوه و شیرینی

زمان: شنبه ١٣ مارس، ساعت ١٩-١٦

مکان: Kista Träff، Centrum Kista

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران- سوئد

 

----------------------

 

گزارش مراسم خاکسپاری و بزرگداشت یدالله خسرو شاهی

پیکر یدالله خسرو شاهی، کارگر شرکت نفت، فعال برجسته، صادق و خستگی ناپذیر جنبش کارگری ایران، روزجمعه ١٩ فوریه ٢٠١٠ با حضور خانواده و جمع کثیری از رفقا، یاران و دوست داران او که از انگلستان، سراسر اروپا و كانادا گرد آمده بودند، در فضایی آکنده از اندوه و احترام، با شکوه تمام در " گورستان ترنت پارک" لندن به خاک سپرده شد. پیکر یدالله خسرو شاهی را خانواده او به همراه عده­ای از یارانش از مقابل منزل تا محل خاک­سپاری همراهی کردند. آن­جا جمعیتی که از ساعاتی پیش برای آخرین دیدار به انتطار ایستاده بودند به آرامی و در سکوتی سرشار از اندوه و حسرت، پیکر او را تا خاک­جای­ دائمی او مشایعت کردند.
مراسم خاک سپاری، با موسیقی و سپس با خوش آمدگویی به حاضرین و سپاسگزاری از آنان که بیش از ٢٠٠ نفر بودند با اعلام یک دقیقه سکوت به احترام یداله خسرو شاهی آغاز شد.
سپس فرزندان یداله، دانش و رویا در میان اندوه حاضرین، از پدر، از شخصیت او ، از مبارزات و گوشه هایی از خاطرات خود سخن گفتند. آزاده، فرزند دیگر یداله شعری را که برادراش، رامین، به یاد پدر سروده بود، خواند. در ادامه، آروین یکی از نوادگان خردسال یداله خسرو شاهی در سخنانی به زبان انگلیسی از دلتنگی هایش به خاطر رفتن پدر بزرگ سخن گفت.
پس ازآن، حمید، یکی از رفقای دیرین یداله خسروشاهی درباره سیر زندگی ، بخش هایی از فعالیت ها و مبارزات یداله در جنبش کارگری ایران سخن گفت و از او تجلیل کرد . بعد از او حشمت رییسی یکی دیگر از دوستان و همکاران قدیم خسرو شاهی در شرکت نفت، خاطرات خود از یداله و فعالیت های سیاسی و کارگری او را با حاضرین در میان گذاشت. پرواز دادن کبوتر سفید، گلباران خاک و پخش ترانه ها و اهنگهای مورد علاقه یداله ، از جمله تصنیف مرا ببوس، بخش دیگر مراسم بود.
آنگاه به پیشنهاد و دعوت خانواده خسرو شاهی، حاضران، به یاد یداله شراب نوشیدند و جرعه ای را برخاک افشاندند. در پایان حاضرین یک صدا به خواندن سرود انترناسیونال پرداختند و برای آخرین بار با یداله خسرو شاهی بدرود گفتند و پیکر او را به خاک، و خاطره اش را به یاد سپردند و محل را به قصد سالن محل برگزاری مراسم یادمان و بزرگداشت ترک کردند.
مراسم بزرگداشت یداله خسرو شاهی شامگاه همان روز بر گذار گردید. بیش از٣۵٠ نفر شامل یاران یداله خسرو شاهی ، فعالین اجتماعی و رهبران و اعضای بسيارى از احزاب و سازمانهای سیاسی و چپ در مراسم حضور یافته بودند. علی اشرافی مجری برنامه ، مراسم را با اعلام یک دقیقه سکوت به احترام یداله خسرو شاهی آغاز کرد. سپس فرزندان یداله خسرو شاهی، دانش و رامش ضمن قدر دانی و سپاس گزاری از حاضرین از شخصیت پدر و خاطرات و رابطه خود با او سخن گفتند. سپس حمید، دوست یداله از مبارزات یداله و جایگاه برجسته او در تاریخ جنبش کارگری سخن گفت. بعد از آن اسلایدهایی شامل تصاویر یداله از نوجوانی تا روزهای پایانی زندگی او همراه با پخش ترانه ها و آهنگ های مورد علاقه اش نشان داده شد. بعد از ان فیلمی که در پیوند با درگذشت یداله تهیه شده شده بود، نمایش داده شد. در این فیلم بخش هایی از گفتگوی اعضای خانواده یداله که از احساسا ت و خاطرات زندگی خود و او سخن می گفتند پخش گردید که مورد توجه حاضرین قرار گرفت.
آنگاه ستار رحمانی رفیق دیرینه و دوست خانوادگی یداله خسرو شاهی در مورد شخصیت یداله و جایگاه او در تاریخ جنبش کارگری ایران و دیگاه های او در مورد این جنبش و اهداف آن، سخن گفت.
فرید پرتوی از فعالین کارگری و از اعضای کارزار "اتحاد بین المللی درحمایت از کارگران در ایران" سخنران دیگر مراسم بود . او با اشاره به نقش مهم و کلیدی یدالله در گسترش و تداوم "اتحاد بین المللی" در ده سال گذشته از فعالیتهای خستگی ناپذیر او از جمله در جلب حمایت های بین لمللی از مبارزات کارگران ایران یاد کرد. فرید در بخش دیگر از سخنان خود به جایگاه یدالله در جنبش کارگری پرداخت و او را از فعالین و رهبران كارگرى و سوسياليست برجسته ای دانست که تا آخرین لحظه زندگی در راه ایجاد تشکل های مستقل کارگری و علیه كل نظام سرمایه داری مبارزه کرد.
در بخش دیگر مراسم، ایرج جنتی عطایی، ترانه سرا و شاعر مشهور، چند شعر به یاد یداله و در بزرگداشت او برای حاضران خواند.
ناهید نعیمی، از دوستان یداله پس از سخنان کوتاه به یاد او قطعه آوازی را با صدای خوش برای حاضرین خواند که اندوه فقدان یداله در آن موج می زد.
در بخش دیگر از برنامه تلاش گردید که پیام مراسم بزرگداشتی که به همت فعالین کارگری بطور همزمان در ایران بر گزار کرده بودند برای حاضرین پخش شود که به دلیل کیفیت نامناسب صدا بطور كامل میسر نگردید، اما از تمامى دوستان برگزار كننده آن مراسم حمايت و قدردانى بعمل آمد.
بخشی بعدی برنامه به پیامها و اطلاعیه های تشكلات و نهادهاى كارگرى و احزاب و سازمانهای سیاسی و شخصیت ها و فعالین سیاسی و اجتماعی اختصاص داشت. مجری برنامه با اشاره به کثرت پیام هاى رسيده و قدردانى از آنها یاد آور شد که بخاطر كمبود وقت از امکان قرائت همه پیام ها برخوردار نیست. وى به نمایندگی از سوی خانواده یدالله خسرو شاهی از تمام پیام دهندگان تشکر و قدر دانی کرد. از میان پیامهاى رسيده چند پیام کوتاه از ايران خوانده شد از جمله پيام علی نجاتی رئيس زندانى هيئت مديره سندیکای کارگران شركت نيشكر هفته تپه و پیام سندیکای کارگران شرکت واحد و کارگران ایران خودرو و شوراى زنان. از پیامهای بین المللی نیز پیام کنفدراسیون عمومى اتحادیه های کارگری فرانسه ( ث ژ ت) توسط مهشید مجاوريان از اعضاى ث ژت و فعالين "اتحاد بین الملی" قرائت شد.
بخش پايانى برنامه به پيامها و خاطرات حاضرين در مراسم اختصاص داده شد كه تعداد زيادى از فعالين كارگرى و چپ از تجارب خود با يدالله صحبت كردند، اما متاسفانه بدليل كمبود وقت تعدادى از حاضرين نتوانستند از اين فرصت استفاده كنند كه اميدواريم بعدها بصورتهاى مختلف اين مهم صورت بگيرد.
در آخرین فرصت باقی مانده علی حسینی، راه اندازی سایت یداله را اعلام کرد: www.ykhosroshahi.com
در پایان مراسم، شركت كنندگان از جا بر خاستند و سرود انترناسیونال در فضای سالن طنین افکند و با درود بر یداله در هم آمیخت.
اتحاد بين المللى به سهم خود از تمامى فعالين و تشكلات كارگرى و سازمانها و احزاب و سايتهاى كارگرى و سياسى كه در رابطه با درگذشت رفيق يدالله ابراز همدردى كرده اند صميمانه قدردانى ميكند. در وب سايت اتحاد بين المللى سعى شده است تمامى اين پيامها حتى المقدور درج گردد. لازم به اطلاع رسانى است كه مراسمهاى گراميداشت يدالله در كشورهاى مختلف نيز برگزار شده است و يا در هفته هاى آتى برگزار خواهد گرديد.
ما یک بار دیگر مرگ نابهنگام و تاسف بار رفيق و همكار عزيزمان یدالله خسرو شاهی ، فعال و رهبر خستگی ناپذیر در جنبش کارگری و سوسیالیستی ایران را به خانوده او و همه یاران و هم رزمانش تسلیت میگویيم و خود را در این غم مشترک در کنار آنها می یابیم. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

٢٢ فوریه ٢٠١٠

   

   

 

----------------------

گفتگو با ایوب رحمانی از همرزمان یداله خسروشاهی در بارۀ وی

   ١٣٨٨ رادیو برابری ٣٠ بهمن
----------------------

 

