کالبد شکافی یک تجربهٔ موفق از رویکرد جنبشی

کارگران یخچال‌سازی لرستان با تجمع و تحصن خود در تهران در دو نوبت موفق شدند خواست‌های خود را به سرمایه‌داران بقبولانند. این که آیا سرمایه‌داران عملا نسبت به تعهدات خود پایبند خواهند بود یا نه مسئلهٔ دیگری است که در آینده و در درجهٔ اول در اثر ادامه و پیگیری مبارزه کارگران تعیین خواهد شد. اما به هر حال حتی اگر این تعهدات روی کاغذ هم بماند باز هم نوعی عقب‌نشینی سرمایه‌داران و به این اعتبار پیروزی کارگران محسوب می‌شود. اطلاعیه‌های این تجمع، چگونگی حرکت کارگران، مطالبات آنان و در نهایت نتیجهٔ مبارزهٔ کارگران به پیوست این مقاله آمده و خوانندگان را برای آگاهی از این جزئیات به اطلاعیه‌های پیوست ارجاع می‌دهیم.

بی‌تردید، نقش اصلی و تعیین کننده در این پیروزی را خود تودهٔ کارگران یخچال‌سازی ایفا کردند که با تحمل سختی‌ها و پایداری و پای فشاری بر خواست‌های خود ونیز مقابله با نیروهای سرکوبگر هیچ راهی را بجز عقب‌نشینی برای سرمایه‌داران باقی نگذاشتند، بنابراین، بستر اصلی و مادی این پیروزی حرکت خود کارگران بود. اما بر این بستر و دقیقا با تکیه بر همین بستر، فعالان کارگری حاضر در این حرکت نیز نقش چشمگیری در این پیروزی داشتند. این فعالان چه با حضور فعال و مسئولانهٔ خود در این تجمع‌ها و چه با انجام کارهای تبلیغی و تدارکاتی مربوط به این حرکت ضمن هماهنگ کردن حرکت کارگران کوشیدند ضرورت پیوند آنان با بخش‌های دیگر جنبش کارگری و در درجه نخست کارگران بیکار و اخراجی و قراردادی برای برپائی یک جنبش سراسری و بدین سان فراهم نمودن زمینه ایجاد تشکل کارگران به صورت طبقه را برای کارگران توضیح و در عمل نشان دهند. هدف از این نوشته ، بیان تجربه‌ی این فعالان برای کل فعالان جنبش کارگری است، باشد که با این کار به سازماندهی جنبش کارگری کمکی کرده باشند.
این تجربه را در ابعاد زیر می‌توان خلاصه کرد:
1- عامل اصلی در به حرکت در آمدن کارگران فشار کمر شکن و طاقت فرسای زندگی است که حتی بر آورده کردن ابتدایی‌ترین نیاز‌های زندگی را دشوار و گاه ناممکن ساخته است. مادیات و ارضای نیازهای مادی است که کارگران را به مبارزه می‌کشاند. تجمعات کارگران یخچال‌سازی در تهران برای رسیدن به مطالباتشان امری ابتدا به ساکن نبود بلکه مسبوق به دو سال مبارزه برای این مطالبات و در رأس آنها دستمزدهای معوقه بود. این تجمعات پیامد جان به لب شدن کارگران و این در و آن در زدن آنان برای رفع نیازهای ابتدایی زندگی‌شان بود. اگر این اصل آهنین و بی‌چون و چرای زندگی را به عنوان زیر بنای تمام شرایط دیگر بپذیریم، آنگاه به این نتیجه می‌رسیم که کارگران ابتدا و پیش از هر چیز برای امرار معاش خود مبارزه می‌کنند و سپس در جریان این مبارزه به نیازهای دیگر از جمله نیازهای تشکل کارگری می‌رسند. این حکم، بسیار ساده و بدیهی به نظر می‌رسد، و از همین رو در بر خورد اول ممکن است مورد مخالفت هیچ یک از فعالان کارگری قرار نگیرد. اما عملا چنین نیست. پیشینه و عملکرد بسیاری از فعالان کارگری خلاف این را نشان می‌دهد. این فعالان با رویکرد گروهی خود- به تفکیک از رویکرد جنبشی- به جای تقدم مبارزۀ مادی کارگران بر تشکل آنان، تشکل را بر مبارزه مقدم شمرده اند و می‌شمرند. این تقدم عنصر و انگیزۀ ذهنی بر عنصر و انگیزۀ عینی بر خلاف واقعیت عریان جنبش کارگری است. تشکل کارگری تنها با عزیمت از بستر عینی و خود انگیختۀ مبارزۀ کارگران می‌تواند ایجاد شود. تشکل سازی در خارج از این بستر، کاری بیرون از ریل مبارزۀ طبقاتی کارگران است و حاصلی جز تکرار تجربه‌های ناکام گروهی نخواهد داشت.
