اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

 

 International Alliance in Support of Workers in Iran 

سایت های دیگر

آرشیو

تماس با اتحاد

فعالیتهای اتحاد

اهداف

صفحه نخست

             

جنبش کارگری ایران و نهادهای امپریالیستی

در مورد نقش سالیداریتی سنتر  و  ا. اف. ال.-سی. آی. او

 

طی چند سال اخیر با رشد روزافزون و ادامه دار مبارزات کارگری ایران روبرو بوده ایم. مبارزات کارگران بویژه در واحدهای تولیدی بزرگ حول خواسته های گوناگون و به اشکال متفاوتی به پیش رفته است . این مبارزات عمدتا علیه بیکار سازی ها ی وسیع ، مسئله اشتغال و به تعویق افتادن پرداخت دستمزدها گرفته تا حق داشتن سندیکا و اتحادیه کارگری و تشکل  به پیش رفته است . در مقابل جواب کلیت  رژیم به این خواسته های بر حق چیزی جز تهدید و زندان و به گلوله بستن کارگران و خانواده هایشان نبوده است . در همین راستا فعالین جنبش کارگری ایران در خارج از کشور که خود زمانی در راستای همین حقوق مجبور به ترک کشور شدند گامهای مهمی درافشای سرکوب و تطمیع جنبش کارگری در  داخل کشورعلیه  رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی از یکسو و  معرفی خواستها و رساندن صدای حق طلبانه کارگران ایران با نهادهای کارگری مترقی  و اتحادیه های بین المللی از سوی دیگر  بر داشته اند.

در این دو سال اکثریت قریب به اتفاق این فعالین همراه با نیروهای مترقی  با توجه به اصل اتکا به خود در سطح جهانی و با  صداقت و صراحت بیان، استقلال سیاسی  تشکیلاتی و مالی از دولتهای سرمایه داری را به پیش بردند.  

بر چنین راستائی ما فعالین کارگری خارج از کشور نیز به عنوان جزئی از کل  مبارزات طبفاتی طبقه کارگر ایران نه تنها خود را بخشی لاینفک از این مبارزه می دانیم، نه تنها خود را پشت جبهه این گردان نمی دانیم، بلکه  معتقدیم به عنوان بخشی از لشگر پرولتاریای انفلابی ایران و به عنوان یک نیروی دینامیک لاینفک، جدا ناپذیر و مرتبط با هم حفظ استقلال سیاسی –تشکیلاتی ما (به عنوان یک جزء کل)، از نهادهای ارتجاعی داخلی  و نیز امپریالیسم جهانی( به رهبری آمریکا) از اهمیت حیاتی برخورداراست.

  

اگر پرولتاریای انقلابی ایران به درس آموزی از تجارب مثبت و منفی جنبش کارگری جهان، و تضادهای مشخصی که در مرحله انقلاب اجتماعی کنونی بوجود آمده و در آینده نیز به وجود خواهد آمد، آگاهانه توجه نکند و خود را به آخرین جمعبندیها ازدستاوردهای پیروزی و شکست این جنبش مسلح نکند، به درسگیری از این کوله بار تجربیات سیاسی-تشکیلاتی توجه آگاهانه مبذول نداشت باشد، و بدون  تحلیل مشخص از اوضاع مشخص جامعه و روند انقلاب نه تنها در پیچگاه های انقلاب قادر به اتخاذ تاکتیک و سیاست انقلابی نخواهد بود بلکه در زمان وقوع تند بادها و وقوع اوضاع انقلابی قادر به حل تضادهای نوین و پیروزی انقلاب ، استقرار سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا و در نهایت استقرار دنیای کمونیستی عاری از طبقات نخواهد بود.