در حسرت دیداری دیگر

به یاد یدالله خسروشاهی

آخرین باری که تلفن کرد چند روز پیش از درگذشت ناگهانی اش بود. تا صدایش را شنیدم یادم آمد آنچه را که به او قول داده اما فراموش کرده بودم: قرار گذاشته بودیم که من از طرف «اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران» از طریق ایمیل از "مک آرتا" مسئول روابط بین الملل فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگران حمل و نقل (ای تی اف)، قرار ملاقات بگیرم تا با یدی به دیدارش برویم و درباره پاره ای از مسایل کارگری ایران با او گفتگو کنیم. و من این را بکلی فراموش کرده بودم . نمی­خواستم که برنجانم اش. پس گفتم که به مک، ایمیل فرستاد ه ام و هنوز جواب نداده است. از اینکه دروغ گفته بودم از خودم بدم آمد. گفت: اگر می توانی تلفنی با مک تماس بگیر و قرار بگذار. و صبحت به مسایل دیگر کشید. بعد از گفتگو با یدی، بلافاصله به مک، ایمیل فرستادم و درخواست ملاقات کردم .
از مک خبری نشد. روز دو شنبه هفته پیش تلفنی با مک تماس گرفتم و قرار گذاشتم که صبح روز پنج شنبه ۴ فوریه همراه یدی به دیدن اش برویم. زمان ملاقات را با ایمیل به یدی اطلاع دادم. می دانستم از شنیدن اینکه به این زودی قرار ملاقات گرفته ام خوشحال خواهد شد. برای محکم کاری به یدی زنگ زدم اما کسی گوشی را بر نداشت. عصر ایمیل هایم را چک کردم. هیج ایمیلی از یدالله نداشتم. عجیب بود. او معمولا به چنین ایمیل هایی زود جواب می­داد.
هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که ایمیلی دریافت کردم که خبر می­داد یدی سکته مغزی کرده و در بیمارستان بستری است. خشکم زد. با بهزاد تماس گرفتم. خبر را می دانست. قرار گذاشتیم که چهار شنبه عصر به ملاقاتش برویم. من اما به قرار نرسیدم و جا ماندم. با خودم گفتم فردا می روم. همان شب، دیر وقت، خبر رسید که دکتر ها گفته اند که یدالله تا فردا بیشتر زنده نخواهد بود. اما من که هنوز نمی خواستم این را باور کنیم با خود به قراری که من و یدی برای روز پنج شنبه با مک داشتیم فکر کردم. جریان ملاقات با مک را با بهزاد در میان گذاشتم . گفت فردا با هم به دیدن مک خواهیم رفت.
آن شب تلخ با کابوس های تلخ تر به صبح رسید و اول صبح، خبر رسید که یدی دیگر در میان ما نیست. شوکه شدم. اصلا حوصله رفتن به ملاقات مک را نداشتم. می خواستم به او و به بهزاد زنگ بزنم و قرار را لغو کنم. اما نتوانستم . باید می رفتم. و رفتم. نه به خاطر قولی که به مک داده بودم و نه به خاطر مسایل کارگری و نه به خاطر هیچ چیز دیگر، بلکه تنها به خاطر یدی سر قرار رفتم چون می دانستم که برایش مهم بود.
خبر را به مک گفتیم. خیلی ناراحت شد. یدی را می شناخت. چند باری من و یدی به دیدن اش رفته بودیم و با او در باره مسایل کارگری در ایران گفتگو کرده بودیم.
به هر رو، گفتگو با مک پایان یافت و من و بهزاد، خاموش و غم زده محل را ترک کردیم. نه به خاطر آنچه که در گفتگو گذشته بود. بلکه به خاطر جای خالی یدی. بهزاد گفت دیشب تا صبح نتوانستم بخوابم و در گوشه ای آهسته گریه کردم. از شنیدن سخنان او به سختی جلوی ترکیدن بغض ام را گرفتم . اما این دیری نپایید. نیم ساعت بعد، از رستوارانی که با بهزاد برای نهار به آنجا رفته بودیم برای تلفن زدن به خانواده یدی بیرون آمدم و تماس گرفتم. دانش فرزند یدالله گوشی را برداشت اما بعد از چند کلمه، بغضم ترکید و در برابر نگا ه های ناباور رهگذرانی که از هیچ چیز خبر نداشتند، گریستم . یدی مرده بود. دبیر سابق سندیکای کارگران پالایشگاه تهران، یکی از سازمان دهند گان کمیته های مخفی اعتصاب بزرگ و معروف کارگران شرکت نفت در انقلاب ایران، نماینده شوراهای سراسری کارگران نفت، زندانی سیاسی هر دو رژیم شاه و جمهوری اسلامی، فعال شریف و پیگیر کارگری، یکی از برجسته ترین چهره های جنبش کارگری ایران؛ یدالله خسرو شاهی بعد از چهار دهه مبارزه، در تبعید مرده بود. اندوه عمیق رفتن او بر استقامت لجبازانه و بی معنای من غلبه کرده بود و من در غم او و یا شاید در جستجوی او، نه "بر درگاه کوه" و نه "درآستانه دریا و علف" بلکه در پیاده­روی لندن و در زیر باران همیشگی آن که حال به کفری می مانست که جهان را می آلود، با خود می گریستم.
بهزاد، در خلوت خانه خود گریسته است و من در برابر نگاه حیران رهگذران. می دانم که صدها نفر دیگر از یاران و دوستان یدی نیز گریسته اند؛ هرکدام در جایی، در خلوتی و به شیوه ای.
بیست سالی هست که از نزدیک می شناختم اش . نبض اش به معنای دقیق کلمه با نبض جنبش کارگری می زد. گویی پیروزی کارگران در هر نبرد، پیروزی او و شکست شان، شکست او بود. این را می شد به خوبی در نگاه او و حالت چهره اش دریافت. هرگاه که خوشحال و سر زنده اش می دیدی، می­توانستی حدس بزنی که اتفاق مبارک و خوشی در جنبش کارگری روی داده است و یا دارد روی می­دهد. و هر زمان که غمگین و گرفته بود، باید حدس می زدی که اوضاع مساعد نیست و کارها به خوبی پیش نمی رود. خبر کشتار کارگران خاتون آباد چنان خشمگین اش کرده بود که روی پا بند نمی­آمد. و خبر احیا و آغاز فعالیت مجدد سندیکای کارگران شرکت واحد و اعتصاب آنان چنان شوق و شوری در او بر انگیخته بود که اندازه نداشت. او اگر چه از صحنه اصلی مبارزه کارگران به ناگزیر دور بود اما ناظر و یا تحلیل گر بی طرف اوضاع جنبش کارگری نبود. تا آنجا که در توان داشت و گاه خیلی بیش از توان جسمی اش برای کمک به پیشبرد مبارزه کارگران و تقویت جنبش کارگری، از خود وقت و نیرو می گذاشت. او این را وظیفه نمی دانست، این را ادای سهم نمی دانست. او خود جزیی از مبارزه کارگران بود. درگیربودن با مسایل کارگری فقط دغدغه ذهنی اش نبود، بلکه کل زندگی اش بود. او اصولا زندگی به شیوه ی دیگر را نمی شناخت. زندگی در مبارزه بود که برای او معنا می یافت. او نمی توانست باشد و مبارزه نکند. شادی هایش در اساس از پیروزی و پیشروی کارگران در مبارزه بر می خواست، و غم هایش، غم های شکست ها، عدم موفقیت ها و پیش نرفتن کارها بود.
فرشته البته که نبود. انسانی بود چون همه ما. اشتباه می کرد و گاه اشتباه اش را تکرار می کرد. گاه و بی گاه دوستان و همرزمانش را می آزرد و به دلجویی بر نمی آمد. در کار جمعی، تک روی هم می کرد. گاه چنان رک و صریح بود که تعجب انسان را برمی انگیخت و گاه چنان نرمش و اغماضی از خود نشان می داد که انسان از درک آن عاجز می ماند. اما شکوه راهی که او از روهروان صادق، صمیمی و همیشگی اش بود آن چنان تلألو خیره کننده ای داشت که همه این ها در برابرش رنگ می­باخت.
در نگاه یدی، تئوری، خاکستری می نمود، حال آنکه سبز، درخت جاویدان زندگی بود. نه به این معنی که به مباحث نظری اصلا اهمیت ندهد. بلکه به این معنی که تغییر واقعیت موجود برایش مهم تر بود. تئوری در نظرش می بایست به این امر کمک می کرد. با این وجود در نتیجه گیری عملی از مباحث پیجده نظری استعداد کم نظیری داشت.
علاقه چندانی به مباحث مربوط به آینده درازمدت جنبش کارگری نشان نمی داد و پرداختن به آن را نابه­هنگام و هدردادن وقت می دانست. در برابر، بیشتر توان و وقت خود را صرف شناخت و رفع موانع موجود در راه پیش روی مبارزه کارگران می کرد. به باور او در تغییر دادن شرایط موجود، کارگران خود را نیز تغییر می دهند و آینده را نه براساس برنامه و نقشه از پیش تدوین و طراحی شده، بلکه در فرایند دوسویه تغییر دادن همزمان واقعیت و تغییردادن خود، خواهند ساخت. پس علاقه ای به پرداختن به بحث های مربوط به آینده ی سرمایه داری و بدیل های ممکن نشان نمی داد. وقت اش را هم نداشت.
او را متهم می کردنند که سندیکالیست آن هم به معنای بد آن یعنی سندیکالیست رفرمیست است. او اما خواهان تشکل مستقل کارگری بود؛ هر تشکلی که کارگران بتوانند با تکیه به نیروی خود ایجاد کنند. عمیقیا به توان و قدرت کارگران باور داشت. انوع تشکل ها و تفاوت های آنها را خوب می شناخت. اما خیال­پردازی نمی کرد و شرایط و توازون نیروها را همیشه در نظر داشت. او این ها را نه در لابلای صفحات کتاب بلکه به تجربه دریافته بود: او در پیش از انقلاب، دبیر سندیکای کارگران پالایشگاه تهران بود. بعد از اعتصابی که همین سندیکا در ١٣۵٣ سازماندهی اش کرده بود دستگیر و زندانی شد. در جریان انقلاب ١٣۵٧ وقتی که به همراه سایر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد، سهم ارزنده ای در سازماندهی کمیته­های مخفی اعتصاب در صنعت نفت ایفا کرد. او سپس در اوایل انقلاب از فعالین پیگیر جنبش شورایی بود و خود یکی از نماینده­گان شوراهای سراسری کارگران شرکت نفت بود. بنابراین از نظر او نوع تشکل مستقلی که کارگران در یک برش زمانی می توانند و باید ایجاد کنند بستگی به توان آنها و شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی داشت. با همین نگاه بود که از همان آغاز بر آمد جنبش اعتراضی اخیر با نوشتن مقاله ای از کارگران خواست که شوراهای خود را بوجود آورند. کسی که متهم به سندیکالیسم بود، پیش از دیگران پیشنهاد تشکیل شوراها را داد. چنین به نظر می رسد که او در زمان نوشتن آن مقاله، می پنداشت که انقلاب دیگری آغاز شده است که با همان سرعت انقلاب بهمن به پیش خواهد رفت.
اوهمیشه به چندین کار مشغول بود. از جمع آوری کمک های مالی برای کارگران گرفته تا نوشتن مطلب و مقاله در باره مسایل کارگری. از دنبال کردن آخرین وقایع کارگری تا تلاش برای جلب همبستگی جهانی از کارگران ایران. من از همه آنچه که او در دستور کار خود داشت آگاه نیستم، اما می دانم که قرار بود چند کار را بطور همزمان با هم در «اتحاد بین المللی...» پیش ببریم. بعلاو قرار بود که در شنبه ای که گذشت در نشستی برای سازماندهی کارزاری در لندن علیه جمهوری اسلامی کنار هم باشیم. او اما دیگر در میان ما نبود و دوستان روی صندلی خالی اش دسته گل گذاشتند.
او به براستی یکی از برجسته ترین چهرهای جنبش کارگری بود. نسل هایی از کارگران آینده هنوز می توانند از داشتن چنین چهره ای در سنت خویش، به خود ببالند. می توانند بگویند: نگاه کنید به تاریخ ما، نگاه کنید به سنت ما و ببینید که چه انسان های شریف و نجیبی را در دامن خود پروده است. نگاه کنید به یوسف افتخاری، نگاه کنید به رحیم همداد، نگاه کنید به علی امید و نگاه کنید به یدالله خسرو شاهی و ببیند که آنان چگونه زیستند. ببیند چگونه در فرازها و فرودهای تاریخ مبارزاتی ما، از پیدایش نخستین نشانه های پیروزی و افق های باز تا شکست های سخت و سهمگین درتاریکترین شب ها، به طبقه خویش وفادار ماندند. ببینید که چگونه تا واپسین لحظه ها در هرکجای جهان سرمایه که بودند، شجاعانه، سربلند و با افتخار ایستادند و جنگیدند.
کم کم دارم این حقیقت تلخ را می پذیرم که دیدار دیگری با یدی در پیش نخواهد بود؛ حسرت چنین دیداری برای همیشه در دل من و همه دوستان یدی خواهد ماند.

 

ایوب رحمانی - ١٠ فوریه ٢٠١٠

 

----------------------

 

پيام اتحاديه كارگران پست كانادا در گراميداشت يدالله خسروشاهى

به نمايندگى از ٥٤ هزار عضو اتحاديه كارگران پست كانادا، در گذاشت يدالله خسروشاهى را تسليت ميگويم.
افرادى همچون يدالله خسروشاهى، كه بخاطر حقوق كارگران با وجود مواجه بودن با خطرات فراوان مبارزه كرده اند، الهام بخش فعالين كارگرى در سراسر جهان براى تدوام مبارزه هستند. يدالله خسروشاهى با تعهد و شجاعت خود نشان داد كه نبرد براى عدالت و شرافتمندى بايد ادامه يابد.
يدالله خسروشاهى ميراث بسيار مهمى را به جاى گذاشته است، و ماعميق ترين همدردى خود را به شما اعلام ميكنيم.

 

با احترام، دنيس ليملين،

رئيس سراسرى اتحاديه كارگران پست كانادا

١٩ فوريه ٢٠١٠- اتاوا

ترجمه و تكثير از اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران در ايران

 

----------------------

 

درگذشت یداله خسروشاهی را تسلیت میگوییم

با کمال تاسف مطلع شدیم که یکی از کارگران پیشکسوت و مبارز یداله خسروشاهی در سن ٦٧ سالگی درگذشته است.
یداله کارگری بود که از ١۴ سالگی کارگری را آغاز کرد و شرایط سخت زندگی او را به راه تلاش برای کسب مطالبات کارگری کشاند.
یداله خسروشاهی بیش از ۴٠ سال برای حقوق کارگران مبارزه کرد و در این راه از هیچ سختی نترسید ، تجارب و راه یداله و دیگر کارگران برای ما کارگران آموزنده و قابل احترام است.
ما درگذشت این کارگر مبارز را به خانواده ی وی و دیگر کارگران تسلیت میگوییم.

 

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

١ اسفند ٨٨

 

----------------------

بیانیه ی مراسم بزرگداشت زنده یاد یداله خسروشاهی در تهران

امروز روز خاکسپاری و مراسم بزرگداشت کارگرِ مبارز و رفیق صدیق و سخت کوش جنبش کارگری، زنده یاد یداله خسرو شاهی در شهر لندن است. علاوه بر مراسم بزرگداشت وی در لندن، در شهرهای دیگر دنیا هم برای بزرگداشت خاطره و مبارزات رفیق یداله مراسم هایی برگزار شده است.
ما نیزدر اینجا و در ایران با وجود دشواری های گوناگونی که گردهمایی ای اینچنینی میتوانست در شرایط امروز، برای دوستان وجود داشته باشد، بر خود لازم دانستیم که به خاطر مبارزات بیدریغ، پیوسته، جانفشانانه، صادقانه و شرافتمندانه ای که رفیق یداله برای دفاع از منافع و آرمان های طبقه ی کارگر و به ویژه جنبش کارگری ایران، در طول بیش از ۴٠ سال به طور شبانه روزی به آن مشغول بوده است، گرد هم آییم و یاد وی را گرامی داریم و با یداله و دیگر جانباختگان راه و آرمان های کارگران تجدید پیمان کنیم که راه آنان، اعتقاد ماست و ما بر این اعتقاد و بر این عهد بوده و خواهیم بود.
شرایطی عینی که یداله در آن میزیست و محرومیت هایی که به او و دیگر کارگران تحمیل میشد و هنوز میشود، و غم ِ خویشتن و معیشت به مثابه کارگری که قربانی نظام سرمایه داری است او را به واکنش واداشت تا پای در راه مبارزه علیه وضعیت موجود بگذارد. و یداله سپس انتخاب کرد که بر همین راه ِ مبارزه بماند و علاوه بر خود، برای احقاق مطالبات ِ دیگر کارگران به نبرد خود ادامه دهد زیرا که کارگران را برای رهایی، چاره، جز جنگیدن نیست.
بزرگداشت یداله، بزرگداشت یک فرد نیست، بزرگداشت راه و شیوه ی شرافتمندانه ی زیستن است، بزرگداشت این کیمیای کم یابی است که رفیقی چون یداله تا آخرین لحظات زنده بودن به آن پایدار بود: غم ِ نان و آزادی و برابری و مبارزه برای آن، غم ِ انسان را داشتن، غم انسانیت وغم انسانیت فراموش شده.
و بزرگداشت او، بزرگداشت آنانی است که با تمام جسم و جانشان، برای برابری و انسانیت و آزادی و عشق مبارزه میکنند. یداله و دیگر مبارزان با شیوه ی زیستنشان، با دغدغه های بلند انسانی و با بودن ِ شرافتمندانه شان، یادآور اصلی اساسی و پر مسئولیت هستند؛ و آن اصل این است که: درازای زندگی نیست که اهمیت دارد، مهم آن است که محتوای زیستن ما، چگونه باشد. یداله انتخاب کرده بود شرافتمندانه بماند و در زندگی برای حقوق، مطالبات و منافع دیگران، حتی از منافع، خواسته ها و راحتی ِ خود بگذرد. چه مبارزات و چه تلاش هایی که یداله در این راه انجام نداد. زندان و شکنجه و تبعید برای یداله هیچ گاه سدی نشد.
یداله بیش از ۴٠ سال برای کارگران و مردم از لحظه لحظه ی حیات اش مایه گذاشت. و درآخرین روز زندگی اش نیز قرارِ یک جلسه ی کارگری در شهر لندن داشت و آن جلسه بدون غیبت یداله برگزار شد، و از روز ١۵ بهمن ماه ٨٨ برخلاف روحیه و فکر خستگی ناپذیرش، جسم یداله به ما گفت که از این پس یداله از تمامی جلسات ما غیبت خواهد داشت! اما همانطور که در مورد دیگر مبارزان اینچنین بوده است، خاطرات یداله، راهش، اعتقاداتش ، تجاربش ونقد و سنجش این تجارب و عملکرد ها، برای همیشه در میان جنبش طبقه ی کارگر و تمامی برابری طلبان و آزادیخواهان، باقی خواهد بود.

