اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

 

 International Alliance in Support of Workers in Iran 

سایت های دیگر

آرشیو

تماس با اتحاد

فعالیتهای اتحاد

اهداف

صفحه نخست

             

 

 

 

 

موانع احتمالی آزادی اسانلو ............  " باید یادآور شویم که وزارت کار و رفاه اجتماعی مکررا اشاره کرده است که مشکل آزادی اسانلو به وزارت کار بر نمی  گردد بلکه به دستگاههای قضایی جمهوری اسلامی ایران و بطور خاص به وزارت اطلاعات مربوط است  "

 

---------------------------

 

متن کامل :

 

شکایت اتحادیه های جهانی ، فدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری ، فدراسیون بین المللی کارگران بخش حمل و نقل ،به سازمان جهانی کار  O I L درخصوص آزادی تشکل  و سرکوب سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

 

 

کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری

فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل

آقای خوان سوماویا،

دبیر کل سازمان جهانی کار

ژنو، سوئیس

فاکس: 41227997670

25 ژوئیه 2006

 

موضوع: آزادی تشکل ها: ایران – سرکوب سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد)

جناب آقای سوماویا،

بدین وسیله کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری و فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل شکایت مشترکی علیه دولت جمهوری اسلامی ایران در مورد خشونتهای اعمال شده در اصول آزادی تشکلها، حمایت از حق سازماندهی و پیمان های دسته جمعی خدمتتان تقدیم می کند .این شکایت به سازمان جهانی کار با توجه به سرکوب مداوم فعالیتهای به حق و قانونی اتحادیه کارگری سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد) توسط دولت و عوامل آن و همچنین شرکت واحد تنظیم شده است.

 

سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد) که منبعد "اتحادیه" نامیده می شود، از وابستگان رسمی فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل است. هئیت مدیره فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل  در جلسه سالیانه ماه آوریل 2006 خود به اتفاق آرا تقاضای عضویت این اتحادیه را پذیرفت و بدنبال آن همه تشریفات رسمی شدن در اول ماه می 2006 تکمیل شد.

سابقه شکل گیری اتحادیه

این اتحادیه در سال 2005 پس از سالها کارآماده سازی توسط کارکنان شرکت واحد مجددا تاسیس شد. این اتحادیه در اصل در سال 1968 شکل گرفته بود اما بعدها توسط دولت منحل شد و شورای اسلامی کار در شرکت به کمک خانه کارگر جایگزین اتحادیه شد.

از سال 1997، زمان وقوع انقلاب اسلامی در ایران دولت به اتحادیه های مستقل کارگری اجازه موجودیت نداده است. تنها تشکل "کارگری"  که مقامات دولتی اجازه فعالیت به آن داده اند خانه کارگر است. قانون کار 1990 در ایران تصریح می کند که "کارگران... می توانند انجمنها و اجتماعات اسلامی" در محل کار تشکیل دهند. این انجمنها و اجتماعات اسلامی شورای اسلامی نامیده می شوند و در محیط های کار صنعتی، کشاورزی و سازمانهای خدماتی با بیش از 35 نفر کارگر،  شورای اسلامی کار می تواند تشکیل شود. این شورا متشکل از نمایندگان سازمان کارگران و نماینده مدیریت است. زمانی که این گروهها شکل  می گیرند هیچ تشکل کارگری دیگری نمی تواند تشکیل شود. این شوراهای اسلامی توسط خانه کارگر نظارت می شوند. خانه کارگر در اصل یک کانال دولتی برای کنترل کارگران است و علیرغم اینکه گاهی مسائل کارگری از قبیل دستمزدهای معوقه و یا سازماندهی تظاهرات اول ماه می در سال 2006را مورد توجه قرار می دهد اما بنظر می رسد که پشت این فعالیتها هیچ موجودیت واقعی وجود ندارد. این فعالیتها صرفا برای مهار و کنترل نارضایتی کارگران صورت می گیرد. هر موقعی که کارگران بخاطر تلاش  برای  سازماندهی یا پیمان دسته جمعی مورد آزار و ادیت قرار می گیرند و یا اعتصابات آنها حتی بطور وحشیانه ای سرکوب می شود هیچ مداخله  جانبدارانه ای از کارگران از سوی خانه کارگر صورت نمی گیرد. بندرت خانه کارگر کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری را از اعتراضاتش علیه دولت بخاطرزندانی کردن کارگران مطلع کرده است. با این همه علیرغم اینکه کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری بارها تقاضای شواهدی مبنی بر نمایندگی آنها در امور کارگری کرده است اما آنهانتوانستند که شواهد مربوطه را تسلیم این کنفدراسیون کنند. نه این کنفدراسیون و نه فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل هیچ مدرکی مبنی بر تلاشهای خانه کارگر و یا شوراهای اسلامی کار برای مذاکره با کارفرمایان در باره شرایط کارگران و یا پیمان های دسته جمعی در دست ندارند.