پرولتاریای انقلابی ایران در طول تجارب تاریخی جنبش کارگری جهان، و بخصوص به تازگی با شروع قرن بیست و یکم  ثمرات تلخ عدم استقلال هر فرد و گروهی که به دروغ داعیه طرفداری از جنبش کارگری، دانشجوئی و جنبش زنان را داشته را شاهد بوده است. پرولتاریای انقلابی ایران ثمرات شوم شکست جنبش کارگری لهستان و خیانت لخ والنسا در تبعیت ایشان از اصل بوژوازی "دشمن، دشمن من دوست من است" را هرگز فراموش نخواهد کرد. ما هرگز فراموش نکرده ایم که چگونه دلارهای آمریکائی، فرانک و پوند، رهبران آن جنبش را در پیروی از آن اصل ضد انقلابی بورژوازی به مانعی  بر سر استقلال سیاسی تشکیلاتی طبقه کارگر لهستان تبدیل نمود و دوره نوینی از پایمالی حقوق طبقه کارگر و اقشار و طبقات میانه با روی کار آمدن بورژوازی نوخواسته از بطن اشرافیت کارگران و فاسد شده ای چون لخ والنساها، شروع گشت. پرولتاریای انقلابی ایران نیک می داند که بورژوازی همواره قصد نفوذ در جنبش طبقه کارگر برای منحرف نمودن آنرا دارد. نیروی کار و فعالیت تولیدی ما را وسیله ثروت اندوزی  و سیادت حکومت مطلقه خویش کرده است و به مجرد آنکه ما با اتکا به خود جنبش انقلاب اجتماعی را سازمان می دهیم بر آن است که با نفوذ در جنبش ما آنرا به وثیقه ای برای ادامه مال اندوزی و تحکیم سیادت طبقاتی خویش تبدیل سازد.

پرولتاریای انقلابی همواره با تحلیل مشخص از اوضاع مشخص جامعه خود به تحلیل مشخص از صف دوستان و دشمنان خود پرداخته تا در جبهه جنگ طبقاتی و طی مبارزه اقتصادی و سیاسی آگاهانه خویش با دیدی همه جانبه مبارزاتش را برای کسب قدرت سیاسی و احقاق دیکتاتوری پرولتاریا  به پیش برده، سره را ناسره، و کاه را از گندم جدا کرده و با اتکا به نیروی خود و اتحاد با دوستان واقعی خویش به تقویت جبهه انقلاب کمر همت بسته، و در این راه هیچ گونه ضعفی در افشا ومنزوی کردن دشمنان طبقاتی خویش و برداشتن نقاب از چهره دشمنانش که بمراتب حال با اتکا به ترفندهای نرم آسا سعی در نفوذ درجبهه انقلاب را بخاطربه انحراف کشیدن آنرا دارند به خود راه نداده و آنرا جایز نمی شمارد.

در نتیجه: وظیفه پرولتاریای آگاه انقلابی ایجاد و برپائی  صف مسقل پرولتاریای انقلابی ایران در مقابل قطب ارتجاع مذهبی حاکم جمهوری اسلامی و قطب امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا

می باشد.

 

هم اکنون که "مرکز آمریکایی برای همبستگی بین المللی کارگری"1* یا "مرکز همبستگی"2*, در ماهای اخیر فعالیت خود در حوزه ایران را تشدید کرده است، وازجمله با تماس با فعالین و دست اندرکاران و نهادهای کارگری درخارج از کشور قصد دارد فعالیتهای خود در مورد ایران را گسترش دهد، و بدینوسیله راه نفوذ خویش را در این جنبش هموار سازد، ارزیابی از تاریخ این نهاد سرمایه داری-امپریالیستی بر بستر شناخت از دوستان و دوشمنان مان از اهمیت حیاتی برخوردار گشته است. بنابراین یکی از وظایف عاجل کنونی پرولتاریای انقلابی ایران درک عمیق خطرنفوذ این شاخک استثمار نظام سرمایه داری- امپریالیسم آمریکا و راهکارهائیست که این مرکز با تکیه بر آن قصد دارد که راه سازش را به جنبش طبقه انقلابی ایران با تکیه بر فریب و نفوذ در قشر عقب مانده طبقه کارگر ایرن که در زیر فشار اقتصادی و استثمار لجام گسیخته سرمایه داران حتی از دریاقت دستمزد خویش بی بهره مانده است، می باشد. بر همین اساس نه تنها شناخت از رئوس کلی سیاست این پروژه امپریالیستی(آمریکا) ازدرجه مهمی برخوردار است بلکه شناخت ازبانیان و محلل ها ، کارگذاران وارکانهای ایرنی وابسته به این پروژه آمریکائی "مرکزهمبسگی" و یا نهادهای دیگری که می توانند با اسامی مختلف شروع به فعالیت نمایند، از اهمیت اساسی برخوردار شده است.