 

شرکت کنندگان در مراسم بزرگداشت رفیق یداله خسروشاهی

جمعی از:

کارگران ، فعالان کارگری ، دانشجویان ،نویسندگان و فعالین لغو کار کودک

تهران - ٣٠ بهمن ماه ٨٨

 

----------------------

مراسم وداع با یداله خسروشاهی


 

   

 

----------------------

 

به یاد رفیق و کارگر مبارز یداله خسروشاهی
 

 

کمیته برگزاری بزرگداشت یداله خسروشاهی -هانوفر

 

----------------------

تاریخ شفاهی جنبش کارگری
در صنعت نفت از زبان یداله خسروشاهی

   حزب کمونیست کارگری - حکمتیست

 

----------------------

 

آخرین مصاحبه ها با یداله خسروشاهی!

برای شنیدن روی موضوع کلیک کنید:

«ارزیابی از موقعیت جنبش کارگری و صندوق اعتصاب»
   رادیو دمکراسی شورایی


«پیرامون اعتصابات اخیر در ذوب آهن»
   رادیو زمانه

 

----------------------

 

برای او که قلبش برای کارگران تپید!

برای یدالله خسروشاهی یار دیرین جنبش کارگری که با رفتنش سایه غم و ماتم را بر قلب انسانهایی که دستی بر آتش دارند، افکند!
برای یدالله که در طول زندگی اش، پیگیرانه دردرون جنبش کارگری ( ازفعالیت و دبیری سندیکای کارگران پالایشگاه تهران در زمان رژیم سلطنتی - سرمایه داری ، عضویت در شورای کارکنان نفت در رژیم سرمایه داری - اسلامی و فعالیت در تبعید) برای مطالبات کارگری فعالیت کرد.

برای یدالله از نسل زندانیان سیاسی رژیم سلطنتی که با تحمل شکنجه های وحشیانه در زندانهای شاهنشاهی درس مقاومت و پایداری را برای نسل ما بجا گذاشتند. و من بسیار ازآنان آموختم و در طی دوران زندانم (از آنجمله درانفرادیهای گوهردشت)، به مقاومت نسل زندانیان سیاسی گذشته می اندیشیدم و نیرو و توان برای ایستادگی و مقاومت در طی ٩ سال زندانم، می گرفتم .
و برای یدالله ، که چند سالی را در زندانهای رژیم جمهوری اسلامی سپری کرد وبعد از آن در تبعید، در درون جنبش کارگری برای مطالبات کارگری تا لحظه مرگ اش فعالیت و تلاش نمود.
غم از دست دادن یدالله را به همسر، فرزندان و بستگانش تسلیت می گویم و خود را در غم آنان شریک می دانم.

 

با احترام مینا زرین

٠١٠.٠٢.١٩

 

----------------------

 

موضوع: درگذشت رفيق يدالله خسروشاهى

لطفا همدردى عميق اتحاديه كارگران فنى و متحد گرانادا را بپذيريد. لطفا ابراز احساس ما را به خانواده ايشان اطلاع دهيد.

با احترام رفيقانه، چستر، ا. ا. هامفرى رئيس كل، اتحاديه كارگران فنى و متحد گرانادا

Grenada Technical & Allied Workers' Union

۵ فوريه ٢٠١٠

ترجمه و تكثير اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران در ايران

 

----------------------

 

خواهران، برادران و رفقاى گرامى،

لطفا تسليت صميمانه ما بمناسبت درگذشت يدالله خسروشاهى، يك رهبر و پيشكسوت در جنبش طبقه كارگر ايران كه صبح پنجشنبه ١١ فوريه ٢٠١٠ در لندن فوت كرده اند، را بپذيريد. يك عمر تلاش مبارزرين متعهدى مثل ايشان تضمين ميكند كه مبارزه براى عدالت اجتماعى كماكان ادامه يابد.

در همبستگى با شما،

بارى وايزلدر، دبير فدرال، كانادا سازمان سوسياليست اكشن (اقدام سوسياليستى)

Barry Weisleder، federal secretary، Socialist Action / Ligue pour l'Action socialiste، Canadian state

١٦ فوريه ٢٠١٠

ترجمه و تكثير از اتحاد بين المللى درحمايت از كارگران در ايران

 

----------------------

 

دعوت به مراسم بزرگداشت یداله خسروشاهی در هانوفر

گرچه زین زهر، سمومی که گذشت ازسرباغ

سرخ گلهای بهاری همه بیهوشانند

باز در مقدم خونین تو، ای روح بهار

بیشه در بیشه درختان، همه آغوشانند

ما همگان را به برگزاری مراسم گرامی داشت یداله خسروشاهی دعوت میکنیم

زمان: ٢٦ فوریه ساعت ١٩

مکان: Freizeitheim Linden

WindheimStraße 4 30451Hannove

بامداد پنج شنبه ۴ فوریه ٢٠١٠ (١۵ بهمن ١٣٨٨) رودخانه ای توفنده و زلال از حرکت بازماند. قلب پرتپش یداله خسروشاهی، از فعالین برجسته و یار دیرینه جنبش کارگری از حرکت باز ایستاد.

یداله خسروشاهی از کارگران نفت و دبیر سندیکای کارگران پالایشگاه تهران در اوایل دهه ١٣۵٠ بود. او نقش بسزایی در سازماندهی و هدایت اعتصابات صنعت نفت در دوره انقلاب ۵٧ داشت و عضو فعال شورای سراسری کارکنان شرکت نفت بود. در مجموع شش سال در زندان های رژیم های سلطنتی و جمهوری اسلامی گذراند و تحت شکنجه و آزار قرار گرفت. پس از خروج از ایران نیز تا آخرین روزهای زندگی به گونه ای خستگی ناپذیر و پیگیر در جهت تقویت تشکل های مستقل کارگری و جلب حمایت بین المللی از مبارزات کارگران ایران فعالیت می کرد.
خبر مرگ ناگهانی او موج گسترده ای از تاثر و همدردی در میان شخصیت ها و گروه های سیاسی، فعالین کارگری، اتحادیه ها، دوستان و یاران او چه در داخل و چه در خارج از ایران برانگیخت. این هم زبانی گرایشات گوناگون و حتی متناقض نشانگر احترامی است که در دل همگان کاشته بود. با درگذشت یداله نه فقط جنبش کارگری، بلکه کل جنبش آزادی خواهانه و سوسیالیستی ایران یاری صمیمی و دلسوز را از دست داد.ما همگان را به شرکت در مراسم این انسان سترگ دعوت می کنیم.
محتوای مراسم: معرفی زندگی نامه و دیدگاه یداله خسروشاهی، بازگویی خاطراتی از او، نمایش فیلمی از یدﷲ، دکلمه شعر، عکس هایی از یداله، موسیقی زنده و

 

کمیته برگزاری بزرگداشت یداله خسروشاهی

برای اطلاع بیشتر می توانید با تلفن های زیر تماس بگیرید:

حسین: 017681070443     علی: 015203235448     پیمان: 017624311486

کلیپ یداله خسروشاهی http://www.youtube.com/watch?v=UsUGBAswGNA

 

----------------------

 

احترام به یداله احترام به یک عمر مبارزه ی کارگری

یداله خسروشاهی كارگر مبارزی كه بیش از چهل سال از زندگی خود را صرف تلاش برای دفاع از حقوق كارگران كرده بود سرانجام در ١۵ بهمن ٨٨ در سن ٦٧ سالگی و در تبعید درگذشت.
یداله از سال ۵٣ تا ۵٧ و سپس بعد از قیام ۵٧ از سال ٦١ تا ٦۵ زندانی دو حاكمیت سرمایه داری حاكم بر ایران بود.جرم او مبارزات بی امان علیه سرمایه داری های حاكم و فعالیت در راه دفاع از منافع طبقه ی كارگر بود.
یداله پس از قیام ۵٧ عضو كمیته ی مخفی اعتصابات نفت و عضو شورای سراسری کارکنان نفت و پیش از ان عضو ،از موسسین و دبیر سندیکای پالایشگاه نفت تهران بود. و تا پیش از زندانی شدن در سازماندهی اعتصابات و مبارزات كارگری نقش موثری ایفا كرد.
وی پس از ازادی و در زمان تبعید در خارج از كشور به مدت ٢٣ سال دست از مبارزات كارگری خود برنداشت و علاوه بر نوشتن چندین مقاله و انجام مصاحبه ها و تبادل تجربیات با حضور در تشكل های فعالین كارگری و از جمله عضویت چندین ساله در اتحاد بین الملل در حمایت از كارگران در ایران و نیز حمایت از مبارزات كارگری در ایران به تلاش برای دفاع از منافع ،مطالبات و آرمان های كارگران پرداخت.
ما ضمن تسلیت به خانواده وی ، دوستانش و كارگران و فعالان كارگری امید داریم كه تجربیات و آثار به جا مانده از یداله و دیگر كارگران و فعالان كارگری بتواند مورد بحث و نقد و مداقه قرار گیرد تا چراغی در راه مبارزات طبقه ی كارگر باشد.

یادش گرامی و بلند!

جمع شورایی فعالین کارگری

٢۵ بهمن ماه ٨٨

 

----------------------

 

یاد یدالله خسروشاهی جاویدان است

خبر درگذشت زنده یاد آقای یدالله خسرو شاهی پیشکسوت جنبش کارگری ایران موجب تاثرعمیق و تاسف فراوان شد و من و همکارانم را در اندوه عمیق فروبرد.
اینک ضمن عرض تسلیت ، مراتب همدردی خود را نسبت به خانواده ی آن زنده یاد و جنبش کارگری ایران و دیگر سوگواران ابراز می دارم.
یدالله خسروشاهی حدود ۴٠ سال از عمر خود را با افتخار برای کارگران و هم طبقه ای های خود وقف کرده بود و اینجانب امیدوارم که من و دیگر کارگران بتوانیم از تجربیات و روش های شرافت مندانه زندگی و مبارزه آن انسان صادق و شریف درس بگیریم.

یادش گرامی، راهش پررهرو

رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران

٢٠ بهمن ماه ٨٨

 

----------------------

 

یداله، خستگی ناپذیری، شرافت

جسمش اگر کم نیاورده بود ، آن روز قرار یک جلسه کارگری داشت ؛درست روز پنجشنبه که قلبش باز ایستاد ، ١۵ بهمن ماه ٨٨.
جسمش را در خاک می کارند سی ام بهمن ماه ٨٨ ؛ ولی روح سرکش یداله بیش از ۴٠ سال روحیه بخش مبارزات کارگری بود و خواهد بود.مبارزه علیه دو نظام سرمایه داری و علیه کلیت نظام سرمایه داری.
از مبارزات و کارهایش بسیار نوشته و خواهند نوشت.اما انچه برای همه ی گرایشات ِ فکری ِ کارگری می تواند مورد اشتراک و تحسین و برای من هم بزرگترین درس باشد این است که:
یداله خسروشاهی در همه ی این سال ها از پا درنیامد ، جنگید و وقتی به او با این همه تجربه و سابقه ی مبارزاتی مطلبی می گفتی ، گوش می سپرد و اماده بود هر لحظه تا اگر باید ، خودش و کارهایش را نقد کند و قدمی بیشتر رو به جلو بردارد.و همه ی اینها با چاشنی شرافت و صداقت.

نام اش بر پیشانی مبارزات کارگری درخشان است و یادش در جان هایمان اشاره به خستگی ناپذیری

یداله! راه تو و راه مبارزات کارگران ادامه خواهد داشت.

