|
_______________________________
كارگران، معلمان، زنان، ناشران و.
نويسنده : مسيح علينژاد
24-1-86
________________________________________
اعتمادملی:نبض سياست در ايران مدتي است تند ميزند، آن قدر كه گاه نفس
رسانهها براي گرفتن اين نبض پرشتاب به منظور درج روز به روز احوال
اهالي سياست به شماره ميافتد، آن قدر كه هر روز، رويدادي بهراحتي
رخدادي ديگر را تحتالشعاع التهابات خود قرار ميدهد، آن قدر كه ديگر
همين ضرباهنگ تند حوادث و حواشي آن، ميشود حاشيه امني براي برخي تصميمهاي
نامتعارف عرصه سياسي تا از نقد مستمر و نتيجهبخش نجات يابند و بدين
ترتيب عميقترين، تلخترين و فاجعهآميزترين تصميمها،گاه آنچنان
دستخوش تحولات لحظه به لحظه عرصه سياستورزي ميشوند كه ديگر نه مجالي
براي آسيبشناسي آنها باقي ميماند و نه رمقي براي نقد و نقب بر كردارها
و گفتارهاي تصميمسازان اين عرصه.
از همين زاويه ميتوان كمي به گذشته بازگشت و دريافت كه در عصر
حاكميت يكپارچه اصولگرايي چه رويدادهايي در سطوح مختلف جامعه، ناگهان
صدرنشين خبرها شدهاند كه ابتدا موجي از التهاب و اضطراب و انتظار
براي برونرفت از آن در افكار عمومي به وجود آمد و سپس در فواصل زماني
اندك با تبعات تصميمهاي چالشساز ديگري ناگهان ذيلنشين خبرها شدهاند.
اما تنها تورق و تاملي گذرا در عملكرد برخي تصميمگيرندگان كنوني مشخص
مي كند آنان به جاي همراه ساختن اقشار مختلف جامعه، هر از چند گاهي طيف
مشخصي از جامعه را در چالشي جديد به مخالفان و منتقدان خود تبديل ميكنند.
ظاهرا هر از چند گاهي اين اتفاق رخ ميدهد، يعني نگاه مديران اين حوزه
در يك سطح خاص از جامعه متمركز ميشود اما درصدد مخالفسازي براي
تضعيف جايگاه و پايگاه خود. به گونه اي كه فردا، همان طيف از جامعه،
پرچم انتقاد به دست مقابل در مجلس يا دولت به اعتراض و انذار تصميمسازان
نسبت به آنچه انجام دادهاند، مينشينند.
1- كارگران اولين طيف از اقشار جامعه بودند كه تصميمگيرندگان اصولگرا،
بر مطالبات آنان تمركز كردند اما آنها نخسين گام مديران براي اجراي
عدالت اقتصادي و اجتماعي را غيركارشناسانه ديدند و به جاي آنكه براي
افزايش حقوق خود شاكر باشند هر روز در مواجهه با برگه اخراج دستجمعي به
معترضان اين مسوولان تبديل شدند. كارگران كه به جاي شعار اشتغالزايي
در عمل با اخراج فلهاي و تعطيلي كارخانهها روبهرو شدند، ديگر از سطح
مكاتبات با دفتر رئيسجمهور يا وزارت كار عبور كرده و چندين راهپيمايي
و تجمع و تحصن را در زمانها و مكانهاي متعدد و مختلف كشور شكل دادند
و در نهايت نيز احضار و بازداشت برخي از آنان روي ديگر سكه شد.
2- معلمان طيف ديگري از جامعه بودند كه اگرچه بيشتر از ساير اقشار
جامعه مورد توجه ويژه اصولگرايان در شعارها و بذل و بخششهاي
انتخاباتي قرار گرفتند اما در گامهاي بعدي موج نارضايتيشان از لايحه
خدمات كشوري يا نظام هماهنگ پرداخت، آنان را نيز به معترضان اين تصميمسازان
تبديل ساخت. آنها نيز اعتراض خود را از سطح بيانيهاي و سخنراني به سطح
سيماني شهر رساندند و در مقابل ساختمان مجلس چندين تحصن و تجمع را شكل
دادند تا آنكه در نهايت اين پرونده نيز با احضار و زنداني شدن برخي از
معلمان رنگ تلختري به خود گرفت.
3- زنان بخش ديگري از جامعه بودند كه اگرچه يك روز در برابر حق
برابرشان براي حضور در استاديومهاي ورزشي، رئيس دولت اصولگرا، فرمان
ورود صادر كرد اما رفتهرفته نهتنها اين دستور كارشناسي نشده ثمر نداد،
بلكه حكم دستگيري و بازداشتشان در تجمعها و تحصنهاي ديگر نيز صادر
شد.
4- وبلاگنويسان و دارندگان سايتهاي اينترنتي اگرچه هيچ مطالبه يا
درخواستي از مديران و تصميمگيرندگان نداشتند، اما اين طيف از جامعه
نيز در فضاي مجازي مورد توجه ويژه قرار گرفتند و دولت با هدف نظارت بر
محتواي سايتها، اين بخش از جامعه را نيز به صف منتقدان و معترضانش
اضافه كرد.
5- ناشران طيف ديگري از جامعه بودند كه در دوره عمر كوتاه دولت اصولگرا،
به دليل جا ماندن بسياري از كتابهايشان در پشت درهاي بسته وزارت ارشاد،
به سختي سرشان را در بازار نشر بالا ميگيرند اما اينبار نزاع بر سر
مكان و دو تكه شدن نمايشگاهي كه قرار بود تنها حلقه وصل اهالي كتاب در
طول يك سال گذشته باشد، ناشران و كتابفروشان را نيز به صف اصناف معترض
ديگر اضافه كند.
6- اگرچه همه اين طيفها و صنفهاي برشمرده، خود شرايط دشواري را پشت
سر ميگذارند اما اگر تدبير نشود، ترديد نبايد كرد كه سايه اين دشواري،
چه بخواهيم و چه نخواهيم به زودي بر فراز خانه سياستورزان و تصميمگيران
اين عصر نيز پهن خواهد شد چرا كه به نظر ميرسد اين جريان سياسي ديگر
هيچ نيازي به رقيب براي ساماندهي منتقدان و مخالفان خود ندارد و با
نظمي خاص، اقشار و صنفهاي متعدد جامعه را در برابر خود به صف كرده
است.
پايان خبر |