 

" سازمان ملی برای تحقق دمکراسی "( ان. ئی. دی.)3*

ان. ئی. دی.، یا سازمان ملی برای تحقق دمکراسی بوسیله رونالد ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا در سال 1983 بوجود آمد. هدف از ایجاد این نهاد این بود که یکم، "دمکراسی" نوع آمریکائی را در سراسر جهان صادر و بر پا نماید. و دوم از آنجا که نقش سازمان جاسوسی سیا(سی. آی. ا.) در برپائی کودتاهای خونین علیه دولتهای ملی، کشتارهای رهبران واقعی اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری منتسب به چپ و جنبش کمونیستی در کشورهای مختلف جهان در سالهای 1974 در میان زحمتکشان و توده های تحت ستم جهان و همچنین در میان مردم آمریکا برملا گشته بود، این نهاد امپریالیستی (ان. ئی. دی.) بموارزات و در خدمت پیشبرد سیاست خارجی امپریالیسم آمریکا ایجاد شد. این نهاد همچون شبکه مافیائی و همانند اختاپوسی به زادو ولد نهادهای مرتبط به خویش پرداخته است و هم اینک در سراسر جهان بطور علنی مشغول پیشبرد اهدافی است که پیش از این بطورمخفیانه از طرف سازمان سیا به مورد اجرا در می آمد. بیخود نیست که آقای الن واینستین یکی از بنیانگذاران این نهاد که بعدها به سمت مدیر کل آن منسوب شد درمصاحبه ای با واشنگتن پست به سال 1991 در مورد نقش ان. دی. ئی.  گفته است که: "اکثر کارهائی را که ما امروزه به پیش می بریم، سازمان سیا بطور مخفی در 25 سال گذشته انجام می داده است".

در واقع در پی علنی گشتن نقش مخرب سازمان جاسوسی سیا در سالهای 1975 و 1976 به دنبال افتضاح واترگیت و استعفا نیکسون، سه جریان مرتبط با دولت، کمیته چرچ سنای آمریکا4*، کمیته پایک مجلس نمایندگان5*، و کمیسیون راکفلر6* که بوسیله رئیس جمهوری فورد، تشکیل گشت، همه مشغول تحقیقات از سی. آی. ا. بودند. در آن سالها هر روز سر خط  خبرهای روزنامه های آمریکا به کشف جدیدی درارتباط  با جنایات، توطئه ها و خرابکاریهای سازمان مرکزی جاسوسی سیا اختصاص یافته بود و روزی نبود که صفحه اول روزی نامه های آمریکا و جهان از افشای قتلهای زنجیری رهبران و مبارزین مترقی و انقلابی کشورهای دیگرطی چند دهه گذشته( دهه های  1950، 1960 و 1970) به دست سازمان جاسوسی سیا  مزین نبوده باشد. به همین دلیل  پس از افشای علنی سازمان سیا ظرف سالهای 1975 و 1976، سی. آی. ا. در میان افکار عمومی آمریکا و جهان نامی مترادف با سلب آزادی از زحمتکشان و خلقهای سراسر جهان، سازمان دهنده کودتا و جوخه های آدم کشی و آدم ربائی ، شده است. طی سالهای 1950 تا 1975  سازمان جاسوسی سیا  بوسیله جوخه های مرگ مسلح کشورهای آمریکای لاتین به کشتار فجیع هزاران تن از دهقانانی که به قیام علیه بقایای فئودالیسم  و ارتجاع حاکم  و امپریالیسم بر خواسته بودند، در کشورهای نیکارگوئه، شیلی، السالوادور و گواتمالا پرداختند. این امر نه تنها به تضعیف موقعیت این سازمان بطورخاص انجامید بلکه به طور کلی به تضعیف موقعیت امپریالیسم آمریکا در سراسر جهان منجرگردید.