کارکنان شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد) مدتهای طولانی از اینکه" تشکلهای کارگری" موجود در سازمان موضوعات محیط کار را مورد توجه قرار نمی دادند دمغ بودند.مسائل محیط کار شامل دستمزهای پائین و ساعات طولانی کار، استفاده از اتوبوسهای از دور خارج شده، خستگی مفرط رانندگان بخاطر ترافیک سنگین، زیادی پرسنل اداری و فساد مدیریت بودند. بنا براین طبیعی بود که کارگران در شرکت واحد داوطلبانه تصمیم بگیرند تا ادبیات سازمان جهانی کار در مورد اتحادیه های کارگری و حقوق بشر را با آموزشهای منظم دوره ای مطالعه کنند. پس از چند سال، این جریان نهایتا منجر به تصمیم آنها برای سازماندهی نیروهای کارگران شد تا بتوانند نیازها و خواسته های کارگران در شرکت را نمایندگی کنند.  

درطول سال 2005 حوادث مربوط به تلاشهای مکرر در سازماندهی یک اتحادیه مستقل کارگری _همان  سندیکا در زبان فارسی_ در شرکت واحد هم در داخل ایران و هم در خارج از ایران از نزدیک پیگیری می شد. تلاشهای بی وقفه کارگران در شکل دهی این اتحادیه  با سرکوبهای مصممانه  و غالبا بطور افراطی سبعانه ای از سوی کارفرمایان، نیروهای امنیتی و تشکل های رسمی کارگری مواجه می شد.  قبل ازتشکیل جلسه افتتاحیه مجدد اتحادیه، همچنین درطول برگزاری این جلسه و حتی بعد ازآن کارگران و حامیان آنها مورد حملات وحشیانه  و دستگیریهای غیر قانونی قرار گرفتند. از میان عوامل دو عامل علت شناخته شده توسط هم ایرانیان و هم فعالان اتحادیه های کارگری در خا ج از ایران است: اول تعداد کارگرانی که در این جلسه شرکت کردند (در یک نقطه  بیش از نیمی از 16000 کارگر شرکت در فعالیتهای سازماندهی اتحادیه مشارکت کردند) و همچنین واکنش سیستم سیاسی و قضایی. مدیریت همچنین بطور مداوم ثابت کرده است که علیه تلاشهای کارگران برای سازماندهی است. مدیر شرکت، مصطفی نوریان و معاون ایشان آقای تیموری گفته می شود که بطور خاص در سرکوب فعالیتهای سازماندهی کارگران مداخله داشته اند.

اولین آزار و اذیت فعالان اتحادیه در شرکت واحد

اولین سرکوب تلاشهای کارگران شرکت واحد به اوایل سال 2005 بر می گردد زمانی که تعدادی از فعالان بخاطر فعالیتهای کارگری شان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. علی رفیعی بطورمرتب از یک واحد به واحد دیگر منتقل می شد و پرویز فمینبار نه تنها اجبارا منتقل می شد بلکه مکررا برای بازجویی فراخوانده می شد. او همچنین در خانه اش تلفنی تهدید می شد. موسی پیکیارکه  بالاچبار منتقل شد با حذف پرداخت اضافه کاری  و احضار به اداره حراست شرکت برای سوال و جواب های بی ربط مواجه شد.