2- پیشروان و آگاهان جنبش کارگری فقط بر بستر مبارزۀ تودۀ کارگران می‌توانند متشکل شوند و این مبارزه را رهبری کنند. پیشروان طبقۀ کارگر تنها در صورتی می‌توانند مبارزۀ این طبقۀ را رهبری کنند که بدنۀ کارگری را مخاطب قرار دهند و نه صرفا کارگران هم نظر و هم عقیدۀ خود را. فعالان حاضر در حرکت کارگران یخچال‌سازی رو به تودۀ کارگران داشتند و نه فقط این یا آن کارگر هم عقیدۀ خود. و تنها پس از این مخاطب قرار دادن بدنه و روشنگری بر بستر مبارزۀ این بدنه بود که کارگران هم‌عقیده و هم نظر با فعالان کارگری گرد آمدند و به طرح نظرات خود در مورد چگونگی پیشبرد حرکت و اتحاد و همبستگی با کارگران دیگر برای ایجاد تشکل کارگری پرداختند. به این ترتیب، حرکت کارگران رهبران خود را یافت، اما رهبرانی که بر بدنۀ کارگری و بر اساس سوخت و ساز درونی و ارگانیک مبارزۀ تودۀ کارگران شکل گرفته بودند، به طوری که وقتی حضور یکی از این رهبران در جمع نمایندگان مذاکره کننده با مخالفت یکی دیگر از نمایندگان رو به رو شد ( تحت این عنوان که او کارگر یخچال‌سازی نیست و نباید در جمع نمایندگان حضور داشته باشد) نمایندگان دیگر اعلام کردند که اگر او حضور نداشته باشد ما نیز در مذاکره شرکت نخواهیم کرد و به این ترتیب این رهبر و فعال کارگری با پشتیبانی قاطع کارگران حاضر در تجمع در مذاکره شرکت کرد و طرف مقابل مذاکره نیز مجبور به پذیرش او به عنوان یکی از نمایندگان کارگران شد.
این تجربه- حتی در همین مقیاس بسیار کوچک و محلی آن- از آنرو حائز اهمیت است که دغدغه‌ای در میان برخی از فعالان کارگری وجود دارد مبنی بر این که آیا عزیمت از بدنۀ جنبش کارگری به معنی کم بها دادن به نقش رهبری و در غلطیدن به تز «جنبش همه چیز و هدف نهایی هیچ چیز نیست» ؟ بدون شک، جنبش کارگری باید با رهبری و حول هدف مبارزه با سرمایه داری سازمان یابد. به عبارت دیگر، بدنۀ این جنبش باید سر داشته باشد. اما مسئله این است که این «سر» چگونه ایجاد می‌شود؟ با عزیمت از بدنه یعنی شرکت فعال در مبارزۀ تودۀ کارگران و مخاطب قرار دادن کل این توده یا درست کردن یک «سر» جدا از بدنه و سپس درخواست از تودۀ کارگران برای پیوستن به این «سر»؟ تجربۀ فعالان کارگری شرکت کننده در تجمعات کارگران یخچال‌سازی به حقانیت شق اول گواهی می‌دهد. بدنۀ کارگری «سر» را که با عزیمت از تئوری صرف ساخته شده باشد «سر» خود نخواهد دانست و به آن نخواهد پیوست.