 

حالا دیگرنقاب ازچهره کریه سازمان جاسوسیش به در آمده بود. و به این ترتیب امپریالیسم آمریکا به فکر چاره افتاد و برای حفظ سیادت سیاسی، اقتصادی و نظامی خود در جهان می باید راهکارهای جدیدی را ابداع کرده تا مانع ازدست رفتن موقعیت خویش شود. راهکار جدیدی که  هیئت حاکمه آمریکا ابداع نمود به هیچ وجه در نظر نداشت که سیاست کلی خارجی خویش را که تا دهه 1970 بوسیله سازمان جاسوسی سی. آی. ا.  بدنامش به پیش برده می شد را متوقف کرده یا حتی تغییراتی در محتوای اهداف ضد خلقیش بوجود آورد! نه به هیچ وجه! آنچه که امپریالیسم آمریکا در نظر داشت عبارت ازانتقال و محول کردن آن وظایف و اهداف امپریالیستیش به سازمانها و شاخکهای استثماری جدید با نامهای پرطمطراق و "دلنشین" غیر دولتی (ان. ج. او)7*! همچون "سازمان ملی تحقق دمکراسی" (ان. ئی. دی.) و نیز "مرکز آمریکائی برای همبستگی جهانی کارگران "1* بود. هدف این بود که آنچه را که طی سه دهه  سی. آی. ا. بصورت مخفی و پنهان انجام می داد اینبار به طور آشکار، علنی و البته بطور "قانونی" و البته باز بطور "غیر دولتی" (ان. جی. او. !) در کشورهای دیگر جهان انجام دهد. فراموش نکنیم که آقای وانیستین مدیر کل سابق ان. ئی. دی. در مورد طرز کار این نهاد گفته است: "اکثر کارهائی را که ما امروزه به پیش می بریم، سازمان سیا بطور مخفی در 25 سال گذشته انجام می داده است."

بنابراین در سال 1983، سازمان ملی برای تحقق دمکراسی با هدف " پشتیبانی از، و تقویت نهادهای دمکراتیک کشورهای سراسرجهان با تکیه بر تلاش شخصی ، خصوصی و غیر دولتی" تاسیس  گردید. اینکه آیا این نهاد طبق ادعایش غیر دولتی می باشد، نه بر مبنای گفتارهایش بلکه در عمل و این که هر دلارمنبع پولی- مالیش بوسیله دولت فدرال آمریکا تامین می گردد را باید مد نظر قرار داد. در واقع در تمام بیلانهای مالی سالانه ان. ئی. دی.، این نهاد از بدو پیدایشش تا کنون، حساسیت زیادی در تاکید به اینکه خود را یک سازمان غیر دولتی یا  ان. جی. او.  معرفی نماید، کرده است. دلیل آنهم کاملاً واضح است زیرا به این طریق برای خود یک اعتبار خاص در مقایسه با یک آژانس وابسته به دولت آمریکا در سراسر جهان بوجود می آورد. اما ان. جی. او.  یک نام ظاهراً فریبنده و دروغین می باشد که این سازمان وابسته به دولت آمریکا برای خود ابقا نموده است . به یک کلام، ان. دی. ئی.،  یک او. جی. ( سازمان دولتی) به مفهوم واقعیست. در همینجا لازم است که خاطر نشان کرد که این کلمه فریبنده ان. جی. او.  یا سازمان غیر دولتی که از سوی بسیاری از نهاد ها ی دولتی در اکثر کشورهای جهان از جمله ایران استفاده می شود بواسطه این است که در ابتدا استفاده از نام  ان. جی. او.  از سوی دولت آمریکا بود که آنرا آنچنان به مد روزآمریکا پسندان در آن کشورها اشاعه داد.

 

کارل گریشمن در 1986 بعنوان مدیر کل سازمان ملی تحقق دمکراسی می گوید که "ما نباید چنان کارهائی را بصورت مخفیانه و پنهان انجام دهیم."..." این برای گروه های دمکراتیک سراسر جهان بسیار مصیبت بار است که بعنوان نهادهائی که هزینه شان از طرف سازمان جاسوسی سی. آی. ا. تامین می شود معرفی شوند. ما شاهد آن در دهه 1960 بودیم، و به همین دلیل متوقف شد. ما توان چنان کارهائی را نداشته ایم ، و به همین دلیل سازمان ملی برای تحقق دمکراسی بوجود آمد. "8*

به زبان ساده اگر کد مارس این جمله آقای گریشمن را بشکنیم، معنی صحبت ایشان ازهدف در ایجاد ان. ئی. دی. (سازمان ملی برای تحقق دمکراسی) این است که: تنها و یگانه اشکال در تحقق کشتارها  و کودتاها ی سالهای 1960 ( آقای گریشمین نکته سنج! بخاطر ماستمالی کردن جریان حتی حساب از دستشان در رفته است و دهه 1950 و  1970 را از قلم انداخته است!) به خاطر حفظ و تحکیم نظام سرمایه داری- امپریالیستی آمریکا از طریق سازمانهای بومی کشورهای مختلف جهان این بوده است که منابع مالی شان از طرف سازمان سیا امپریالیسم آمریکا  تامین می گردید، حال آنکه از نظر ایشان طریق اعمال و پیشبرد آشکار و علنی کشتار زحمتکشان و خلقهای ستمدیده جهان و کودتا کردنها از طرف سازمان دولتی (ببخشید آقای گریشمن "ان. جی. او.") همچون سازمان ملی برای تحقق دمکراسی کاملاً امری عادلانه و درست می باشد.