طی ماههای مارس و ژوئن سال 2005 هفت نفر مورد حمله قرار گرفتند و اخراج شدند. قبل ازاینکه کارشان را از دست بدهند اجبارا منتقل شدند، تنزل گروه و مقام دادند، اضافه کاریشان قطع شد، حقوقشان قطع شد  واز  ترفیع گروه محروم شدند. چند نفر از آنان به اداره حراست شرکت بدون حکم رسمی و به خارج از ساختمان شرکت فراخوانده شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند. این کارگران به این نامها بودند: عبداله حاجی رمانان، عبدالرضا ترازی، احمد فرشی، علیرضا زاد حسینی، آیت جدیدی، ابراهیم مددی و منصور اسانلو. اسانلو از کارکنان 20 ساله شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد) هدف مشخص در این آزار و اذیت ها بود. او عضو هئیت موسس اتحادیه بود که  به ریاست هئیت مدیره اتحادیه برگزیده شده بود.

ده نفر از کارگران به نامهای ذیل به همین دلیل اخراج شدند: عباس نژدی کودکی، علی اکبر پیر هادی، امیر تاخیری، عطا بابا خانی، حسن کریمی، حسن محمدی، محمود هژبری، ناصر غلامی، رضا نعمتی پور و سید بهروز حسینی.

حمله وحشیانه به جلسه افتتاحیه اتحادیه

در تاریخ نهم ماه می فراخون برگزاری جلسه بازگشایی رسمی اتحادیه مستقل در شرکت اتوبوسرانی واحد درمحل ساختمان انجمن کارگران نانوایی داده شد. انجمن صنفی نانوایان یک سازمان مستقل کارگری است که ساختمانش را در اختیار کارگران شرکت واحد قرارداده بود . جلسه با خشونت توسط تعداد زیادی از اعضای سازمانهای رسمی کارگران، خانه کارگر، و شورای اسلامی شرکت واحد به هم خورد.

این حمله در ساعت 2 بعد ازظهربا ورود حدود 300چماقدار به محل ساختمان انجمن صنفی نانوایان اتفاق افتاد که شروع کردند به شکستن درو پنجره ها، پاره کردن اسناد و داغان کردن کتابهای کتابخانه. آنها همچنین به 10 نفر از اعضای کمیته افتتاح کننده حمله ور شدند.  

در این حمله، منصور اسانلو مورد ضربات چاقو قرار گرفت. برخی منابع مدعی شده اند که جلال سید منش عضو شورای اسلامی شرکت واحد که گفته بود قصد بریدن زبان و جدا کردن سر از بدن اسانلو را دارد مقصر اصلی است. طبق گزارشها  دستهای اسانلو توسط حسن صادقی رئیس شورای عالی هماهنگ کننده شوراهای اسلامی از پشت بسته شده بود. در اثر این حمله، منصور اسانلو برای بخیه زبان و پشت گردن در بیمارستان بستری شد . ابراهیم مددی کارگر فنی که با اقدامات تنبیهی مواجه شده بود به همراه چند نفر دیگر از فعالان اتحادیه در این حمله کتک خوردند.

نیروهای امنیتی حاضر در صحنه هیچ مداخله ای نکردندوحوادث را ثبت کردند. آنها دوربین ها و نوارهای ضبط شده را ازآژانس های خبری و گزارشگران روزنامه ها مصادره کردند.

اجتماع عمومی اتحادیه در دو نوبت بعدی بطور خشونتباری منحل شد

در تاریخ 13 ماه می زمانی که کارگران شرکت واحد تلاش کردند تا جلسه عمومی برگزار کنند نیروهای امنیتی با همراهی اعضای خانه کارکر دوباره به جلسه حمله ور شدند.

در اول ماه ژوئن در جریان سومین تلاش کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه شرکت واحد برای برگزاری جلسه عمومی در ساختمان انجمن صنفی نانوایان، جلسه آنها با کوکتل مولوتف (یا مواد مشابه آتش زا) مورد حمله قرار گرفت و ساختمان تخریب شد. جلسه عمومی سرانجام در سوم ماه ژوئن برگزار شد. طبق گزارشها حدود 8000 نفر از 16000 کارگر شرکت واحد در این جلسه شرکت کردند و تصمیم گرفتند که به اتحادیه ملحق شوند.