 

علیرضا عسگری

با بغض و اشک و بهت - سی ام بهمن ماه ٨٨

 

----------------------

 

ادای احترام به کارگر مبارز یداله خسروشاهی

متاسفانه با خبر شدم که یداله خسروشاهی کارگری که چند دهه برای احقاق حقوق کارگران تلاش کرده است ،در چند هفته ی قبل درگذشته است.
من این ضایعه را به خانواده ی ایشان و تمامی کارگران تسلیت میگویم و امیدوارم ما کارگران بتوانیم با درس گرفتن از اینچنین پیشکسوتانی در راه تلاش برای احقاق حقوق خودمان گام های موثر تری برداریم.

یاد یداله گرامی باد

علی نجاتی

رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

زندان دزفول - بهمن ٨٨

 

----------------------

                                     خبر چه ساده می آید!

 

"یدالله از میان ما رفت"

چه سخت می آئیم و چه ساده میرویم! یدالله چه خوب و خوش و چه سخت زندگی کرد نمی دانیم در آخرین لحظات آرزوی کدامین دیدارها را داشته است نمی دانیم به جزء خانواده، دل اش می خواست با چه کسانی آخرین حرف هایش را بزند نمی دانیم دم دمای آخر چه چیزهائی وجودش را به خود مشغول داشته است، کاشکی می شد که بدانیم خسروشاهی این فرزند رنج و کار این فعال جنبش کارگری ـ سندیکائی و سوسیالیستی ایران که سال های درازی از زندگی شیرین خود را وقف سامانیابی مبارزات کارگری کرد در آخرین لحظات با دیدار کدامین یاران (کارگران و همکاران اش) آرام تر از میان ما می رفت.
مگر می شود ما دیگر یدو را در هیچ جلسه ای هیچ آکسیونی هیچ اعتراضی نبینیم؟
آیا امکان دارد یاران یدوی عزیز دیگر نتوانند او را ببینند؟
نه اینطور نیست! یدوی عزیز همیشه در مبارزات کارگری جلو خواهد افتاد او ما را تنها نمی گذارد نه یدالله خودِ خودِ مبازره است او تا همیشه همراه فروشندگان نیروی کار همراه کارگران در همه ی عرصه ها حضور خواهد داشت! نگاه کنید به قطعه از نامه اش:
" امروز٢١/١٠/٩٢ ... معدنچیان سراسر انگلیس با زن و بچه ها به لندن آمده و راهپیمائی با شکوهی را بر گزارکردند. ... پس از ۵٠ سال که از عمرم می گذرد، امروز واقعاً عظمت طبقه ی کارگر را با چشمان خودم دیدم تا کنون اینهمه کارگر با این همه وسعت و مصمم در خیابان ها و تظاهرات ندیده بودم، در انقلاب ۵٧ ایران وسعت مردم بی سابقه بود ولی در یک تظاهرات که تنها کارگران به این وسعت باشند من شاهد نبودم... در جلو هر صف پرچم یک معدن ... در بالای پرچم اسم معدن و شهر آن و در وسط آن یکی از رهبران برجسته هرمعدن... و " کارگران جهان متحد شوید " نوشته شده. ... حداقل ٢٠٠ هزار نفر... تظاهرات با شکوه و عظیمی بود جای تو خالی، من که برای مدتی شارژ شدم و احساس قدرت عجیبی در من بوجود آمده است. ..."
می بینید یدوی نیرو بخش از مبارزات همکاران اش با شعفی حرف می زند و چگونه شارژ و احساس قدرت می کند؟ به این خاطر که او خود ِ خود ِ مبارزه ی کارگری است. یدو گرایش معینی است در جنبش کارگری و نمی توانست خارج از مبارزات کارگری جایگاهی برای خودش پیدا کند بهمین خاطر در سازمان سیاسی هم دوام نیاورد و به اصل خویش بازگشت و با حوصله ای بی پایان در این جهت کار کرد و زحمت کشید!

یدو جان تا زنده هستیم همراه ما خواهی بود!

شورای همبستگی کارگری فرانکفورت

مجید خرمی - کیومرث عزتی - مینو میرانی - نادر خلیلی - قاسم لطیف - بهروز بزرگی

 

----------------------

 

به یاد رفیق یداله خسروشاهی کارگر مبارز و آگاه

 

کميته فعالين کارگری سوسياليستی فرانکفورت - ماينز

 

----------------------

 

پيام كنفدراسيون عمومى كارگران فرانسه (ث ژ ت) در گرامیداشت يدالله

براى سالهاى طولانى، ما با يدالله دست در دست كار كرديم و از اينرو امروز در ستايشش مى گوييم.
يدالله بخاطر سادگى و اعتقاداتش احترام برانگيز بود. او متحمل سركوب و زندان در رژيمهاى شاه و جمهورى اسلامى و سرانجام تبعيد شد. او درگير مبارزه اى تمام عيار براى رساندن صدای مبارزات کارگران و دفاع از استقلال جنبش كارگرى بود.
وی تا آخرین لحظات حیاتش ، فعالانه در اتحاد بين المللى در تلاش بود كه بتواند روابط نزديكتر و همكارى مشترك با اتحاديه های كارگرى از جمله ث ژ ت را تقويت كند.
مرگ وى ، ضايعه ای بزرگ براى تمامى كسانى است كه افتخار آشنايى با اين فعال برجسته را داشتند. ما به خانواده، دوستان و رفقاى يدالله اطمينان می دهيم كه براى ث ژ ت يدالله هميشه نمونه و سمبل مبارزه براى آزادى اتحادیه هاى كارگرى در ايران باقى خواهند ماند.
بدون شک مناسبترين كارى كه در گراميداشت خاطره وى ميتوان كرد ، همانگونه كه او ميخواست، ادامه مبارزات وى است.
يدالله، شما بعنوان يك شخصيت والاى جنبش بين المللى اتحاديه اى كارگرى در خاطر ما همواره بوده و باقى خواهى ماند.

  

از طرف كنفدراسيون عمومى كارگران فرانسه (ث ژ ت)

ژان فرانسوا كورب - ٩ فوريه ٢٠١٠

ترجمه و تكثير از اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران در ايران

 

----------------------

 

مراسم خاکسپاری و یاد بود یدالله خسرو شاهی

آری تنها مرگ دروغ نمی گوید. اما، هنوز هم نمی خواهیم، نمی توانیم باور کنیم که او رفته است و فکر نکرده است که اندوه جان فرسای رفتن اش هزار بار از تاب و تحمل ما افزون تر است. نمی خواهیم باور کنیم که او را از دست داده ایم. از همسر و پدر عزیزتر ازجان مان، از مبارز پیگیر و شریف جنبش کارگری ایران، از او، از یدالله خسرو شاهی سخن می گوییم.
با شما فعالین کارگری و سوسیالیستی، با شما همرزمان و دوستانش، با شما انسان های شریفی که او همه زندگی اش را سخاوت مندانه میان ما و شما تقسیم کرده بود، و سهم بیشتراش را هم به حق، به شما داده بود، گرد هم می آئیم تا یاد اش را گرامی بداریم . تا اورا به جاودانگی بسپاریم.

 

زمان خاک سپاری: جمعه ١۹/٢/٢۰١۰، ساعت ٢ تا ۳۰.۳ بعد از ظهر Trent Park Cemetery

مکان خاک سپاری:
Cockfosters Road، Cockfosters، Enfield، EN4 0DZ The nearest
Underground station is Cockfosters St. On Piccadilly line

زمان مراسم یاد بود: جمعه ١۹/٢/٢۰١۰، ساعت، . ۳.۵ تا .۳. ۹ بعد از ظهر

مکان مراسم یاد بود:
The Penridge Suit، 470 Bowes Road، London N11 1NL
The nearest Underground station is: Amos Grove

 

همسر و فرزندان یدالله خسروشاهی

 

----------------------

 

در گذشت یدالله خسروشاهی را به خانواده او و دوستان و یارانش تسلیت میگوئیم

یدالله خسروشاهی از فعالین شورای کارکنان سراسری نفت در اوایل انقلاب و یکی از فعالین کارگری در تبعید روز ۱۵ بهمن ماه ٨٨ در شهر لندن درگذشت.
تلاش و مبارزه یدالله خسروشاهی و یارانش در قبل و بعد از انقلاب ۵٧ بخش مهمی از تاریخ مبارزه طبقه کارگر ایران برای برپائی دنیایی عاری از ستم و استثمار است. ما یاد و نقش یدالله در این مبارزات را بزرگ و گرامی میداریم و در گذشت وی را به خانواده عزیز یدالله و دوستان و یارانش تسلیت میگوئیم.

 

اتحادیه آزاد کارگران ایران -٢۱ بهمن ماه ٨٨

 

----------------------

 

پیام تسلیت سندیکای واحد به خانواده محترم یداله خسروشاهی و سندیکای شرکت نفت

با کمال تاسف و تاثر با خبر شدیم یداله خسروشاهی یکی از اعضای سابق سندیکای شرکت نفت در تاریخ ۱۵ بهمن ماه ۱٣٨٨ به علت سکته مغزی درسن ۶٨ سالگی دار فانی را وداع گفت. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه فقدان این فعال کارگری را به خانواده محترم و جامعه کارگری تسلیت عرض می نماید.

یادش گرامی و پر رهرو باد

سندیکای کارگران شرکت واحد

اتوبوسرانی تهران و حومه

٢٠ بهمن ۱٣٨٨

 

----------------------

 

با نهایت تاسف خبرسکته مغزی وبعد مرگ رفیق یدالله خسرو شاهی را شنیدیم

بسیارتاسف بار بود برایمان که میشنیدیم که کارگری آگاه رفیقی رزمنده و رهبری سخت کوش را دیگر در میان خود نبینیم به همین دلیل خبر مرگ این رفیق گرامی ما را دچار شوک کرد ولی رفیق یدالله در میان ما جاودانه است رفیق یدالله با استقامت و پایداریش در زندانهای دو حکومت سرمایه داری پادشاهی و اسلامی خود را جاودانه کرد.
تا ستم طبقاتی وجود داشته باشد ‌‌‌تا آپارتاید جنسی ملغی نشده باشد و تا لغو مالکیت خصوصی در هر اعتراض و هر تضاهراتی در هر متینگ اعتراضی ما این رهبر طبقه کارگر رادر کنار خود حس میکنیم واز همین امروز و در فردای آزادی طبقه کارگر بشتر ازایشان تجلیل می کنیم.
ما اعضای شورای زنان فقدان تاسف بارازدست دادنرفیق یدالله را به خانواده رفیق جانباخته و فعالین کارگری و همه انسانهای برابری طلب تسلیت میگوییم.

 

شورای زنان ۱۸/۱۱/۱۳۸۸

 

----------------------

 

"نگردید، یدالله پیش من است"

از اعماق بر می آمد
از اعماق تاریک
اما با چراغ می آمد.

دلبری نمی کرد ، ناز نمی کرد
در هر دلی اما
جایی برای خویش باز می کرد .

سرشار بود سفرۀ صادق دستانش
از صفا
پر بار بود
شاخۀ شجاع اعمالش
از وفا.

سیلاب نبود
برای تخریب عطش
آب باریکه ای بود
که بسیار دوید
در این وادی ی تفتیده از عطش
که بسیار نمید
بر جانهای خشکیده از عطش.

از اعماق می آمد
خالص و بی کبکبه
بی ادعا ، بی دبدبه
درد آشنا ، بی همهمه.

از اعماق بر آمد
و به اعماق قلب و روان ما در آمد
پس همه با هم بگوییم:
خوش آمد
خوش آمد.

 

عباس علیپور ٧ فوریه ۲۰۱۰

 

----------------------

 

یداله خسرو شاهی چهره شناخته شده جنبش کارگری ایران از میان ما رفت

با کمال تاسف خبر دار شدیم که در مورخ ۵ فوریه ۲۰۱۰ برابر با ۱۵ بهمن ماه ۱٣٨٨ ، یداله خسرو شاهی نماینده کارگران صنعت نفت ایران بر اثر سکته مغزی در بیمارستانی در لندن در گذشت.
خسرو شاهی، فعال جنبش کارگری ، چهره خستگی ناپذیر که در دفاع از مبارزات کارگری در زمان پهلوی بارها بازداشت شده بود ، با قیام مردم ایران در سال ١٣۵٧ از زندان آزاد شد. در ادامه این مبارزات در دهه ۱٣٦۰ بار دیگر به زندان افتاد و بعد از آزادی از زندان به اروپا مهاجرت کرد و تا اخرین لحظات عمر خود به اهداف و باور های خود پایبند بود.
ما صمیمانه ضایعه وارده را به خانواده محترم آن عزیز و به تمامی کارگران تسلیت می گوییم.

یادش گرامی باد.

از طرف خانواده محمد عبدی پور

ایران - سقز

 

----------------------

 

در یاد بود يدالله خسروشاهى...