اما  حقیقت ان است که همین امروزه سازمان جاسوسی سی. آی. ا. توزیع و پخش پول های کلان پنهانی را از طریق همین سازمان ملی برای تحقق دمکراسی به پیش می برد. بدون تایید سازمان سیا هیچ اتحادیه کارگری، جنبش جوانان و زنان در کشورهائی که آمریکا قصد نفوذ و تغییررژیم در آن را دارد هیچ پولی از طرف نهاد های مادر و فرزند خواندگانش به سازمانهای آن کشورمشخص فرستاده نخواهد شد. به عبارت دیگر در تحلیل نهائی تنها سازمانی که صلاحیت دارد که نهادهای هر کشور مشخص را دوست و در خدمت استراتژی امپریالیسم آمریکا تشخیص دهد سازمان سیا می باشد. و تازه بعد از این پروسه است که نهادهائی همچون ان. دی. ئی. و غیره اجازه ورود به معامله نهائی را دارد.        

 

اعطاء اعتبارات مالی شبکه مافیائی ان. ئی. دی. :

چهار نهاد اولیه اصلی اعتبارات مالی خود را از طریق ان. ئی. دی. دریافت میکنند:

1-انستیتوی بین المللی جمهوریخواهان9*؛ 2-انستیتوملی دمکراتیک برای امور بین المللی10*؛ 3- سازمانهای مرتبط و وابسته ا. اف. ال- سی. آی. او.11*( همچون مرکز آمریکایی برای همبستگی بین المللی کارگری یا سالیداریتی سنتر)؛ و4- سازمانهای مرتبط با اطاق بازرگانی

(همانند کانون سرمایه گذاریهای خصوصی بین المللی)12* ا ین نهادها و انستیتوها به نوبه خود مبالغ مالی هنگفتی را به  حساب سازمانهای دیگر در داخل آمریکا و همچنین در سراسر جهان واریزمی کنند، که باز سازمانهای اخیر اعتبارات مالی را به تشکلات و نهادهای دیگر را کانالیزه و واریز می کنند.

در حقیقت ان. ئی. دی. از طریق یک شبکه مافیائی به عنوان سازمان مادر اعتبارات خویش را به چهار نهاد فرزند خوانده خویش در داخل و خارج آمریکا واریز میکند، که این سازمانهای فرزند خوانده به نوبه خویش اعتبارات مالی نوه های خویش دردیگر کشورها را تامین می کند و در صورت عدم امکان دسترسی مستقیم به آنها در پرداخت مستقیم وجه مالی ( در صورتیکه امپریالیسم امریکا در آن کشور با دولت و یا حکومت وقت در تضاد باشد) مبالغ پول را به حساب دلالان و محللین  بومی آن کشور که نقش واسطه را دارند در کشور ثالث مثلاً در کانادا یا یک کشور در اروپا (هلند) واریز می کند و این واسطه های میانی این اعتبارات را به نهادهای و افراد در داخل آن کشور(ایران) می رسانند،  یا در صورت امکان تماس مستقیم و قانونی (در صورتیکه امپریالیسم امریکا در آن کشور با دولت و یا حکومت وقت دارای مناسبات دوستانه باشد) اعتبارات مالی را مستقیماً به حسابشان می ریزد.