3- هر چند مبارزۀ طبقۀ کارگر مبارزه‌ای اقتصادی – سیاسی است، لیکن کارگران از مطالبات مشخصا اقتصادی عزیمت می‌کنند و از آنجا به عرصۀ سیاست و در گیری با نظام سیاسی حاکم می‌رسند. تنها پس از آن که کارگران یخچال‌سازی برای تحقق خواست‌های اقتصادی خویش با کارفرما و عوامل او را گروگان گرفتند سر و کلۀ نیروهای انتظامی و ضد شورش پیدا شد. این حکم نه فقظ در مورد حرکت کارگران یخچال‌سازی بلکه در مورد هرگونه اعتراض و مبارزۀ کارگری صادق است. در هر اعتراض و تجمعی کارگران ابتدا با کارفرمای خود و بر سر مطالبات اقتصادی درگیر می‌شوند. تنها پس از این مرحله است که دولت و نیروهای سرکوب آن برای حمایت از کارفرما وارد ماجرا می‌شوند و بدین سان کارگران وارد درگیری با نظام سیاسی حاکم می‌شوند. به سخن دیگر، به تبع رهایی اقتصادی است که کارگران وارد قلمرو سیاست می‌شوند. به این اعتبار است که می‌گوئیم هر مبارزۀ طبقاتی یک مبارزۀ سیاسی است. اما نکتۀ مهم و مورد نظر ما در اینجا آن است که از دیدگاه کارگران هر گونه حرکت سیاسی از جمله براندازی نظام سیاسی تابع رهایی اقتصادی آنان است. این مسئله چنان روشن است که نیاز به توضیح بیشتر ندارد. تاکید بر آن صرفا از این رو ضروری است که کم نیستند کسانی که خود را فعال کارگری می‌دانند اما بر عکس این روند حرکت می‌کنند، یعنی از مبارزه با نظام سیاسی حاکم به ضرورت توجه به مبارزۀ اقتصادی کارگران می‌رسند. غافل از آن که این گونه ضدیت با نظام سیاسی چیزی جز مبارزۀ فراطبقاتی و بی‌ربط به طبقۀ کارگر و رهایی او نیست، مبارزه‌ای که کارگران را به سیاهی لشکر طبقات دیگر بدل می‌کند.
4- از آن جا که مبارزۀ کارگران مبارزه‌ای اساسا علنی است، رهبران آنان نیز فقط به صورت اساسا علنی می‌توانند این مبارزه را رهبری کنند. تودۀ کارگران به درستی نمی‌توانند این نکته را درک کنند که کسی مبارزۀ آنان را عملا و نظرا رهبری کند اما هویت‌اش غیر واقعی باشد. آنان به درستی انتظار دارند که همانگونه که خود را با هویت و اسم و رسمی واقعی معرفی می‌کنند فعالان و رهبران کارگری نیز خود را با هویت و اسم و رسم واقعی معرفی کنند. آنان به درستی توقع دارند که همان طور که خود از جزئیات زندگی و مشقات و گرفتاری‌های خود سخن می‌گویند، فعالان و رهبران کارگری نیز به همان روشنی و صراحت از زندگی و گرفتاری‌هایشان سخن بگویند. در غیر این صورت، تودۀ کارگران این فعالان و رهبران را از خود نخواهند دانست. به درستی احساس خواهند کرد که کسی صداقت و حسن نیت آنان را مورد سوء استفاده قرار داده است. کسی که خود را فعال کارگری می‌داند اما به گونه‌ای با تودۀ کارگران برخورد می‌کند که انگار در خانۀ تیمی زندگی می‌کند هیچ گاه مورد اعتماد تودۀ کارگران قرار نخواهد گرفت. البته این نکته نه به این معنی است که رهبر و فعال کارگری در صورت لزوم نباید مخفی شود و نه حاوی این معنا است که تودۀ کارگران مخفی کاری نمی‌کنند و یا ضرورت آن را درک نمی‌کنند. در بسیاری از اوقات، تودۀ کارگران مخفی‌کاری را بسیار بهتر و کارآمد‌تر از فعالان کارگری مورد بحث درک می‌کنند و انجام می‌دهند. اما مخفی کاری تودۀ کارگران نیز همچون مبارزۀ آنان پای بر زمین سفت واقعیات دارد و در عالم انتزاعیات سیر نمی‌کند. همچنین اگر شرایط حکم کند که فعالان و رهبران کارگری مورد اعتماد کارگران مخفی شوند تودۀ کارگران همچون مردمک چشم از آنان حفاظت خواهند کرد. و آنان این کار را نه به دلایل شخصی بلکه دقیقا به دلایل طبقاتی می‌کنند. درد و نیاز مشترک طبقاتی است که آنان را به این کار وا می‌دارد. درست از این رو بود که کارگران یخچال‌سازی به طرق مختلف می‌کوشیدند فعالان کارگری حاضر در تجمع را از چشم نیروهای امنیتی و انتظامی مصون نگه دارند.
فعالان کمیته هماهنگی در خرم آباد و تهران
منبع: سایت کارگران پیشرو