رفيق كارگر ، رفيق همه كارگران و زحمتكشان، يدالله خسروشاهى با جانى خسته و آرمانى بزرگ از ميان ما رفت. عامو يدى( همانطور كه صدايش مى زديم) یکی از نداهای رساى كارگران و رنجبران ايران در خارج از كشور بود. وى از دوران كودكى در آبادان، شهر نفتگران، به كارگرى مشغول و در نوجوانى به عنوان كارگر به استخدام شركت نفت درآمد و در پالايشگاه آبادان به طبقه كار و رنج پيوست. عامو يدى، در جريان اعتصاب و حق خواهى كارگران پالايشگاه تهران به زندان افتاد و به همراه ديگر زندانيان سياسى در پاييز ١٣۵٧، بدست مردم آزاد شد. پس از انقلاب و بخاطر فعاليت هاى كارگرى در احيا حقوق كارگران نفت، توسط هیئت بدوى صنعت نفت در سال ١٣٦١، اخراج و كمى بعد بخاطر عقايد ماركسيستى و فعاليت هاى حق طلبانه كارگرى، دوباره به زندان افتاد و تا سال ١٣٦۵ در زندان جمهورى اسلامى به زنجير كشيده شد.
يدالله خسرو شاهى، پس از زندان مجبور به ترک کشور شد و در انگلستان، به مبارزات كارگرى خود ادامه داد. او هميشه كارگر باقى ماند و قلب بزرگ و پرشورش همواره براى كارگران و زحمتكشان مى تپيد. او همواره بر این اعتقاد بود که " چاره كارگران، وحدت و تشكيلات است"، عبارتى كه هميشه و همه جا آن را زندگى مى كرد. در تمام سال هاى تبعيد در حال كمك به ايجاد تشكل هاى كارگرى بود. در هر فرصتى براى رساندن نداى كارگران به گوش ديگران، استفاده مى كرد. ده ها مصاحبه راديويى و نوشتارى انجام داده، هميشه بهترين منبع اطلاعات جنبش كارگرى در ايران بود. ارتباطات گسترده و پيگير با تشكل هاى كارگرى در ايران برقرار كرده بود. كارگران ايران وى را از جنس خودشان مى دانستند. وى بدور از هرگونه بحث و جدل هاى روشنفكرى، به حمايت همه جانبه و بى شائبه خود از كارگران و زحمتكشان ايران مى پرداخت.
او در برخورد به اشتباهات عملی در جنبش کارگری هميشه مى گفت كه " املاى نانوشته، نمره اش بيست است"، بايستى عمل كرد و حتما در انجام كار اشتباه هم صورت مى گيرد. او هيچگاه به كارگران و همزنجيرانش، پشت نكرد. درد و رنج زحمتكشان جامعه براى وى، آلام خودش بود. كارگران و زحمتكشان ايران، يكى از بهترين رفقا، دوست، همكار، پدر، برادر و عاموى خود را از دست دادند. ما درگذشت وى را به خانواده و جنبش کارگری ایران ، تسليت مى گوييم.

يادش گرامى و پر توان باد.

كميته همبستگى با جنبش كارگرى ايران- استراليا

پنجم فوريه ۲۰۱۰

 

----------------------

 

كارگران و زحمتكشان يكى از وفادارترين ياران پاك و پيگير خود را از دست داد

با كمال تاسف صبح روز پنجشنبه ٤ فوريه ٢٠١٠ قلب پر شور رفيق يدالله‌ خسروشاھى ھمسنگر و رفيق قديمى ما از تپش ايستاد. رفيق يدالله در تاريخ ٢ فويه با سکته مغزى مواجه‌ شد و بعدازظهر ھمين روز وضعیت جسمانی اش رو به وخامت رفت و متخصصان بعد از آزمایش به اعضای خانواده و رفقاى که در بیمارستان حضور داشتند اطلاع دادند كه او برای دومین بار دچار سکته مغزی شده است. پنج شنبه‌ شب بارھا به‌ منزل رفيق يدى زنگ زديم و كسى جواب نمى داد. بلاخره‌ ساعت ٧ صبح اطلاع پيدا كرديم كه‌ رفيق يدالله دو ساعت قبل يعنى ساعت ٥ صبح ما را تنھا گذشته‌ است.
رفيق يداله‌ بخاطر فعاليت كارگرى سالھاى زيادى را در زندانھاى سلطنتى و اسلامى گذراند اما نه زندان، نه‌ شكنجه‌ و نه تبعيد نتوانست در عزم راسخ او جھت بنيان گذارى جامعه‌ای تساوى طلبانه‌ خللی ايجاد کند. رفيق يدالله‌ يكى از پيگيرترين فعالين كارگرى خارج كشور بود كه‌ با ايجاد تشکلهای كارگرى و تماس مداوم با نھادھا و تشكلھاى جامعه‌ى بين المللى براى رهائی طبقه کارگر ايران بطور بى وقفه‌ تلاش كرد.
رفيق یداله خسروشاهی رهبر لايق و سرشناس جنبش کارگری ایران بود. يداله‌ با صداقت و در جريان مبارزه‌ى بى وقفه‌ به‌ مظهر اعتراض طبقه کارگر عليه‌ دولت های ضد كارگرى تبديل شد .براى ما یداله تنھا یک هم طبقه ای، همرزم و يا یک سوسياليست پیگیر و خستگی ناپذیر نبود بلکه شخصيت و آموزگارى قابل اعتماد بود و به‌ ھمين دليل‌ به‌ تكيه‌گاه‌ خصوصى خيلى از ماھا نيز مبدل گشته‌ بود. ما و جنبش كارگرى بطور نابه‌ھنگام و در شرايطى حساس و پر تلاطم يكى از رھبران سر سخت و سازمانده‌ خود را از دست داديم. ترديدى نيست كه‌ با شنيدن خبر درگذشت يدالله‌ "خانه‌كارگر"، كارفرماھا و حكومت حاميشان احساس خوشحالى مى كنند اما كور خوانده‌اند زيرا درس ها و سنت های ماندگار و پر ارزشی از يداله‌ عزيز باقى مانده‌ و نسل جديد طبقه‌ كارگر بمثابه‌ قطب نماء بدست مى گيرند و روزى از نو شيرھاى نفت را مى بندند و تا رھاى كامل از بردگى راه اين انسان محبوب و بزرگ را ادامه‌ خواھند.
ما فقدان تاسف بار رفيق یدالله خسروشاهی را به همه فعالان جنبش کارگری، رفقای اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران ايران، خانواده عزیز و همه انسانھاى آزاده‌ تسلیت میگوییم.

 

على پيچگاه‌ و صديق جھانى

شنبه ۱۷ بهمن ۱٣٨٨ - ۶ فوريه ۲۰۱۰

 

----------------------

 

در گذشت نابهنگام یدااله خسروشاهی ، یار صدیق کارگران و فعال

خستگی ناپذیر جنبش کارگری را به طبقۀ کارگر و خانوادۀ گرامی او تسلیت می گوییم!

وی یکی از فعالان شناخته شده و خستگی ناپذیر جنبش کارگری بود که پس از ٣ روز جدال با مرگ ، سرانجام در ساعت ۵ صبح روز پنج شنبه ، ۱۵ بهمن سال ٨٨ ، برابر با ۴ فوریۀ ٢٠١٠ ، در بیمارستانی در شهر لندن درگذشت و از این طریق ، با خانواده ، دوستان و جنبش کارگری وداع نمود . یدااله خسروشاهی کارگری آگاه و نستوه در جنبش کارگری بود که بیش ازچهار دهه از عمر خود را در راه تلاش برای تحقق اهداف و آرمان های این جنبش سپری نمود . او در جریان مبارزات کارگران شرکت نفت و اعتصاب کارگران پالایشگاه تهران در سال ۱٣۵٣ دستگیر و به ١٠ سال زندان محکوم شد و پس از تحمل چند سال زندان ، با انقلاب شکوهمند مردم ایران در سال ۵٧ آزاد شد. وی پس از آزادی از زندان ، فعالیت های خود را از سر گرفت و به عضویت در شورای سراسری کارکنان صنایع نفت برگزیده شد.
خسروشاهی ، بعد از انقلاب نیز ، ازجملۀ نمایندگان شوراهای کارکنان صنایع نفت بود که پس از سرکوب این شورا ها توسط عوامل سرمایه به زندان افتاد و پس از آزادی ، به خارج از ایران عزیمت نمود . او در دوران مهاجرت نیز ، همۀ هم و غم خود را در جهت اتحاد و همبستگی در جنبش کارگری در ایران متمرکز نموده و تا آخرین لحظات زندگی ، از تلاش و فعالیت در این جنبش باز نایستاد.
وی سال های زیادی از عمر خود را صرف مبارزه با ستم سرمایه و رهایی کارگران نموده و در این راه از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکرد . وی در بدترین و سخت ترین شرایط سنگر مبارزه را ترک نکرد و دست از مبارزه و فعالیت برنداشت. " کمیتۀ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری "، ضمن ارج نهادن بر تمامی زحمات و تلاش های این فعال شرافتمند کارگری ، در گذشت او را به جنبش کارگری و خانوادۀ گرامیش تسلیت گفته و خود را در غم از دست دادن او شریک می داند.

یادش گرامی باد.

کمیتۀ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

١٦/١١/۱٣٨٨

 

----------------------

 

پیام تسلیت به کارگران ایران و خانواده محترم خسروشاهی

با کمال تاسف امروز ١۵/١١/٨٨ با خبر شدیم که یدالله خسروشاهی کارگر مبارز و یکی از رهبران جنبش سندیکایی در ایران که سالها در سنگر مبارزه برای رهایی طبقه کارگر از هیچ کوششی فروگذاری نکرد در یکی از بیمارستان های لندن بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داد .
ما ضمن ارج نهادن به تلاش‌های این انسان انقلابی در راه رهائی طبقه كارگر، درگذشت او را به خانواده، رفقایش و جنبش کارگری ایران تسلیت می گوییم و خود را در غم از دست دادن این انسان شریف و مبارز و حامی خستگی ناپذیر طبقه كارگر شریک می دانیم.

یادش گرامی و راهش پر رهرو

خانواده محمود صالحی

سقز ١٦/١١/٨٨

 

----------------------

 

یداله خسروشاهی، فعال جنبش کارگری از میان ما رفت!

شهرگان: یداله خسروشاهی، در سال ۱۳۳۵، در آبادان پس از گذراندن دوره‌ی ۲ ساله آموزشی به عنوان کارگر تعمیرات به استخدام رسمی پالایشگاه آبادن در آمد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، فعالیت سیاسی و اجتماعی در ایران و خصوصا در شهر کارگری آبادان شکل دیگری به خود گرفت و یداله جوان تحت تأثیر دیدن وضعیت سیاسی و مشقت‌بار و تبعیض‌آمیز علیه کارگران، فعالیت‌های صنفی و سیاسی خود را در آبادان و در محیط کار آغار کرد. او می‌گفت: «آبادان در آن زمان افریقای جنوبی دیگری بود در دل ایران با تمام تبعیضات نژادی‌اش. من این نابرابری‌ها را با تمام وجودم حس کردم و هنوز با خود حمل می‌کنم.»
در سال ۱۳۴۶ پس از انتقال به پالایشگاه تهران و آشنایی با افراد و کارگران جدید که از سایر نقاط ایران در این پالایشگاه فعالیت می‌کردند، او فعالیت سندیکایی خود را افزایش داد. وی توانست در انتخابات سندیکایی پالایشگاه تهران به سمت دبیر سندیکا انتخاب شود. به دلیل فعالیت‌های سندیکایی و سازماندهی اعتصابات برای احقاق حقوق عادلانه‌ی کارگران، در سال ۱۳۵۳، دستگیر و روانه زندان شد. با اوج‌گیری مبارزات مردم در سال ۱۳۵۷، به همراه دیگر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد.
پس از پیروزی انقلاب، یداله خسروشاهی، در شکل‌گیری «شوراهای سراسری کارکنان نفت» نقش فعالی را در کنار سایر فعالین کارگری، ایفاء نمود.
با آغاز مجدد دوران سرکوب و تسلط «شوراهای اسلامی کار»، «شورای سراسری کارکنان نفت» منحل و فعالین کارگری از جمله «یداله خسروشاهی» دستگیر و روانه زندان شدند. وی پس از آزادی از زندان، به دلیل شرایط خفقان و محدود کردن فعالیت‌های کارگری و سیاسی همراه خانواده‌اش مجبور به ترک ایران شد. او در طی سال‌های تبعید تا آخرین لحظات زندگی‌اش هیچ گاه دست از تلاش برای کمک به جنبش کارگری در ایران و رساندن صدای حق طلبانه آنان به جامعه‌ی بین‌المللی بر نداشت.
سرانجام یداله خسروشاهی، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸، مصادف با ۴ فوریه ۲۰۱۰، بر اثر عارضه سکته مغزی، در بیمازستانی در لندن چشم از جهان فرو بست.
یادآور می‌شویم که از طرف همکاران سابق او در شرکت نفت آبادان و عده‌ای از دوستان وی در ونکوور، مراسم بزرگداشتی در روزهای آینده برگزار خواهد شد که بزودی زمان و مکان آن از طریق رسانه‌ها به اطلاع دوستان و آشنایان خواهد رسید.

یادش گرامی باد!

شهرگان - جمعه، ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ / ۰۵ فوریه ۲۰۱۰

 

----------------------

 

به یاد یدلله خسروشاهی

با اندوه فراوان باخبر شدیم یدالله خسروشاهی، رفیق مبارز و آزادیخواه پرسابقه ی كارگری در شهر لندن درگذشته است. این ضایعه كه موجب از دست رفتن یكی از نظریه پردازان و سازمان دهندگان جنبش های حق طلبانه ی كارگری شده ، برای جامعه ی ایران ، به ویژه همه ی جریان های كارگری، خسرانی بزرگ به حساب می آید.
با این وصف زنده یاد یدالله خسروشاهی در طور زندگی پربار و پرتكاپوی خود چه در ایران و چه در تبعید به قدر كافی شاگردان و همراهان عدالت جو داشته است كه ما را به ادامه ی راه او امیدوار كند.
بار دیگر این ضایعه را به همسر گرامی او ، خانواده و دوستانش تسلیت می گوییم و آرزومند ادامه ی راه او برای بهزیستی مردم و كارگران هستیم.