 

ان. ئی. دی. از راه ها و طرق مختلف در مسائل داخلی چندین کشور جهان به واسطه گری و دخالت می پردازد، ازجمله این راه ها عبارتند از: تامین اعتبارت مالی، کمکهای تکنیکی، آموزش، تامین مصالح آموزشی، اعطای کامپیوتر، اعطای ماشین فکس، ماشین کپی، اتوموبیل و غیره، به گروهای خاص سیاسی، سازمانهای مدنی، اتحادیها و سندیکا های کارگری، جنبشهای مخالف دولت، گروه های دانشجوئی، گروهای زنان، مراکزانتشارات کتب، روزنامه ها، مجلات و ... غیره ؛ ان. ئی. دی. معمولاً مجلات و گروه های بومی مورد حمایتش را مجلات و گروهای "مستقل" (ان. جی. او. )می نامد، سوای اینکه هزینه مالی اینها بوسیله امپریالیستهای آمریکا تامین می شود. و جالبتر آنکه این کارگذاران و وابستگان بومی به  امپریالیستها نیزهمواره در کوششند که تحت توجیهات عقب مانده و ضد انقلابی ، عمل دریاقت کمک مالی خود از نهادهای امپریالیستی را موجه جلوه دهند. و آنرا به کندن یک تار مو از بدن امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکا جلوه دهند!    

اهداف  ان. ئی. دی. :

طبق فلسفه ان. ئی. دی. بطور کلی برنامه هایش بر مبنای مسائل ذیل خلاصه می شود که:

منافع مردم زحمتکش و دیگر شهروندان کشورها از طریق سیستم آزاد سرمایه داری، همکاری و مشارکت طبقاتی( بخوانید سازش طبقاتی!)، اخذ معاملات و معاهده های دسته جمعی، دخالت منیموم دولت در مسائل اقتصادی(بخوانید خصوصی سازی!)، ضدیت و دشمنی با هرگونه افکار و ایده های سوسیالیستی و کمونیستی، بنا شده است. یک بازار آزاد اقتصادی بر مبنای دمکراسی، رفرم، و رشد بنا می گردد؛ و بر لزوم شایسته بودن سرمایه گذاریهای خارجی( بخوانید گسترش شاخکهای استثمار نظام سرمایه داری-امپریالیستی آمریکا!) تاکید شده است.

 

از 1994 تا 1996 ان. ئی. دی. 15 اعتبار مالی13* که بالغ بر 2،500،000 دلارمی شود را به انستیتو آمریکائی برای توسعه آزاد مراکزکارگری14*(که مخفف آن،  ا. آی. اف. ال. دی.

می باشد) اعطا نموده است. این نهاد از طرف سازمان جاسوسی سی. آی. ا. ظرف دها سال برای سرکوب و براندازی اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری مترقی مورد استفاده قرار گرفته است. ا. آی. اف. ال. دی. یکی از سازمانهای تشکیل دهنده مرکز آمریکایی برای همبستگی بین المللی کارگری (سالیداریتی  سنتر) میباشد.

سالیداریتی سنتر در سال 1997 از طرف ا. اف. ال.- سی. آی. او.11*  با تلفیق چهار سازمان مرتبط با ا. اف. ال.- سی. آی. او. به اصطلاح برای "کمک" به برپائی اتحادیه ها و سندیکاهای "کارگری" دوستدار آمریکا، تاسیس گردید. که عبارتند از:

1- ا. آی. اف. ال. دی.

2- انیستیتو کارگری آزاد  آسیا-آمریکا. 15*                         

  مرکز کارگری آفریقا-آمریکا. 16 *  -3

4- انستیتو اتحادیه آزاد کارگری. 17* 

هدف از ایجاد سالیداریتی سنتر طبق ادعای این مرکز امپریالیستی عبارت از: کمک به ایجاد جنبش جهانی کارگری برزمینه اتحادیه های کارگری دمکراتیک و مستقل، برای تقویت اقتصاد و قدرت سیاسی کارگران بیان شده است. فلسفه برنامه و موجودیت این نهاد دقیقاً بر مبنای همان فلسفه، ان. ئی. دی. و نیز، ا. آی. اف. ال. دی. بنیانگذاری شده است. سالداریتی سنتر همچون هر نهاد امپریالیستی در حرف خواهان اعطای مشارکت سیاسی به کارگران و اتحادیه های کارگریست و حمایت از منافع آنان را دارد اما، واقعیت آن است که در عمل خواهان ایجاد و توسعه شاخک های استثمار نظام سرمایه داری-امپریالیستی اش درمحار زدن به پاگیری جنبش کارگری رادیکال چپ و کمونیستی در کشورهای جهان بخصوص جهان سوم می باشد.  