اولین موج بازداشتهای فعالان و اعضای اتحادیه

در هفتم سپتامبر، نیروهای امنیتی تعدادی از اعضای اتحادیه را در جریان اعتراض به دستمزدهای معوقه بازداشت کردند. دستگیرشدگان منصور اسانلو، ابراهیم مددی نائب رئیس هئیت مدیره اتحادیه، عباس نژدی کودکی، ناصرغلامی، داوود نوروزی، حسن حاج علیوند و نعمت امیرخانی بودند. در روز هشتم سپتامبر آنها به دادگاه برده شدند و بخاطر "برهم زدن نظم عمومی" متهم شدند. آنها بطور موقت در روزهای بعد آزاد شدند.

دومین سری دستگیریهای فعالان اتحادیه شرکت واحد

در بیست و دوم ماه دسامبر، سیزده تن از رهبران اتحادیه توسط عاملین وزارت اطلاعات دستگیر شده و به زندان اوین در تهران، زندانی که به محل بازداشت و شکنجه زندانیان سیاسی معروف است  برده شدند.اتهام آنها "فعالیتهای اتحادیه کارگری غیرقانونی" بود. بازداشت شدگان عبارت بودند از: منصور حیات غیبی، عباس نژدی کودکی، عبدالرضا ترازی، علی زاده حسینی؛ غلامرضا میرزایی، اکبر یعقوبی، رضا بور بور، حمید رضا رضایی فر، سید جواد سیدانی و مرتضی کامساری.

شانزده نفر از فعالان اتحادیه در این زمان بازداشت شدند که  ناصر غلامی، داوود رضوی، سعید ترابی و یعقوب سلیمیاز اعضای هئیت مدیره و  بقیه از اعضای اتحادیه بودند به نامهای: رضا شهابی، امیر تاخیری، صادق قندان، علی ابراهیمی، صادق ممدی، حمید زندی، علی قربانیان، ارسلان زربارنیا، حسین مهدیخانی، حسین جوادی، مجید طلایی و اکبری.

بدنبال اعتصاب عمومی توسط رانندگان شرکت اتوبوسرانی تهران در 25 دسامبر همه بازداشت شدگان ازاد شدند بجز منصور اسانلو

در پایان سال  2005 6 تن از بازداشت شدگان به نامهای منصور حیات غیبی، ابراهیم مددی، عبدالرضا ترازی، غلامرضا میرزایی، عباس نژدی کودکی و علی زادحسینی به دادگاه فراخوانده شدند و در ژانویه 2006 متهم به "اختلال در نظم عمومی" شدند.

منصوراسانلو متهم به تحریک برای شورش مسلحانه شد

در پایان سسال، منصور اسانلو بدون دسترسی به وکیل مواجه با اتهاماتی شد از جمله تماس با گروههای ایرانی مخالف در خارج از کشور و تحریک به شورش مسلحانه علیه مقامات شد

از آن به بعد، برای مدت 6 ماه تا زمان تحویل این شکوائیه، منصور اسانلو در زندان اوین در بازداشت بسر می برد. در بیشتر مواقع  از دسترسی به وکیل، دیدار با اعضای خانواده و همکاران محروم بوده است. قبل از این دستگیری، او تحت مداوای چشم که احتمالا به جراحات ناشی از درگیری نهم ماه می 2005 مربوط می شود قرار داشت. سلامتی او بطور روزافزونی به یک مسئله جدی تبدیل شده است.

در  این میان اتحادیه برای آزادی فوری و بدون قید و شرط اسانلو فعالیت می کرد. علاوه بر این اتحادیه از دولت و شرکت واحد خواستار به رسمیت شناختن اتحادیه و در نتیجه انعقاد پیمان دسته جمعی با شرکت بود. هیچیک از این خواسته های بحق اتحادیه تامین نشد. در مقابل دولت و عاملین او با همکاری شرکت به مقابله بافعالیتهای بحق اتحادیه همچون اعتصاب و برگزاری جشن اول ماه می 2006 ادامه دادند. از آن به بعد یورشها و دستگیریهاافزایش یافت.