 

كانون مدافعان حقوق كارگر

۱۶ بهمن ۱۳۸۸

 

----------------------

 

در گذشت رفیق و دوست عزیزمان

یدالله خسروشاهی را به خانواده و طبقه کارگر تسلیت می گوییم

باكمال تاسف باخبر شدیم یدالله خسروشاهی دوست و رفیق گرامی مان كه سالها در سنگر مبارزه برای رهایی طبقه كارگر از هیچ كوششی دریغ نكرد در روز پنجشنبه ٤ فوریه ٢٠١٠ بر اثر سکته مغزی در سن ٦٧ سالگی از میان ما رفت.
یدالله یکی از مدافعان برجسته حقوق کارگران ایران بود که با تمام وجود برای تحقق آرمان های طبقه کارگر ایران تلاش کرد.
در گذشت این دوست و انسان شریف را به خانواده و طبقه کارگر ایران تسلیت می گوییم و خودمان را در غم از دست دادن این دوست عزیز وحامی خستگی ناپذیر كارگران شریک می دانیم.

یادش گرامی باد.

از طرف: مظفر فلاحی و خانواده

فوریه ٢٠١٠

 

----------------------

 

درفقدان همراهمان یداله خسروشاهی

خبرش که آمد بُهت زده و ماتم زده شدیم، دریغ و درد که دیگر یار دیرینمان درمیان ما نیست، اوکه فرزند کار و زحمت بود.
در این وانفسای بربریت عریان سرمایه، کدامین را به جایش بنشانیم. چه کسی دیگر تاریخ شفاهی نفتگران را خواهدگفت.
مگر نه اینکه نیم قرن با آنان زیسته بود و مگرنه اینکه ازتلاش گران سندیکای پالایشگاه تهران بود و مگر نه اینکه همین ها گلوی رژیم سرمایه داری شاه را می فشرد.
همین چندهفته پیش بودکه پژواک اعتصاب کارگران ذوب آهن اصفهان طنین انداخته بود، بازهم شاهد بودیم که یداله در مصاحبه اش به تجربۀ کارگران نفت می پردازد. او به خوبی می دانست که در انقلاب آینده کارگران، حرف آخر را نفتگران خواهند زد.
یداله پاره ای از تن این جنبش بوده و خواهد ماند. گزاف نگفته ایم؛ که این استخوان خُرده کردۀ جنبش کارگران نفت، نه فقط متعلق به گذشته وحال این جنبش، که همانند یوسف افتخاری وعلی امیدها متعلق به آیندۀ این جنبش می باشد، و بطور قطع اندوخته هایش درآیندۀ این جنبش نقش خواهند زد.
او اکنون درمیان مانیست و ما مانده ایم با انبوهی از خاطره با او

 

کمیته همبستگی باکارگران ایران- هامبورگ

پنجم فوریه ٢٠١٠

 

----------------------

 

جای یدالله، فولاد آبدیده سرزمین داغ خوزستان خالی است

بمحض شنیدن خبر سکته مغزی اش، دلم بشدت شور زد. گرچه قلبی سرشار از عشق به آرزوها و اراده ائی پولادین داشت. اما سالهای سال رنج و آزار، جسم و جانش را ضعیف کرده و نگرانی از بابت سلامتی اش بی اساس نبود. دلهره سراپایم را گرفت. فورا پیامی تنطیم کردم و برای رفقای اتحاد بین المللی فرستادم و جویای حالش شدم. اما تا رسیدن پاسخ رفیق فرید پرتوی، تاب نیاوردم و پیامی برای رفیق وریا ناظری فرستادم و از طریق او جویای حالش شدم. او نیز خبر چندانی نداشت.
برای دریافت خبر بهبود حالش لحظه شماری می کردم تا اینکه آنچه را که نمی بایست می شنیدم را در کمال ناباوری شنیدم. یدالله خسروشاهی از میان ما رفت. او دردم دمای سحر و لحظاتی که میلیونها کارگر برای فروش نیروی بازتولیده شده خود به سرمایه در صفوف طولانی راهی کارگاهها می شدند، پیکر رنج دیده اش را به سینه خاک سپرد. تردیدی نداشتم که طولی نخواهد کشید که موافق و منتقدانش دست به قلم خواهند برد و صفات خوب و انسانی و کارنامه سالها مبارزه پر افتخارش را به تصویر خواهند کشید. همینطور هم شد. در این لحظاتی که خاطراتش را مرور می کنم، اطلاعیه و بیانیه های فراوانی را در مقابلم دارم که همه از یدالله می گویند.
منهم یدالله را دوست داشتم و فصلهائی از زندگی و مبارزه اش برایم الگو بود. برای من یدالله فولاد آبدیده سرزمین داغ خوزستان بود. او کارگر پخته وآزموده درون لوله های خرطومی پالایشگاههای نفت آبادان و تهران بود. از نگاه من او از تبار و نسل مابعد کارگران مبارزی چون یوسف افتخاری، علی امید، رحیم همداد و .... بود. کارگرانی که همانند خود او بر روی شنهای داغ خوزستان آبدیده شدند. کارگرانی که با گذشت صد سال از عمر جنبش کارگری ایران نام و نشانشان همچنان زنده است. کارگرانی که ادبیات کارگری ایران و جنوب با نام و فعالیت آنها رشد و نمو کرد. کارگرانی که نویسندگانی چون احمد محمود و دهها نویسنده دیگر قلمشان مدیون آنهاست. بدون تردید، یدالله هم به این تاریخ خواهد پیوست.
در این فرصت کوتاه بعداز فوتش تمام خاطرات دیدارها، مکالمات و گفتگوهائی که در این سالهای آخر از او داشتم به یکباره در مقابل چشمانم رژه رفتند. اما مانده ام از کجا و کدامینش برای شما بگویم.
یدالله را برای ضبط خاطراتش در برنامه افق جنبش کارگری به سوئد دعوت کردم. با متانت پذیرفت و در فاصله ضبط خاطراتش چند شبی را مهمانمان بود. از گذشته هایش برایم تعریف کرد. از آن لحظه ائی که ساواک برای شکستن اعتصاب کارگران پالایشگاه نفت او را به جمع اعتصابیون می برد و در لحظه ائی که پشت تریبون می رود خون از پایاهای بشدت شکنجه شده اش بر کف سالن جاری می شود. از آرزوهای مشترکمان و راههای رسیدن به آن صحبت کردیم. از موانع و تلاشهائی سازمانیافته ائی که برای به انحراف کشاندن جنبش اصیل کارگران ایران در جریان بود گفتیم.
در یکی از این شبها خواست که به دیدار رفیق ناصر پایدار برویم. به دیدارش رفیتم. گرچه اختلاف نظرها قابل مشاهده بودند، اما دیدار با او در محیطی بسیار احترام آمیز و بدون اغراق صمیمانه برگزار شد. هر دوی آنها فرزند آن سرزمینی اند که کانون رشد و توسعه جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر ایران است. هر دو، دهه ها از عمر مفید و با ارزش خود را با هر درکی که از سوسیالیسم و کمونیسم داشته و دارند، خالصانه در این رهگذر در طبق اخلاص گذاشته اند، طبیعی است که همدیگر را می فهمیدند. دیداری به یاد ماندنی است.
در آن چند روز، کم سن و سال ترین عضو خانواده ما به یدالله عادت کرده بود و از او دور نمی شد. با رفتنش برای ساعاتی در گوشه ائی از او می گفت و یدالله هم در تمام تماسهای تلفنی اش حالش را می پرسید.
بعداز آخرین مصاحبه ام با او در باره اوضاع سیاسی ایران بعداز کودتای انتخاباتی ٢٢ خرداد سوای فرستادن اطلاعیه ها و مقالاتی که می نوشت و برای منهم می فرستاد، کارت تبریکی که برای رفیق ایرج فرزاد و دیگران هم فرستاده بود. برای منهم فرستاده بود و سال نو میلادی را تبریک گفته بود.
خبر مرگ یدالله در حالیکه امیدهایمان بر اینست که شاهد سرنگونی جمهوری اسلامی باشیم و یدالله بارها این را نه به من، بلکه به دیگران هم گفته بود که باید اینبار از تجربه ۵۷ بیاموزیم، جای تاثر عمیق است و من بعنوان یکی از دوستان سالهای آخر عمرش، از مرگ یدالله خسروشاهی این سنگر شکن نسلی از کارگران ایران عمیقا متاسفم. یدالله همانند بسیاری از مبارزین چپ و کمونیست آرزوهائی داشت که آن را با خود به خاک برد، اما یدالله که به انتقال تجربه نسلی از کارگران به نسل دیگر اعتقاد داشت، با او پیمان می بندیم که آنچه را از او به یادگار داریم را به نسل جدید کارگران و فعالین جنبش کارگری منتقل کنیم.

یادش گرامی باد.

فرهاد شعبانی - ٠۵ -٠٢ -٢٠١٠

 

----------------------

 

يدالله خسروشاهى درگذشت!

با کمال تاسف مطلع شديم که يدالله خسروشاهى از رهبران شناخته شده کارگران نفت و جنبش کارگرى ايران ساعت ۵ صبح روز پنجشنبه ۴ فوريه ٢٠١٠ در سن ۶٧ سالگى بر اثر سکته مغزى در لندن درگذشت.
یدالله خسرو شاهی از نسل کارگران سوسياليستى بود که پنج دهه براى اتحاد و تشکل و حقوق و حرمت طبقه کارگر مبارزه و تلاش کرد. وى بعلت همين تلاشها و مبارزات سالها از عمرش را در زندانها و شکنجه گاههاى رژيمهاى سرمايه دارى سلطنتى و اسلامى گذراند. با مرگ يدالله خسروشاهى طبقه کارگر يکى از رهبران و فعالين دلسوز خود را از دست داد.
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى درگذشت يدالله خسروشاهى را به همسر و فرزندانش و به دوستان و همرزمانش صميمانه تسليت ميگويد. ياد يدالله خسرو شاهى گرامى باد!

 

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى

۵ فوريه ٢٠١٠ – ١۶ بهمن ١٣٨٨

 

----------------------

 

در گذشت رفیق یدالله خسرو شاهی را

به خانواده اش و طبقه کارگر تسلیت می گویم!

باكمال تاسف باخبر شدیم یدالله خسروشاهی دوست و رفیق گرامی مان كه سالها در سنگر مبارزه براي رهايي طبقه كارگر از هيچ كوششي دریغ نكرد در روز پنجشنبه ٤ فوریه ٢٠١٠ بر اثر سکته مغزی در سن ٦٧ سالگی در لندن از ميان ما رفت.
در گذشت این دوست و انسان شریف را به خانواده و طبقه کارگر ایران تسلیت می گویم و خودم را در غم از دست دادن اين دوست عزیز وحامي خستگي ناپذير كارگران شریک می دانیم.

 

اسماعیل مولودی

٠۵- ٠٢- ٢٠١٠

 

----------------------

 