سالیداریتی سنتر به سازمان جاسوسی  سی. آی. ا. متصل می باشد. این نهاد در اتحادیه ها و

سندیکا های کشورهای جهان سوم خصوصاً برآموزش کارگران بر مبنای فلسفه ای که در بالا به آن اشاره شد، تاکید خاصی می گذارد. و از طریق عناصر محلل سست عنصر و خود فروش بومی کشورهای جهان سوم شروع به یارگیری و نفوذ در جنبش کارگری برای تطبیق دادن این جنبشها به دنبالچه و پیروی از منافع امپریالیسم آمریکا، را دارد.

به کلام دیگر، برنامه این نهاد بر مبنای نیازهای اساسی و عینی نظم نوین اقتصاد گلوبالیزاسیون مورد نظر امپریالیسم آمریکا در پی فروپاشی نظام سوسیال امپریالیست شوروی تنظیم و استوار گشته است. همانگونه که در بالا به آن اشاره شد هدف این نهاد عبارت از:

ایجاد و توسعه شاخک های استثمار نظام سرمایه داری-امپریالیستم آمریکا برای غارت و چپاول نیروی کار ارزان کارگران، خصوصی سازیهای منطبق با نظم نوین اقتصاد گلوبالیزاسیون و مقابله و مهار زدن به پاگیری جنبش کارگری رادیکال چپ کمونیستی در کشورهای جهان بخصوص جهان سوم،و تبدیل جنبشهای کارگری این کشورها به دنبالچه منافع امپریالیستی و در آخر که به منافع خویش می رسد با توسل به چاقوی قصابی و اسلحه و نیروی نظامی اش به سرکوب و براندازی این جنبشها و ترور افراد مترقی و انقلابی کارگری می پردازد.

همانگونه که مائو تسه دون گفت" استثمارگران و ستمگران هرگز چاقوی قصابی خود را کنار نمی گذارند."

 

ان. ئی. دی. و سالیداریتی سنتر مبالغ مالی فراوانی در اختیار میانه روها(سنتریستها) و راسیستهای اتحادیه های کارگری برای مقابله با اتحادیه هائی که به دیده این دو نهاد طرفدار واقعی منافع کارگری و رادیکال هستند، قرار می دهند. هدف اصلی چنین سیاستی به رهبری رساندن افراد موافق سیاست آمریکا با صرف مبالغ فراوان دلار و ممانعت از ورود نمایندگان واقعی کارگران مترقی و چپ در راس این اتحادیه هاست.    

در 11 سپتامبر سال 1973 ان. ئی. دی. ، و ، ا. اف. ال.- سی. آی. او. از طریق  ا. آی. اف. ال. دی.14* ، به عنوان بازوی امپریالیسم آمریکا از جمله نهادهائی بودند که با همکاری سازمان جاسوسی سیا، کودتای خونینی را با اتکا به  ژنرال فاشیستی همچون پینوشه در شیلی علیه حکومت ملی سالوادور آلنده بر پا نمودند. از سپتامبر 1973 و در سراسر 17 سال حکومت دیکتاتوری-نظامی پینوشه، بیش از 30000 نفر ازمردم شیلی کشته شدند و بیش از1000000 نفر راه گریزاز مرگ و شکنجه و اعدام را در فرار و پناهنده شدن به کشورهای دیگر یافتند. بیش از400000 نفر مورد شکنجه واقع شدند. و  تاکنون از هزاران هزارنفری که در طول این کودتای ننگین ناپدید گشته اند، خبری نیست.      

از ابتدای سر کار آمدن سالودور آلنده دولت آمریکا و رئیس جمهور وقت ریچارد نیکسون و هنری کسینجرمشاور امنیت ملی نیکسون، خواهان براندازی او از طریق کودتا بودند. دولت سالوادور آلنده از طریق رفرم داخلی دولت می خواست راه رسیدن به سوسیال-دمکراسی را پیشه کند. از سال 1970 که دولت سالوادر آلنده از طریق انتخابات به روی کارآمد، اعتقادی به راه انقللابی در تغییر زیربنای اقتصادی و چارچوب سیاسی- نظامی حکومتی شیلی نداشت، و زنجیرها وابستگی شیلی به سیستم امپریالیستی را به هیچ وجه قطع نکرد. دولت سالوادور آلنده از درون خیزشهای کارگران شیلی، و طبقات متوسط ، و بخصوص د