دستگیری توده واری  در پایان ماه ژانویه 2006 صورت گرفت که اتحادیه های کارگری در سراسر جهان در دو دهه اخیر شاهد چنین حجم دستگیری نبوده اند. در اوج دستگیریها، بیش از 1000 نفر بخاطر برنامه ر یزی برای اعتصاب یک روزه بازداشت شدند. بعدها شرکت واحد کارگرانی را که  با اتحادیه همراهی کرده بودند به اخراج و یا بیکاری چند ماهه تهدید کرد.

 

حمایت ملی و بین المللی از اتحادیه

در این میان حمایت از اتحادیه وسعت گرفت و منسجم شد. نه تنها کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری و فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل از اتحادیه پشتیبانی کردند بلکه وابستگان این دو سازمان در پشتیبانی از کارگران اتوبوسرانی شرکت واحد تهران  تظاهرات بر پا کردند. بسیاری از این اقدامات در همبستگی بین المللی بطور جزئی در گاهشماری وقایع در ذیل آورده شده است

 

گاهشماری وقایع عمده از ژانویه 2006 به بعد

اوایل ژانویه

در اول و دوم ژانویه کارگران اتوبوسرانی برای آزادی بدون قید و شرط منطور اسانلو تظاهراتی را سازماندهی کردند. اتحادیه برای اعتصاب یک روزه در 28 ژانویه  فراخوان داد.

 

26 – 29 ژانویه

در حالیکه زمان اعتصاب برنامه ریزی شده نزدیک می شد، 8 نفر از اعبضای هئیت مدیره اتحادیه به دادگاه فراخوانده شدند و بدنبال ان از خروج آنها از ساختمان دادگاه ممانعت بعمل آمد. شهر دار تهران که قبلا به اتحادیه قولهایی داده بود، اتحادیه را غیر قانونی اعلام کرد و گفت که مانع اعتصاب خواهد شد. دولت و نیروهای امنیتی به همراه شرکت واحد ناوگانی از اتوبوس و رانندگان جدیدی برای شکستن اعتصاب به صحنه آوردند.  آنها اتحادیه را به جمعی از "خرابکاران" و "شورشیان" متهم کردند. حدود یکصد نفر از اعضای اتحادیه در 27 ژانویه دستگیرشدند.  

روز بعد نیروهای امنیت و اعضای شرکت واحد رانندگان را کتک زده و وادار کردند که اتوبوسها را به راه اندازند. صدها راننده و زنان انها و حتی کودکانشان به زندان اوین منتقل شدند. دختر 12 ساله یکی از اعضای اتحادیه که کتک خورده بود و دستگیر شده بود شبانه به داخل ماشین پلیس پرت شده بود.نیروهای امنیتی برای شکستن اعتصاب از گاز اشک آور، باتون و تهدید به تیراندازی به اعتصاب کنندگان استفاده کردند. روز بعد از اعتصاب همچنان بیش از 700 نفر از اعضای اتحادیه و تعدادی از حمایت کنندگان از آنها در بازداشت بسر می بردند. چندین گزارش مدعی شده اند که بیش از 1000 نفر در روز اعتصاب بازداشت شدند. حدود سی نفر از کارگران بازداشت شده بطور جدی مجروح شده و به مداوای فوری نیاز پیدا کردند.

 

30 ژانویه – 4 فوریه

اتحادیه ها و سازمانهای غیر دولتی در سراسر جهان  با رانندگان اتوبوسرانی اعلام همبستگی کردند. کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری و فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل و تعدادی از اتحادیه های وابسته به آنها در ژاپن، استرالیا، لوگزامبورگ، نروز، کنیا، انگلستان و آرژانتین آزادی کارگران بازداشت شده را خواستار شدند. تظاهرات اعتراضی در اتاوا و لندن بر پا شد. امنستی بین الملل نیز به این اعتراض پیوست. گروهی از خانواده اعضای اتحادیه و همسران کارگران بازداشت شده در تهران تظاهرات ک