به یاد کارگر مبارز یدالله خسرو شاهی

با کمال تاسف با خبر شدیم که یدالله خسرو شاهی فعال جنبش کارگری به دلیل سکته مغزی در لندن درگذشت.
یدالله خسرو شاهی از کارگران مبارز و با تجربه ای بود که از دوران جوانی مبارزه خود را آغاز کرد. او در دهه ۴٠ شمسی در اوج خفقان و دیکتاتوری رژیم پهلوی به فعالیت سندیکایی رو آورد و برای متشکل کردن کارگران کمر همت بست. در نتیجه تلاش او در سال ١٣۴٩ سندیکای کارگران شرکت نفت در پالایشگاه تهران بینانگذاری شد. او به دلیل استواری و پایداری در مبارزه و وفاداری به آرمانهای طبقه کارگر از طرف کارگران بعنوان دبیر اول آن سندیکا انتخاب شد. در سال ١٣۵٣ یدالله به همراه همزنجیرانش توانست اعتصاب یک هفته ای را در پالایشگاه تهران با موفقیت سازمان دهد. به همین خاطر وجود او خاری شد در چشم رژیم شاه. متعاقب آن اعتصاب وی از طرف ساواک دستگیر و به جرم «ایجاد اغتشاش در صنعت نفت» و «نشر و چاپ کتابهای ضاله» در بیدادگاه شاه به ١٠ سال حبس محکوم شد.
اما طولی نکشید که پس از ۴ سال و با شروع انقلاب ۵۷ یدالله خسرو شاهی به همراه سایر زندانیان سیاسی آزاد شد.
او پس از آزادی بار دیگر در صف اول مبارزات کارگران نفت قرار گرفت. بهمراه دیگر یارانش در پالایشگاه نفت در ابتدا «کمیته مخفی اعتصابات کارگران نفت» را سازمان داد که در ادامه این کمیته به «سندیکای کارگران پالایشگاه تهران» و سپس به «شورای سراسری کارکنان نفت» متشکل از کارکنان صنایع نفت، پتروشیمی و گاز در سراسر ایران تکامل یافت. یدالله از جانب نفتگران به عنوان یکی از اعضای این شورا انتخاب شد. با تلاش آگاهگرانه افراد مبارزی مانند یدالله خسرو شاهی بود که کارگران نفت توانستند نقش تاریخی در انقلاب ۵۷ ایفا کنند و با اعتصاب خود لوله های نفت را ببندند و یکی از شریان های حیاتی رژیم شاه را قطع کنند و سرنگونی آنرا تسریع کنند.
با به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی یدالله به مبارزات خود در دفاع از حقوق کارگران ادامه داد. زمانی که در سال ١٣۶١ به دستور احمد توکلی وزیر کار و غرضی وزیر نفت، شوراهای نفت منحل اعلام شدند، یدالله به همراه دیگر فعالین شورا دستگیر و به زندان افکنده شد.
یدالله خسرو شاهی پس از آزادی از زندان در سال ١٣٦۵ ناگزیر راهی خارج کشور شد. اما مبارزه اش در تبعید ادامه یافت. او تا زمان مرگ به افشای ماهیت ضد کارگری رژیم جمهوری اسلامی پرداخت. او همواره تلاش می کرد که در صحنه های مختلف مبارزاتی صدای حق خواهی کارگران ایران باشد. او آخرین فعالیتهایش را در چارچوب تشکل «اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران» به پیش می برد.
ما درگذشت یدالله را به همسر، کلیه دوستان و رفقای همرزم و اعضای فامیل اش تسلیت می گوییم و خود را در غم از دست دادنش با آنان شریک می دانیم.
باشد تا نسل جوانی که امروزه پا به میدان مبارزه گذاشته از میراث مبارزاتی که یدالله از خود بر جای گذاشته بهره مند شود. باشد تا روحیه مبارزاتی اش، پشتکاری و خستگی ناپذیری اش در دفاع از منافع کارگران فراگیر شود.
بی شک در صحنه های گوناگون مبارزه کارگران و تمامی ستمدیدگان برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری جامعه ای عاری از ستم و اسثتمار، خاطرات پر شور یدالله خسرو شاهی از اعتصاب قهرمانانه نفتگران در انقلاب ۵۷ همچون ترانه ای در میان مردم ترنم خواهد شد.

 

حزب كمونیست ایران (ماركسیست - لنینیست - مائوئیست)

١٦ بهمن ١٣٨٨

 

----------------------

 

یدالله خسرو شاهی چهره شناخته شده جنبش کارگری ایران در گذشت

قلب رفیق یدالله خسرو شاهی یکی از رهبران و چهره شناخته شده جنبش کارگری ایران ساعت ٥ بامداد پنجشنبه ١٥ بهمن ١٣٨٨ برابر با ٤ فوریه ٢٠١٠ بر اثر سکته مغزی در سن ٦٧ سالگی در بیمارستانی در لندن از تپش افتاد.
یدالله خسرو شاهی سال ١٣٣٥ زمانی که تنها ١٤ سال داشت در پالایشگاه آبادان شروع به کار کرد. نقش پیشروش در اعتراضات کارگران و تلاش همیشگی اش برای اتحاد کارگران نفت٬ به زودی از او چهره ای محبوب و رهبری دلسوز ساخت. یدالله در اعتصابات و اعتراضات دهه ٥٠ کارگران نفت قبل و بعد از انقلاب ٥٧ نقش یک رهبر کارگری آگاه و دلسوز را داشت. به همین دلیل سالها از زندگی خود را در زندانهای رژیم سلطنتی و جمهوری اسلامی گذراند. او هیچگاه از مبارزه علیه بردگی مزدی و در دفاع از آزادی و برابری و سوسیالیسم از پای ننشست. تاریخ زندگی یدالله تاریخ تقلای طبقه ای است که زندگی بهتری را میخواست. مرگ یدالله خسرو شاهی ضایعه ای بزرگ برای طبقه کارگر ایران است.
حزب حکمتیست درگذشت یدالله خسرو شاهی را به همسر و فرزندانش٬ به بستگان و دوستانش و به رفقایش در اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران و به همه کارگران ایران صمیمانه تسلیت میگوید.

 

حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست

١٥ بهمن ١٣٨٨ - ٥ فوریه ٢٠١٠

 

----------------------

 

یدالله خسروشاهى از میان ما رفت

با كمال تاسف رفیق یدالله خسروشاهی امروز پنجشنبه ٤ فوریه ٢٠١٠ از میان ما رفت. یدالله كه در تاریخ ٢ فوریه سکته مغزى کرده بود دیروز بعد از ظهر وضعیت جسمانی اش در بیمارستان رو به وخامت گذاشت و متخصصان بعد از آزمایش به اعضای خانواده و دوستانى که در بیمارستان حضور داشتند اطلاع دادند كه او برای دومین بار دچار سکته مغزی شده است. رفیق یدالله ساعت ٥ صبح امروز درگذشت.
یدالله خسروشاهى یكى از فعالین و رهبران شناخته شده و زحمتكش جنبش كارگرى ایران بود كه بخاطر فعالیتهاى كارگرى خود سالهاى زیادى را در زندانهاى رژیم سلطنتى و جمهورى اسلامى گذرانید. وى از جمله نمایندگان كارگران صنعت نفت ایران و شوراهاى كاركنان صنایع نفت بود كه بدنبال سركوب شوراها و تشكلات مستقل كارگران نفت توسط جمهورى اسلامى و سپرى كردن سالهاى دیگرى در زندان مجبور به ترك ایران گردید اما لحظه ای از تلاش در جهت حمایت از جنبش كارگرى ایران دست برنداشت.
رفیق یدالله در طی ده سال گذشته همكار نزدیك و بسیار فعال کارزار اتحاد بین المللى در حمایت از کارگران ایران بود و تا آخرین لحظات زندگى خود مشغول فعالیت كارگرى و جلب همبستگى كارگرى براى طبقه كارگر ایران بود.

یاد عزیز یدالله خسروشاهى گرامى باد! جایش در میان ما و کلیه فعالان جنبش کارگری بشدت خالى خواهد بود!

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

چهارم فوریه ٢٠١٠

 

----------------------

 

كارگران ایران خودرو در گذشت نابهنگام یدالله خسرو شاهی را به طبقه كارگر تسلیت می گویند

پیام تسلیت بمناسبت در گذشت نابهنگام یدالله خسرو شاهی

دوستان وهمكاران گرامی

باكمال تاسف باخبر شدیم یدالله خسروشاهی كارگر مبارزی كه سالها در سنگر مبارزه برای رهائی كارگران از هیچ كوششی فروگزار نكرد امروز پنجشنبه ١۵ بهمن از میان ما رفت. خسروشاهی كارگری كه در راه مبارزه با ستم سرمایه داری تازیانه وزندان و شلاق هر دو رژیم سرمایه داری رابرتن خود احساس كرد هرگز سنگر مبارزه را ترك نكر وتا آخرین لحظه عمر برای رهائی كارگران مبارزه كرد.
یدالله یکی از مدافعان برجسته حقوق کارگران و از پیگیرترین مبارزان جنبش کارگری ایران بود که با تمامی وجود وبیش از چهار دهه برای تحقق آرمان های طبقه کارگر ایران تلاش کرد.
ما كارگران ایران خودرو ضمن ارج نهادن به تلاش های این انسان بزرگ در راه رهائی طبقه كارگر در گذاشت او را به خانواده ، رفقایش و جنبش کارگری ایران تسلیت می گوپیم و خود را در غم از دست دادن این انسان شریف ومبارز وحامی خستگی ناپذیر كارگران شریک می دانیم .

یادش را گرامی می داریم.

جمعی از كارگران ایران خودرو - خودروكار

 

----------------------

 

در غم درگذشت یدالله خسروشاهی خود را شریک می دانیم

لحظاتی پیش خبر یافتیم که رفیق یدالله خسروشاهی از فعالین سیاسی و سندیکائی سرشناس جنبش کارگری ایران به دلیل سکته مغزی جان خویش را از دست داده است. یدالله، مبارزه برای سازمانیابی سندیکائی کارگران را از دهه ها پیش، در عنفوان جوانی و از همان سال های نخست کار در شرکت نفت آغاز کرد. سراسر زندگی خویش را وقف این کار و تحقق این هدف نمود. در همین راستا برای مدت ها پیگرد، شکنجه و آزار نیروهای اهریمنی ساواک را به جان خرید، سال های زیادی را در زندان های رژیم جنایتکار شاه به سر آورد. به دنبال شکست انقلاب سال ۵۷ و تهاجم سبعانه دولت جمهوری اسلامی سرمایه داری به جنبش کارگری، مجدداً توسط قوای سرکوب سرمایه اسیر شد و چند سال را در سیاهچال های این رژیم دژخیم به سر برد. یدالله خسروشاهی به دنبال تحمل همه این گرفتاری ها، اسارت ها و شکنجه ها، بسان شمار کثیر فعالین سیاسی و کارگری ایران مجبور به فرار شد. او دو دهه اخیر در خارج کشور زیست اما حتی لحظه ای از ادامه فعالیت های سندیکائی خود و مبارزه برای تحقق مطالبات معیشتی و رفاهی کارگران ایران باز نأیستاد. غم از دست دادن یدالله غم مشترک همه ماست و ما به سهم خود درگذشت او را به افراد خانواده اش، به همه دوستان وی و تمامی فعالان جنبش کارگری تسلیت می گوئیم.

 

فعالین جنبش لغو کار مزدی

۴ فوریه ٢٠١٠

 

----------------------

 

یدالله خسرو شاهی ،رفیقی گرانقدر از میان ما رفت!

درکمال ناباوری رفیق یدالله ،امروز پنجشنبه ٤ فوریه ٢٠١٠ از میان ما رفت. یدالله كه در تاریخ ٢ فوریه دچار سکته مغزی شده بود، دیروز بعد از ظهر وضعیت جسمانی اش در بیمارستان رو به وخامت گذاشت و متخصصان بعد از آزمایش به اعضای خانواده و دوستانى که در بیمارستان حضور داشتند اطلاع دادند كه او برای دومین بار دچار سکته مغزی شده است. رفیق یدالله ساعت ٥ صبح امروزبا قلبی مالامال از محبت به کارگران وزحمتکشان ونفرتی عمیق ازنظام سرمایه داری و رژیم فاشیست جمهوری اسلامی دندان خشم برجگر خسته بست واز میان ما رفت.
یدالله خسروشاهى یكى از فعالین و رهبران شناخته شده و زحمتكش جنبش كارگرى ایران بود كه بخاطر فعالیتهاى كارگرى خود سالهاى زیادى را در زندانهاى رژیم سلطنتى و جمهورى اسلامى گذرانید. وى از جمله نمایندگان كارگران صنعت نفت ایران و شوراهاى كاركنان صنایع نفت بود كه بدنبال سركوب شوراها و تشكلات مستقل كارگران نفت توسط جمهورى اسلامى و سپرى كردن سالهاى دیگرى در زندان مجبور به ترك ایران گردید اما لحظه ای از تلاش در جهت حمایت از جنبش كارگرى ایران دست برنداشت. یدالله در سال ۱٣۴۹ از طرف کارگران شرکب نفت به عنوان نماینده کارگران پالایشگاه تهران انتخاب شد. در سال ۱٣۵۱ با تلاش کارگران، سندیکای کارگران پالایشگاه تهران سازماندهی شد که وی دبیر این سندیکا شد. در سال ۱٣۵٣ پس از یک اعتصاب موفق یک هفته ای که بخشی از خواسته های کوتاه مدت کارگران متحقق شد، وی توسط ساواک دستگیر و پس از محاکمه به جرم "ایجاد اغتشاش در صنعت نفت" و "چاپ کتابهای ضاله" به ۱۰ سال زندان محکوم شد. وی در سال ۱٣۵۷ همراه با سایر زندانیان سیاسی آزاد شد.
یدالله به همراه بخشی از فعالین کارگری نفت، ابتدا کمیته مخفی اعتصابات را سازماندهی کرد که این کمیته در تداوم فعالیت خود به سندیکای مشترک کارکنان صنایع نفت و گاز و پتروشیمی مبدل شد. پس از آن شوراهای کارگری در محیط نفت و گاز و پتروشیمی شکل گرفت که با پیوستن این شوراها به یکدیگر، شورای سراسری کارکنان صنایع نفت سازماندهی شد که وی یکی از نمایندگان منتخب کارگران در این ارگان بود. در سال ۱٣۶۱ به دستور احمد توکلی وزیر کار و غرضی وزیر نفت، شوراهای نفت منحل اعلام شد و وی به همراه تمامی فعالین شوراها دستگیر و به زندان افکنده شد.
هرچند یدالله ی عزیز دیگر در میان ما نیست ،اما یاد او همیشه با ماست ،رفیقی بی ادعا ،دلسوز ،که تمام عمر خود را در خدمت جنبش کارگری گذراند.
ما این ضایعه بزرگ ،فقدان جبران ناپذیر رفیق یدالله را به خانواده محترم ایشان ،کلیه دوستان وآشنایان وجنبش کارگری ایران تسلیت گفته بر تداوم راهش پای میفشاریم.
نگاه کن
چه فروتنانه بر درگاهِ نجابت به خاک می‌شکند
رخساره‌یی که توفان‌اش
    مسخ نیارست کرد.
چه فروتنانه بر آستانه‌ی تو به خاک می‌افتد
آن که در کمرگاهِ دریا
دست حلقه توانست کرد.نگاه کن
چه بزرگوارانه در پای تو سر نهاد
آن که مرگش میلادِ پُرهیاهای هزار شهزاده بود.نگاه کن!

 

جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی /سوییس

٠۴-٠٢-٢٠١٠

 

----------------------

 

جنبش کارگری، مبارز کهنه کار دیگری را ازدست داد

با تاسف فراوان از مرگ یدالله خسرو شاهی، کارگر مبارزی که حامل تجربه ده ها سال مبارزه علیه نظام سرمایه داری و دو رژیم استبداد سلطنتی و ارتجاع اسلامی بود، با خبر شدیم. از دست دادن کسانی که منافع خود را در منافع جمع می بینند و سرزندگی و خوشبختی را با حضور دائم در سنگرهای مبارزه برای رهایی محرومان معنی می کنند، همیشه سنگین است. در عین حال، همه ما باید بکوشیم که جای خالی هر مبارزی را با فداکاری و تلاش بیشتر پر کنیم. افراد هر چه بیشتری را به ویژه از نسل پر شور جوان و تشنگان آگاهی طبقاتی ـ انقلابی به صفوف نبرد در عرصه های جهانی و ملی جلب کنیم. و یاد روزهایی پر افت و خیزی که سرخوشانه همدوش با مبارزانی که امروز در میان ما نیستند می رزمیدیم را به منبع انرژی و الهام تبدیل کنیم برای مبارزاتی که پیش رو داریم.

 

یاد یدالله خسرو شاهی را گرامی می داریم و مرگ او را به یاران و بستگانش تسلیت می گوییم.

جمعی از فعالین کارگری - ١۵ بهمن ١٣٨٨

 

----------------------

 

یاد رفیق یدالله خسروشاهی

همواره در قلب کارگران زنده است

رفیق یدالله خسروشاهی بامداد روز پنج شنبه ١٥ بهمن برابربا۴ فوریه ۲٠١٠، دربیمارستانی در لندن درگذشت و از میان ما رفت. خسروشاهی یک کارگر کمونیست بود که سراسر زندگی خود را در تلاش و مبارزه برای تحقق اهداف و آرمان‌های کارگران سپری کرد.
خسروشاهی یکی از کارگران آگاه و پیشرو شرکت نفت بود که در دوران رژیم شاه تلاش و مبارزه خود را بر متشکل ساختن و آگاه سازی کارگران قرار داد. در جریان مبارزات کارگران شرکت نفت در سال ١٣٤٩ به عنوان نماینده کارگران پالایشگاه تهران برگزیده شد. در سال ۱٣۵۱ پس از ایجاد سندیکای کارگران پالایشگاه تهران که وی نقش فعالی در سازماندهی آن داشت، به عنوان دبیر این سندیکا برگزیده شد. در پی اعتصاب کارگران پالایشگاه در سال ۵٣، توسط ساواک رژیم شاه دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم شد. او چندین سال از عمر خود را در زندان‌های رژیم شاه سپری کرد.
پس از آزادی از زندان، فعالیت‌های خود را در میان کارگران نفت ادامه داد. در جریان سرنگونی رژیم شاه از فعالین کمیته مخفی اعتصاب کارگران نفت بود، سپس به عضویت شورای سراسری کارکنان صنایع نفت برگزیده شد. رفیق خسروشاهی در همین حال به فعالیت سیاسی خود در صفوف سازمان چریکهای فدائی خلق ایران ادامه داد. دردیماه سال ٦٠ به همراه تعداد دیگری از کارگران نفت توسط جمهوری اسلامی دستگیر شد. پس از آزادی از زندان‌های جمهوری اسلامی، درسال ۶۵ به خارج از کشور آمد و فعالیت خود را در چند تشکل کارگری ادامه داد.رفیق یدالله خسروشاهی، درخارج کشورنیز تلاش خود را بر حمایت از کارگران در داخل متمرکز نمود ودراشکال مختلفی ، ازجمله ازطریق نوشتن مقاله وانجام مصاحبه، بطور خستگی ناپذیری در جهت اهداف و آرمان‌های کارگری تلاش نمود وتا آخرین لحظات زندگیش از هیچ کوششی در این راستا فروگذار نکرد.
سازمان فدائیان( اقلیت) درگذشت رفیق یدالله خسرو شاهی را به خانواده او و عموم کارگران تسلیت‌ می‌گوید.

یادش گرامی باد.

سازمان فداییان (اقلیت) - ۱۵ بهمن ۱۳۸۸

 

----------------------

 

یدالله خسروشاهی مبارز بزرگ جنبش کارگری از میان ما رفت!

باور این امر ساده نیست، که یکی از مبارزین گرانمایه جنبش کارگری که از نزدیک او را می شناختیم به یکباره ما را وداع گوید. رفیق یداله خسروشاهی با کوله باری از تجربه و اخلاص طبقاتی از میان ما رفت. او یکی از رهبران شناخته شده مبارزات طبقاتی نفتگران در رژیم شاه و جمهوری اسلامی بود و به همین دلیل رنج حبس و شکنجه در دو رژیم را به جان خرید.
رفیق یدالله این مبارز پیشرو جنبش کارگری با وجود بیماریِ مُزمنی که درچندسال گذشته او را بارها به بیمارستان رهسپار و به تیغ جراحی سپرده بود، همچنان سرزنده وفعال تا آخرین روزهای حیاتش بعنوان یکی از رهبران پر تلاش جنبش کارگری زبان،قلم وعملش درخدمت طبقۀ کارگر بود.
به راستی وی نمایندۀ زندۀ بخشی از تاریخ طبقه کارگر ایران بود . طبقه کارگر با از دست دادن یداله با فردی وداع گفت که این تجربه در او تبلور یافته بود. فقدان یداله خسروشاهی و فعالینی چون او ضایعه ای بزرگ برای طبقۀ کارگر است . قدردانی از او و جبران بخشی از این ضایعه، تنها با مرور اسناد شفاهی و کتبی باقیمانده از وی ممکن است. وی در حالی ما را تنها گذاشت که جنبش کارگری ایران بیش از هر زمان به تجربه عمیق و مستقیم او که حاصل پنج دهه مبارزه بی وقفه بود نیاز داشت.
ما در این اندوه شریکیم و درگذشت او را به خانواده و بستگان عزیزش و به طبقه کارگر تسلیت می گوئیم.

یادش گرامی باد

محسن خوش بین - وحید صمدی - مجیدارژنگ

چهارم فوریه ٢٠١٠

 

----------------------

 

جنبش كارگری ایران یكی از وفادارترين یاران خود را از دست داد!

امروز با كمال تاسف اطلاع یافتیم که جنبش كارگری یار دیرین و یكی از رهبران ارزشمند خود، رفیق یدالله خسروشاهی را برای همیشه از دست داد. رفیق یدالله خسروشاهی كه روز ٢ فوریه دچار سكته مغزی شده بود، روز ٣ فوریه بار دیگر دچار سكته مغزی دیگری می شود و ساعت ٥ صبح روز ٤ فوریه در سن ٦٧ سالگی چشم از جهان فروبست.
یدالله خسروشاهی كه ازجمله از نمایندگان كارگران صنعت نفت و شورای سراسرى كاركنان صنایع نفت ايران بود، بیش از نیم قرن در راه رهائی كارگران و زحمتكشان فعالیت پیگیر و وقفه ناپذیر كرد. او سالهاى زيادى از زندگی خود را در مبارزه با پاسداران سرمایه در رژیمهای سلطنتی و جمهوری اسلامی در زندانها گذراند و متحمل سختيهاى بسيار و شكنجه هاى وحشيانه شد. مرگ رفیق یدالله خسروشاهی ضایعه ای بزرگ برای جنبش کارگری ایران است. جای او برای همیشه در میان ما خالی خواهد ماند. ما در شورای پشتیبانی از مبارزات مردم در ایران (تورنتو- کانادا) مرگ نابهنگام رفیق یدالله خسروشاهی، یار، رهبر و همراه دیرین جنبش کارگری ایران را به خانواده، دوستان و رفقای او صمیمانه تسلیت می گوییم و خود را در غم و اندوه آنان شریک می دانیم.

 

شورای پشتیبانی از مبارزات مردم در ایران (تورنتو- کانادا)

٤ فوريه ٢٠١٠

 

----------------------

 

برای رفیق یداله خسرو شاهی

یداله خسرو شاهی فعال قدیمی و از رهبران سرشناس جنبش کارگری ایران از میان ما رفت. او مظهر اعتراض طبقه کارگر به سرمایه داری ایران و دولت های سلطنتی و اسلامی آن بود. یداله خسرو شاهی نه فقط یک هم طبقه ای و همرزم، و یک مبارزه پرولتاریایی پیگیر و خستگی ناپذیر، بلکه همچنین رفیقی صمیمی و بی ریا و پرعاطفه و آموزگاری بزرگوار بود. قلب تپنده او از حرکت باز ایستاد. اما نزدیک به نیم قرن پیکار طبقاتی وی سرشار از درس ها و سنت های ماندگار و پر ارزشی است که راهنمای مبارزه طبقاتی کارگران در ایران خواهد بود. یادش گرامی و راهش ادامه باد.

 

امیر پیام

 

۴ فوریه ٢٠١٠ - ۱۵ بهمن ١٣٨٨

 

----------------------

 

جنبش کارگری یکی از فعالین خودرا ازدست داد

با کمال تاسف مطلع شدیم که یدالله خسروشاهی،یکی از فعالین باسابقه جنبش کارگری ایران بامداد روز پنجشنبه ٤ فوریه ۲٠١٠ در بیمارستانی در لندن درگذشته است. یدالله روز دوشنبه دوم فوریه ٢٠١٠، به دنبال عارضه مغزی به بیمارستان منتقل میشود. ولی تلاش پزشکان برای نجات جان وی به نتیجه نمیرسد .
یداله خسروشاهی از فعالین سرشناس جنبش کارگری ایران بویژه کارگران صنعت نفت بود که دردوران رژیم پهلوی بدلیل فعالیت های سندیکائی خود بارها به زندان افتاد. آخرین بار باوقوع قیام 57 به همراه سایر زندانیان اززندان آزاد شد وبعد از آزادی اززندان به صفوف سازمان چریکهای فدائی خلق ایران پیوست ودرایجاد کمیته اعتصاب وسندیکای مشترک کارگران وکارکنان صنایع نفت وگاز نقش مهمی بازی کرد. یداله بعد ها یکی ازنمایندگان منتخب و فعال شورای سراسری کارکنان صنعت نفت شد.
یداله برغم اینکه درجریان اشعاب بزرگ اقلیت واکثریت نتوانست درموضعی قاطع انقلابی وکمونیستی قرارگیرد و لی سرانجام از خط ومشی اکثریت فاصله گرفت ودرپی فعالیت های کارگری خود باردیگر در سال ۶١ دستگیر و چند سالی را در زندان گذراند. بعد از آزادی از زندان در سال ۱٣۶۵ناگزیر به ترک ایران و زندگی در تبعید شد. وی درمدت اقامت اجباری درخارج کشورنیز درحد وسعت فکر وتوانائی خود به دفاع از مبارزات کارگران ایران پرداخت و باتشکیل انجمن کارگران تبعیدی و دیگر تشکلهای مشابه تلاش کرد تا دردفاع از مبارزات کارگران نیروی بیشتری را مجتمع کند. اینک فشار سالها مبارزه و زندگی درتبعید یداله را نیز ازپای درآورد .اما اثرفعالیت وتجربیات بازمانده از او همچنان باقی خواهد ماند. یادش همیشه گرامی باد.

 

سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

۱۵ بهمن ١٣٨٨

 

----------------------

 

با کمال تاسف خبر درگذشت یدالله خسروشاهی را شنیدیم و بسیار متاسف شدیم

با چمدانی از آرزوهای دیرینه برای جنبش کارگری ایران از میان ما رفت.
یدالله خسروشاهی از فعالین جنبش کارگری و یار زحمتکشان و کارگران ایران از میان رفت.
بار سنگین و پرمشقت و زجر زندان های رژیم شاه و جمهوری اسلامی را بر دوش داشت و از میان ما رفت.
در سالهایی که از نزدیک با او در دفاع از جنبش کارگری همراه بودیم، برایمان دستمایه تجارب این رفیق، آموزه های مفیدی را بهمراه داشت.
ما نهادهای همبستگی با کارگران ایران یاد یدالله خسروشاهی را گرامی می داریم و تاسف عمیق خود را در از دست دادن این یاور کارگران به همه شما، بویژه خانواده محترم او تسلیت عرض می کنیم.

خانه ای که دوست در آن نیست،
نگاه مان را به نگاه یارانش می آویزیم
چه صدایی ما را به ملاقات همسایه خواهد برد
و
چه کلماتی ما را
در انتظار پر قوت بهار به پیوند خواهند کشید؟

یادش گرامی باد.

نهادهای همبستگی با کارگران ایران

كمیته همبستگى با جنبش كارگرى ایران- استرالیا
کمیته دفاع از کارگران ایران- نروژ
همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران - فرانسه
کانون همبستگی با کارگران ایران - فرانکفورت و حومه
کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران - هانوفر
کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد
کانون همبستگی با کارگران ایران - گوتنبرگ
انجمن کارگری جمال چراغ ویسی
شبکه همبستگی کارگری
اتحاد چپ ایرانیان واشنگتن
کمیته حمایت از کارگران ایران تورنتو کانادا